ام البنین بی پسر

ام البنین بی پسر

/
وقتی که مردترین مرد روزگار قاصدی راهی کرد تا شما را همراه …
خاتون کوچک من

خاتون کوچک من

/
  نگاه کن مرا! من گریه می کنم! اشک هایم را ببین! ن…
گل باغ لیلا

گل باغ لیلا

/
زیبا رویی اش زبانزد بنی هاشم بود. سیمایش همچون ماه شب چهارد…
او را علی نامید!

او را علی نامید!

/
  به شوق پدرش، هرچه پسر داشت على ناميد! چه نور و سرور…
دل نوشته ای کوتاه از نام بلند علی اکبر علیه السّلام

دل نوشته ای کوتاه از نام بلند علی اکبر علیه السّلام

/
  حدیث دل را با نام خداوند عالی مرتبه آغاز می کنم: …
حسین بود و تو بودی

حسین بود و تو بودی

/
  حسين بود و تو بودي، تو خواهري كردي حسين فاطمه را گر…
تا ابد شکیبا

تا ابد شکیبا

/
  سالهاست که خستگی فراق شانه هایش را می آزارد، روز…
قمر العشیره

قمر العشیره

/
  عمو جان، شما را قمر نامیدند از آن جهت که نور می گ…
من شقّ القمری سراغ دارم

من شقّ القمری سراغ دارم

/
  هر چه که بود و به هر سختی و مشقتی که بود یل هاشمی نسب به …
فداکارترین برادر

فداکارترین برادر

/
شجاعت بی نظیرش را از پدر به ارث برده بود و از مادرش... پدرش ع…
برادر داریم تا برادر!

برادر داریم تا برادر!

/
یکی مثل قابیل نمی تونه بزرگی هابیل رو ببینه و دستشو به خون برا…
دست طلب

دست طلب

/
  سپاه عشق را يار آفريدند وفا را طرفه معيار آفريدند…
وداع

وداع

/
  به نام خدا نوبت به میدان رفتن هر کس که می رسید، خاضع…
یک گردش چشمان حسین

یک گردش چشمان حسین

/
  در سومین روزِ یکی از بهترین ماه های خدا در خانه …
در مسیر اربعین

در مسیر اربعین

/
قصه جوان عاشق هاشمی، همین سفیری که از بام دارالعماره بر فراز ع…
شب دوم، عزای دوم

شب دوم، عزای دوم

/
هوا داغ بود. آفتاب بی رحمانه تابیدن گرفته بود. همه خسته بودند و…
آزاده تر از...

آزاده تر از…

/
  اولین بار در شراف دیده بودش. منزلگاهی میان مکه و ک…
یک اربعین بر این کاروانیان گذشته

یک اربعین بر این کاروانیان گذشته

/
  سکوت بیابان را صدای زنگوله هایی آویخته بر گردن ا…
سر بر سنگ و کلوخ

سر بر سنگ و کلوخ

/
  بالاخره زمان وصل رسید و آمدی بابا آمدی و این ویر…
الشّام، الشّام، الشّام

” الشّام، الشّام، الشّام”

/
  الشام الشام الشام..." در آفتاب سوزان آن دشت پر بلا، …
اسارت

اسارت

/
  روز بعد از فاجعه و آغاز اسیری است زنان و کودکان ب…
عزیز

عزیز

/
  1 این آیه های قرآن است که جایش صدر سینه ی پ…
شام غریبان

شام غریبان

/
  غمزدگان بلا کار به پایان رسید دشت پر بلا از تن های بی سر آکن…
آیا بگویم...

آیا بگویم…

/
  آیا بگویم آنقدر داغ سنگین است که نمی دانم از ک…
از عزای سرور شهیدان3

از عزای سرور شهیدان3

/
  شب اول، داغ اول جوان عاشق بود. جنگاوری عرب بود. به شج…
از عزای سرور شهیدان 2

از عزای سرور شهیدان 2

/
  بخوان و فریاد بزن "بسم الرّبِ الحُسَین" آغاز شد. اق…
از عزای سرور شهیدان1

از عزای سرور شهیدان1

/
  "بسم الله الرحمن رحیم" از حوالی قربان گذشتیم و مرور یاد…
میلاد اشک

میلاد اشک

/
فوج فوج ملائکه به تهنیت و شادباش فرود می آیند زمین غرق سر…
آشنای دل ها

آشنای دل ها

/
ستاره باران است آسمان امشب و زمین غرق در شادی و نور شادی اس…
روزت شاد شهربانو!

روزت شاد شهربانو!

/
  شهربانو خندید، نوزادش را در آغوش گرفت و به چشمان ه…