یا زینب

درود بر تو اى زینب…

/
  درود بر تو ای بانوی گرامی بزرگوار و با نجابت و شریف درود …
حضزت زینب سلام الله علیها

تمام عالم به فدایت

/
  مادر در گوششان رمز عبور را زمزمه کرد و راهی شدند به سوی دا…
یاابوالفضل العباس

یا اَخا اَدرِک اَخا…

/
  و حسین علیه السلام چون باز شکاری خود رابه بالین برادر رسان…
حضرت علی اصغر

لالایی

/
لالایی یک بار دیگر ندای " هل من ناصر ینصرنی " در آن صحرا تفتید…
حضرت علی اکبر

دلتنگ دیدار رسول الله

/
  چهره بنما علی جان که سخت دلتنگ دیدار رسول الله صلی الل…
قاسم بن الحسن

یادگار برادر

/
    دشت کربلا گویی آراسته به قدوم، رزم آوری…
abdollahe ebn hassan

با یک دست

/
  عمه جان زینب سلام الله علیها ، دست های کوچکش را محک…
حضرت رقیه

دلنوشته برای رقیه خاتون سلام الله علیها

/
  حال دختر با دست های کوچکش یکی یکی خارهای مغیلان را ا…
محرم

ورودیه

/
  از وقتی وارد این دشت شدند حالش منقلب بود گفت برادر جا…
سایز تصاویر2

سفیر یار بودی و سردار عشق

/
    وقتی به امر امام زمانت راهی کوفه شدی، شا…
ام البنین بی پسر

ام البنین بی پسر

/
وقتی که مردترین مرد روزگار قاصدی راهی کرد تا شما را همراه …
خاتون کوچک من

خاتون کوچک من

/
  نگاه کن مرا! من گریه می کنم! اشک هایم را ببین! ن…
گل باغ لیلا

گل باغ لیلا

/
زیبا رویی اش زبانزد بنی هاشم بود. سیمایش همچون ماه شب چهارد…
او را علی نامید!

او را علی نامید!

/
  به شوق پدرش، هرچه پسر داشت على ناميد! چه نور و سرور…
دل نوشته ای کوتاه از نام بلند علی اکبر علیه السّلام

دل نوشته ای کوتاه از نام بلند علی اکبر علیه السّلام

/
  حدیث دل را با نام خداوند عالی مرتبه آغاز می کنم: …
حسین بود و تو بودی

حسین بود و تو بودی

/
  حسين بود و تو بودي، تو خواهري كردي حسين فاطمه را گر…
تا ابد شکیبا

تا ابد شکیبا

/
  سالهاست که خستگی فراق شانه هایش را می آزارد، روز…
قمر العشیره

قمر العشیره

/
  عمو جان، شما را قمر نامیدند از آن جهت که نور می گ…
من شقّ القمری سراغ دارم

من شقّ القمری سراغ دارم

/
  هر چه که بود و به هر سختی و مشقتی که بود یل هاشمی نسب به …
فداکارترین برادر

فداکارترین برادر

/
شجاعت بی نظیرش را از پدر به ارث برده بود و از مادرش... پدرش ع…
برادر داریم تا برادر!

برادر داریم تا برادر!

/
یکی مثل قابیل نمی تونه بزرگی هابیل رو ببینه و دستشو به خون برا…
دست طلب

دست طلب

/
  سپاه عشق را يار آفريدند وفا را طرفه معيار آفريدند…
وداع

وداع

/
  به نام خدا نوبت به میدان رفتن هر کس که می رسید، خاضع…
یک گردش چشمان حسین

یک گردش چشمان حسین

/
  در سومین روزِ یکی از بهترین ماه های خدا در خانه …
در مسیر اربعین

در مسیر اربعین

/
قصه جوان عاشق هاشمی، همین سفیری که از بام دارالعماره بر فراز ع…
شب دوم، عزای دوم

شب دوم، عزای دوم

/
هوا داغ بود. آفتاب بی رحمانه تابیدن گرفته بود. همه خسته بودند و…
آزاده تر از...

آزاده تر از…

/
  اولین بار در شراف دیده بودش. منزلگاهی میان مکه و ک…
یک اربعین بر این کاروانیان گذشته

یک اربعین بر این کاروانیان گذشته

/
  سکوت بیابان را صدای زنگوله هایی آویخته بر گردن ا…
سر بر سنگ و کلوخ

سر بر سنگ و کلوخ

/
  بالاخره زمان وصل رسید و آمدی بابا آمدی و این ویر…
الشّام، الشّام، الشّام

” الشّام، الشّام، الشّام”

/
  الشام الشام الشام..." در آفتاب سوزان آن دشت پر بلا، …