گذری بر زیارت حضرت عشق (5)

گذری بر زیارت حضرت عشق (5)

“فاسال الله الذی اکرم مقامک و اکرمنی بک ان یرزقنی طلب ثارک مع

امام منصور من اهل بیت محمد صلی الله علیه و آله” ،” از خدایی که

مقام تو را گرامی داشت و مرا هم به خاطر تو اکرام فرمود،می خواهم

که خون خواهی تو را در کنار امام منصوری از اهل بیت پیامبر(صلی الله

علیه و آله و سلم) ، روزیم فرماید.”

بر دل داغ دیدگان حسین، یاد مهدی همواره تسلای جان بوده، ابوحمزه

ثمالی از امام باقر علیه السلام پرسید:ای پسر رسول خدا!آیا همه

شما قیام به حق نمی کنید؟

حضرت فرمودند:بله، این گونه است.

ابو حمزه ادامه داد:پس چرا قائم را، قائم نامیدند؟

حضرت پاسخ دادند:آن گاه که جدم حسین کشته شد، فرشتگان به

درگاه خدا ندبه کردند و گریستند و گفتند:ای خدا ! آیا از کسانی که

برگزیده تو و بهترین خلق تو را می کشند، غافل می شوی؟

خدای عزوجل به آنان وحی فرمود:”ای فرشتگان من! آرام گیریدکه به

عزت و جلالم سوگند من از آنان انتقام خواهم گرفت.” آن گاه امامان از

نسل حسین(علیه السلام) را به فرشتگان نشان داد، یکی از امامان

قائم بود و نماز می خواند، خدای عزوجل فرمود:” به وسیله این قائم از

قاتلان حسین انتقام خواهم گرفت.”(بحارالانوار، ج51، ص28)

این فراز نشان دهنده پیوند عمیق بین قیام حسین (علیه السلام) و

انقلاب مهدی(علیه السلام) است. یاد حسین ترس از دل تو بیرون می

کند و یاد مهدی یأس، حسین به تو شجاعت می دهد و مهدی

مقاومت.

“برئت الی الله و الیکم منهم” ، “رو به سوی خدا و رو به سوی شما از

آنان بیزاری می جویم.”

برای آن که مبادا این برائت و اعلام بیزاری ، نفرتی از سر خصومت های

شخصی یا عواطف انسانی باشد، تاکید می کنی که این بیزاری به

سوی خداست ،یعنی برائتی است براساس ایمان به خدا، و به سوی

شما ، یعنی براساس محبت به خاندان عصمت و طهارت.(من به خاطر

شما، از آنان بیزاری می جویم.)

وقتی زیارت عاشورا می خوانی به لعن صد باره و سپس سلام صد

باره می رسی، شاید بپرسی چرا اول لعن بر دشمنان و بعد سلام به

اباعبدالله؟

پاسخ روشن است، تا کسی از سیاهی نگریزد به سپیدی نمی رسد،

دل بی برائت، طعم شیرین محبت را نمی چشد. چنان که در کتاب

آسمانیمان داریم،” فمن یکفر بالطاغوت و یومن بالله” ،”هرکه به طاغوت

کفر ورزید و به خدا ایمان آورد، به ریسمان محکم تمسک جسته

است.”(سوره بقره،آیه 256)

برابری تعداد لعن و سلام نیز گویای آن است که برائت و محبت، دو

کفه یک ترازویند. هرچه از دشمنان حسین (علیه السلام) دوری جویی،

به همان اندازه به حسین نزدیک می شوی، از این رو حب بی برائت

محال است.

به حضرت صادق (علیه السلام) گفتند: فلانی شما را دوست دارد،

ولی از دشمنانتان بیزاری نمی جوید.

حضرت فرمودند:هیهات!کسی که ادعای محبت ما را دارد ولی از

دشمنان ما برائت نمی جوید، دروغ می گوید.(بحارالانوار،ج27،ص58)

در تمام دین، محبت و برائت باهم عجین گشته اند.نمونه آن مراسم

نورانی حج است که هم طواف دارد و هم رمی جمرات.آیا می توان

پذیرفت که حاجی ، بر حجرالاسود بوسه بزند و بر جمرات که نماد

شیطان است، به جای سنگ، گُل بریزد؟

امیر مومنان علی (علیه السلام) می فرمایند: محبت ما و محبت دشمن

ما، در یک دل جمع نمی شود، خدا در درون آدمی دو دل ننهاده است.

(الانوار الساطعه،ج1،ص352)

،

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *