خاتون

خاتون کوچک من

/
  "خاتون کوچک من"   نگاه کن مرا! من گریه می …
حسین

یک گردش چشمان حسین

/
در سومین روزِ یکی از بهترین ماه های خدا در خانه ای از ب…
ام البنین

ام البنین بی پسر

/
ام‌ البنین بی پسر ام البنین بی پسر وقتی که مردترین مرد…
یا زینب

درود بر تو اى زینب…

/
  درود بر تو ای بانوی گرامی بزرگوار و با نجابت و شریف درود …
حضزت زینب سلام الله علیها

تمام عالم به فدایت

/
  مادر در گوششان رمز عبور را زمزمه کرد و راهی شدند به سوی دا…
یاابوالفضل العباس

یا اَخا اَدرِک اَخا…

/
  و حسین علیه السلام چون باز شکاری خود رابه بالین برادر رسان…
حضرت علی اصغر

لالایی

/
لالایی یک بار دیگر ندای " هل من ناصر ینصرنی " در آن صحرا تفتید…
حضرت علی اکبر

دلتنگ دیدار رسول الله

/
  چهره بنما علی جان که سخت دلتنگ دیدار رسول الله صلی الل…
قاسم بن الحسن

یادگار برادر

/
    دشت کربلا گویی آراسته به قدوم، رزم آوری…
abdollahe ebn hassan

با یک دست

/
  عمه جان زینب سلام الله علیها ، دست های کوچکش را محک…
حضرت رقیه

دلنوشته برای رقیه خاتون سلام الله علیها

/
  حال دختر با دست های کوچکش یکی یکی خارهای مغیلان را ا…
محرم

ورودیه

/
  از وقتی وارد این دشت شدند حالش منقلب بود گفت برادر جا…
سایز تصاویر2

سفیر یار بودی و سردار عشق

/
    وقتی به امر امام زمانت راهی کوفه شدی، شا…

فصل های عاشورا

/
نهضت عاشورا به عقيده بعضى از تحليلگران تاريخ، داراى سه فصل بود: فصل…
گل باغ لیلا

گل باغ لیلا

/
زیبا رویی اش زبانزد بنی هاشم بود. سیمایش همچون ماه شب چهارد…
دل نوشته ای کوتاه از نام بلند علی اکبر علیه السّلام

دل نوشته ای کوتاه از نام بلند علی اکبر علیه السّلام

/
  حدیث دل را با نام خداوند عالی مرتبه آغاز می کنم: …
حسین بود و تو بودی

حسین بود و تو بودی

/
  حسين بود و تو بودي، تو خواهري كردي حسين فاطمه را گر…
تا ابد شکیبا

تا ابد شکیبا

/
  سالهاست که خستگی فراق شانه هایش را می آزارد، روز…
قمر العشیره

قمر العشیره

/
  عمو جان، شما را قمر نامیدند از آن جهت که نور می گ…
من شقّ القمری سراغ دارم

من شقّ القمری سراغ دارم

/
  هر چه که بود و به هر سختی و مشقتی که بود یل هاشمی نسب به …
فداکارترین برادر

فداکارترین برادر

/
شجاعت بی نظیرش را از پدر به ارث برده بود و از مادرش... پدرش ع…
برادر داریم تا برادر!

برادر داریم تا برادر!

/
یکی مثل قابیل نمی تونه بزرگی هابیل رو ببینه و دستشو به خون برا…
وداع

وداع

/
  به نام خدا نوبت به میدان رفتن هر کس که می رسید، خاضع…
شب دوم، عزای دوم

شب دوم، عزای دوم

/
هوا داغ بود. آفتاب بی رحمانه تابیدن گرفته بود. همه خسته بودند و…
آزاده تر از...

آزاده تر از…

/
  اولین بار در شراف دیده بودش. منزلگاهی میان مکه و ک…
سر بر سنگ و کلوخ

سر بر سنگ و کلوخ

/
  بالاخره زمان وصل رسید و آمدی بابا آمدی و این ویر…
الشّام، الشّام، الشّام

” الشّام، الشّام، الشّام”

/
  الشام الشام الشام..." در آفتاب سوزان آن دشت پر بلا، …
اسارت

اسارت

/
  روز بعد از فاجعه و آغاز اسیری است زنان و کودکان ب…
عزیز

عزیز

/
  1 این آیه های قرآن است که جایش صدر سینه ی پ…
شام غریبان

شام غریبان

/
  غمزدگان بلا کار به پایان رسید دشت پر بلا از تن های بی سر آکن…