گذری بر زیارت حضرت عشق (4)

گذری بر زیارت حضرت عشق (4)

“فلعن الله امه اسست اساس الظلم و الجور علیکم اهل البیت”، “پس

خدا لعنت کند امتی را که ظلم و ستم بر شما اهل بیت را بنیان نهادند”

و بعد،کسانی را که این فاجعه بزرگ را آفریدند نفرین می کنی و البته

درآغاز، به آنان که بنیانگزار این راه نادرست بودند، لعنت می فرستی؛

چرا که می دانی اگر خانه فاطمه در آتش ستم سقیفه نسوخته بود،

خیمه های حسین در روز عاشورا آتش باران نمی شد، و اگر علی،

مظلومانه از حق خویش باز نمی ماند، حسین غریبانه در گودال قلتگاه

به شهادت نمی رسید. مصیبت حسین(علیه السلام) یادآور همۀ

مصیبت هایی است که بر اهل بیت رفته است و عاشورا سند محکمی

است بر انحراف امت پس از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم).

اگر حضرت زهرا(علیه السلام) فداکارانه اصرار می کرد که حق ولایت

علی(علیه السلام) را به وی بسپارند و در دفاع از امام زمان خود تا پای

جان پیش رفت، برای همین بود که نگذارد آب از سرچشمه گل آلود

شود. “سقیفه”، “غدیرخم” را به فراموشی سپرد و زمینه ساز

جنایتکارانی شد که در روز عاشورا، فرزندان پیامبر را به خاک و خون

کشیدند. پس آیا شایسته نیست که در آغاز همۀ لعن ها و نفرین ها،

از کسانی یاد کنیم که بنیانگزار ستم بر خاندان پیامبر(صلی الله علیه و

آله و سلم) بودند؟

“والعن الله امه دفعتکم عن مقامکم و ازالتکم عن متراتبکم التی رتبکم

الله فیها”

و خدا لعنت امتی را که شما را از مقامتان بازداشت و از جایگاه هایی

که خدا برایتان مقرر کرده بود، برکنار ساخت.

پس از لعن بانیان ستم بر اهل بیت(علیه السلام)، از بزرگ ترین

ستمی که بر آنان رفت، یعنی غصب مقام و منزلتی که خدا برای آنان

در نظر گرفته بود- یاد می کنی؛ زیرا می دانی که انکار ولایت و دیگر

حقوق الهی علی(علیه السلام) و فرزندانش بود که زمینه ساز ستم بر

آنان شد. نکتۀ دیگری که مورد توجه قرار میدهی آن است که مقامات

آن عزیزان (مانند حق حکومت، حق تفسیر و شرح حقیقت قرآن و

وراثت علمی رسول خدا) وظیفه ای بود که خدا بر این خاندان مشخص

کرده بود. (رتبکم الله)

“ولعن الله امه قتلتکم”، “و خدا لعنت کند امتی را که شما را کشت.”

لعن ونفرین سوم نصیب قاتلین آنها می شود؛ زیرا اگر آن دو گروه

نخستین نبودند، کسی جرات نمی کرد یادگاران رسول الله (صلی الله

علیه و آله و سلم) را از دم تیغ بگذراند.

“ولعن الله الممهدین لهم بالتمکین من قتالکم”، “و خداوند لعنت کند

آنانی را که با قبول نبرد با شما، برای قاتلانتان زمینه سازی کردند.”

چه بسا کوفیانی که در لشگر یزید حضور یافتند و چندان مشارکتی هم

در قتل امام حسین(علیه السلام) و یارانش نداشتند، اما اینان با تنها

گذاشتن “مسلم” و تن دادن به ظلم “ابن زیاد” و پذیرش سربازی یزید،

عاملان اصلی جنایت را یاری دادند و زمینۀ آن همه مصیبت را فراهم

ساختند.

“برئت الی الله و الیکم منهم و من اشیاعهم و اتباعهم و اولیائهم”، “من

با توجه به خدا و شما از آنان و یاران و دوستانشان بیزاری می جویم.”

تنها برائت از قاتلان حسین و زمینه سازان قتل حسین(علیه السلام)

کافی نیست. تو آن قدر غیوری و آن قدر به محبوبت عشق می ورزی

که حتی از یاران و پیروان و دنباله روان قاتلان حسین که به هر حال

نقشی داشته اند نیز بیزاری می جویی.

“یا ابا عبدالله انی سلم لمن سالمکم، و حرب لمن حاربکم الی یوم

القیامه”

“ای ابا عبدالله! من تا روز قیامت، با هر که در صلح با شماست در

صلحم و با هر که در جنگ و نبرد با شماست، در جنگ و نبردم.”

اشخاص، هرگز نمی توانند محور و معیار حق باشند؛ اما چون حضرت

اباعبدالله(علیه السلام) در حق فانی شده و با حقیقت متحد گشته و

مانند پدرش علی(علیه السلام) به مقام “علی مع الحق و الحق مع

علی” علی با حق است و حق با علی. (میزان الحکمه، حدیث 979)؛و

همچون مادرش به جایگاه “ان الله لیغضب لغضب فاطمه، و یرضی

لرضاها” ، به یقین خدا با خشم فاطمه به خشم می آید و با خشنودی

او خشنود می شود. (همان، حدیث 1102) رسیده، محور حقیقی حق

است.

این را هم بدان که شعار پر محتوا و معنادار “انی سلم لمن سالمکم و

حرب لمن حاربکم” یادگاری از سوی رسول خدا(صلی الله علیه و آله و

سلم) است که دربارۀ علی و فاطمه و حسن و حسین فرمود: “انا

حرب لمن حاربهم و سلم لمن سالمهم”(بحار الانوار، ج27، ص62) پس

در زمزمۀ این فراز از زیارت، تو از رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم)

پیروی کرده ای و رفتار آن اسوه حسنه را، الگوی خویش ساخته ای.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *