مردگان، شفاعت، واجبات

در مطلب پیش رو به سه شبهه پاسخ داده شده است، در مطلب اول مستشکل با استناد به قرآن، مردگان را غیرقابل تفهیم می داند، در مطلب دوم، شفاعت را شرک می خواند و در مطلب سوم، عزاداری را منافی با واجبات می داند.

 

به استناد قرآن

به استناد قرآن مردگان غیر قابل تفهیم هستند. در چنین صورتی آیا درخواست شفاعت از اولیای الاهی لغو نیست؟

وهابی ها در این استدلال به آیه های زیر استناد می کنند:

“و ما یستوی الاعمی و البصیر و لا الظلمات و لا النور و لا الظل و لا الحرور و ما یستوی الاحیاء و لا الاموات ان الله یسمع من یشاء و ما انت بمسمع من فی القبور ان انت الا نذیر. ” فاطر 19 – 23

کور و بینا، تاریکی و روشنایی، سایه و آفتاب، مردگان و زندگان یکسان نیستند. خداوند هر کسی را بخواهد شنوا می کند و تو نمی توانی مردگان قبور را شنوا گردانی تو بیم رسانی بیش نیستی.

“انک لا تسمع الموتی و لا تسمع الصم الدعا اذا ولوا مدبرین، و ما انت بهادی العمی عن ضلالتهم ان تسمع الا من یومن بایاتنا فهم مسلمون.” نمل 80-81

تو قدرت نداری که سخنی را به مردگان بشنوا نی و نمی توانی ندای خویش را به گوش کران برسانی آن گاه که به تو پشت می کنند. تو نمی توانی کوری را از ضلالت هدایت کنی. تنها آن گروه را هدایت می کنی که به آیات ایمان آورده و تسلیم حق شده اند.

پاسخ:

یاد آور می شود که این گروه پیوسته در تخطئه ی دیگر فرقه های اسلامی از در شرک وارد می شوند و به نام طرفداری از توحید، درصدد تکفیر دیگران بر می آیند ولی در این استدلال، چهره گفتار را دگرگون کرده و موضوع لغو بودن توجه و اولیا را پیش کشیده اند اما آنان به کلی غالفند که:

اولیای الهی به برکت دلایل عقلی و نقلی حی و زنده اند. و هدف این آیات جز این نیست که، اجسادی که در زمین آرمیده اند قابل تفهیم نیستند و هر جسدی که روح از آن جدا شد از قلمرو درک و فهم بیرون می رود و به صورت جمادی در می آید.

باید توجه نمود که طرف خطاب در شفاعت خواهی، اجساد نهفته در قبور نیستند، بلکه با آن ارواح پاک و زنده که با اجساد برزخی در جهان برزخ به سر می برند و به تصریح قرآن حی و زنده هستند، سخن گفته می شود و درخواست شفاعت می شود نه با بدن نهفته در خاک.

اگر مردگان و اجساد پنهان شده در دل خاک از قلمرو و تفهیم دور و کنارند دلیل بر آن نیست که ارواح و نفوس طیب و پاکیزه آنان که به نص قرآن درجهان دیگر زنده ا ند و روزی می خورند، قابل تفهیم نباشند.

اگر سلام گفته می شود و یا شفاعت طلب می گردد و یا سخن گفته می شود سر و کار با آن ارواح پاک و زنده است نه با اجساد نهفته در دل خاک.

اگر مسلمانان به زیارت قبر، خاک و کاشانه آنان می روند به خاطر این است که از این راه می خواهند در خود آمادگی ایجاد نمایند تا با آنان ارتباط روحی برقرار کنند. حتی اگر دانسته شود که جسد آنان مبدل به خاک شده باز این نوع صحنه ها را پدید می آورند، تا از این راه، آمادگی ارتباط با آن ارواح پاک را پیدا کنند.

از احادیث اسلامی استفاده می شود که یاران پیامبر پس از درگذشت وی پیوسته از او درخواست شفاعت می کردند.

هنگامی که «امیر مومنان علی علیه السلام »از تجهیز« پیامبر اکرم صلی الله الیه و آله »فارغ گردید، چهره ی پیامبر را باز کرد و گفت:

با بی انت و امی طبت حیا و طبت میتا… اذکرنا عند ربک.( نهج البلاغه ی عبده 2 صفحه 255 (خطبه 23 ؛ مجالس مفید با مختصری تفاوت)

پدر و مادرم فدای تو باد در حال حیات و ممات پاکیزه بودی… در پیشگاه پروردگار از ما یادی بنما.

 

 

آیا شفاعتخواهی شرک است؟

آیا شرک مشرکان به دلیل طلب شفاعت ایشان از بت ها بود؟ آیا شفاعت خواهی شیعه از حضرت زهرا (سلام الله علیها) مشابه شفاعت خواهی مشرکان از بت ها است؟

پاسخ

وها بی می گوید، شرک مشرکان به خا طر این بود که از بتها طلب شفاعت می نمودند و آیه زیر بر آن گواهی می دهد:
و یعبدون من دون الله ما لا یضرهم و لا ینفعهم و یقولون هولاء شفعاونا عند الله.(1)
بنا براین هر نوع شفاعت خواهی از غیر خدا شرک و پرستش شفیع خواهد بود.
پاسخ این است:
اولا: به حکم واو عطف در جمله و یقولون عبا دت آنان غیر از درخواست شفاعت آنان بود. اگر درخواست شفاعت، پرستش آنها بوده، لفظ واو زاید خواهد بود.
ثانیا: آنان بت ها را خدایان کوچک و متصرفان بی منازع در امور دنیا و آخرت می دانستند، از این جهت هر نوع درخواست همراه با این عقیده عبادت شفیع بود، در صورتی که مسلمانان شافعان راستین را بندگان مقرب خدا می دانند که بدون اذن او کاری را صورت نمی دهند ، در این صورت چگونه میتوان حکم مورد بحث را از آیه استفاده نمود؟!

 

 

پرداختن به عزاداری یا انجام واجبات؟

 

چرا با این که اشتغال به عزاداری برای حضرت فاطمه (سلام الله علیها) مانع از انجام برخی واجبات است انجام آن حرام نیست ؟
توضیح اشکال:
عزاداری ها به خصوص در ایام فاطمیه و محرم مانع از اشتغال به واجبات است. مثلا می گویند: تا نیمه شب سینه می زنند و نماز صبحشان قضا می شود که این حرام است و باید به واجب پرداخت، حتی پیامبر به حضرت علی فرمودند: « یا علی اشتغل الناس بالنوافل اشتغل انت بالفرائض » یعنی وقتی اقبال عمومی به نوافل است تو مواظب باش واجبات از دست نرود.
پاسخ:
در موارد کثیری این مسئله وجود ندارد و این گونه نیست که این دو بخواهند در مقابل هم قرار بگیرند.
خیلی از سینه زن ها غیر از نمار صبح، نماز شب هم می خوانند، آیا مستشکل از عزاداران، آمار گرفته است که چه کسانی نماز صبح می خوانند و چه کسانی نماز صبحشان قضا می شود؟
در زمانی که فردی مسابقات جام جهانی را در نیمه شب می بیند هم ممکن است نماز صبحش قضا شود، پس دیدن مسابقه فوتبال حرام است؟؟؟

امر به واجبات شرعی ، از امر مستحب عزاداری نهی نمی کند، این که واجب شرعی مثل نماز ترک شود عقوبت دارد ولی این ، استحباب عزاداری را ساقط نمی کند.
بنا به نظر فقها ، اگر کسی قبل از دخول وقت نماز صبح بخوابد با این که می داند اگر ساعت را کوک نکند یا به کسی نسپرد قطعاً خواب می ماند، این کارها ( ساعت کوک کردن و به کسی سپردن) براو واجب نیست .لذا کسانی که تا نیمه شب عزاداری می کنند گر چه قضا شدن نماز صبحشان معصیت است، این معصیت استحباب عزاداری ایشان را سلب نمی کند.

از آقای خویی و سیستانی در خصوص جواز عزاداری برای کسی که می داند اگر تا صبح عزاداری کند، نماز صبحش قضا می شود پرسیده اند و ایشان پاسخ فرموده اند که اگر این کارها عنوان سبک شمردن و استخفاف به نماز باشد جایز نیست ولی اگر چنین نباشد، دلیلی بر حرمت آن وجود ندارد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *