گذری بر زیارت حضرت عشق (1)

گذری بر زیارت حضرت عشق (1)

احساس می کنی که در حرم حسین نشسته ای و عطر و بوی آن خاک

مقدس، مشامت را نوازش می دهد. تصویر آن ضریح شش گوشه در

گوشه دلت نقش می بندد و آن گاه خود را در حضور دُردانه رسول

الله(صلی الله علیه وآله وسلم) می یابی و زیارتت را چنین آغاز می کنی:

السلام علیک یا ابا عبدالله،سلام بر تو ای اباعبدالله

سلام، اولین کلامی است که بر زبان می آوری. سلام، نشانه ادب و

اظهار اطاعت و وفاداری است.

مردی از شیعیان به امام صادق(علیه السلام) عرض کرد: فدایت شوم من

بسیاری از اوقات به یاد حسین(علیه السلام) می افتم، در آن حال چه

بگویم؟ حضرت فرمودند: بگو،السلام علیک یا ابا عبدالله؛ زیرا سلام، به او

خواهد رسید چه از نزدیک باشد، چه از دور.(بحار الانوار،ج101 ،ص151 )

معنای سلام را، چه تسلیم جان و مال و همه داشته ها بدانیم یا آن را

بیان پاکی و سلامتی از هر گونه پلیدی در نظر بگیریم، آن را به حسین

تقدیم می کنیم.

نکته دیگر در این سلام، ادب خطاب با کنیه است. “کنیه” در زبان عربی

نامی است که جنبه احترام و ادب در آن مورد توجه قرار گرفته است.

(چیزی مانند نام خانوادگی در زبان فارسی ).

“السلام علیک یا ابن رسول الله” ، “سلام بر تو ای پسر رسول خدا”

این بار سلامت را با یادی از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)

همراه می سازی. در این جمله با اشاره به مقام حسین(علیه السلام)

یعنی پیوند نسبی او با رسول الله پیوند عاشورا و رسالت پیامبر را مورد

توجه قرار می دهی. همان پیوندی که پیامبر درباره اش فرمود: “حسین

منی و انا من حسین”؛ حسین از من است و من از حسینم. یعنی قیام

حسین، برخاسته از نبوت من و ادامه ماموریت الهی من است و بقای پیام

من، ماندگاری رسالت من ، از حسین و قیام الهی اوست.( علامه

عسگری در تحلیل دیگری از این روایت و روایات مشابه آن که در باره امام

علی(علیه السلام) و امام حسن(علیه السلام) نیز آمده می نویسد:

“مراد رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) در همه این روایت این

است که علی و امامان پس از او، از رسول الله اند و وظیفه آنان در حمل

بار سنگینِ تبلیغ مستقیم و بی واسطه ی احکام الهی ، از نوع وظیفه

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) است. بنابراین آنها از اویند و او از

آن هاست. (ترجمه معالم المدرستین،ج1،ص563)

خویشاوندی با رسول خدا یک فضیلتی است که همگان از آن بهره مند

نیستند.هنگام مسافرت امام حسین(علیه السلام) به کربلا، زهیر نیز اتفاقا

با امام هم مسیر شده بود. زهیر پیوسته از ایشان گریزان بود و تلاش می

کرد که همزمان با کاروان امام، در یک منزل چادر نزند تا آن که در یکی از

منازل مجبور می شود در نزدیکی قافله “سیدالشهداء(علیه السلام)”

توقف کند. حضرت شخصی را نزد زهیر می فرستد و او را به دیدار خود فرا

می خواند. زهیر تمایلی برای این ملاقات ندارد.

اما همسر زهیر تاکید می ورزد”پسر رسول خدا تو را می خواند.” زهیر در

این سخن اندکی تامل می کند و سپس به حضور امام(علیه السلام) می

رسد.

جالب آن وقتی در شب عاشورا سربازان یزید، “زهیر” را سرزنش می کنند

و می گویند: “تو که عثمانی مذهب بودی، چه شد که به پیروان اهل بیت

پیوستی؟!” او پاسخ میدهد: “وقتی من حسین را دیدم به یاد رسول خدا

و احترام حسین نزد آن حضرت افتادم و تصمیم گرفتم که او را یاری کنم و

به یاران او بپیوندم” یعنی علت اقدام خود را، ارتباط “حسین” با “رسول

خدا” برمی شمرد.(معالم المدرستین،ج 3 ، ص 110)

اگر تاریخ عاشورا را ورق بزنی می بینی که بیشتر یاران حسین،او را “ابن

رسول الله” می خوانند. گویی با این عبارت می خواهند به رسول

خدا(صلی الله علیه وآله و سلم) تقرب بجویند و بر درستی راهی که

برگزیده اند، (راه رسول خدا) به پرچمداری حسین تاکید ورزند. وقتی

حربن یزید ریاحی می خواهد اذن میدان بگیرد، می گوید: “یابن رسول

الله!”آیا اجازه می دهید؟، (بحار النوار، ج45، ص31)، عمروبن قرظه، پس از

آن همه فداکاری و مبارزه جانانه، با بدنی خونین نزد حسین(ع) می آید و

می گوید: :”یابن رسول الله! آیا وفا کردم؟” در جایی دیگر عباس و

برادرانش با این عبارت، امان نامه شمر ملعون را رد می کنند: “خدا، تو و

امان نامه ات را لعنت کند. آیا ما را امان می دهی؛ اما پسر رسول خدا

امان نداشته باشد؟!”(معالم المدرستین، ج3، ص 108)

سر دیگر این سلام (السلام علیک یابن رسول الله)، توجه دادن به عمق

فاجعه عاشورا است. کشتن مسلمان گناه است، به اسارت گرفتن زن و

فرزند مسلمان معصیت است، آتش زدن دار و ندار مسلمان و تکه تکه

کردن پیکر یک مسلمان در زیر سم ستوران و نواختن تازیانه بر سر و روی

فرزندان او، همه اینها جرم و جنایت است. اما اگر این ستم ها بر خاندان

پیامبر رود، گناهی سنگین تر و فاجعه ای عمیق تر است؛ زیرا علاوه بر

دریده شده حریم یک مسلمان و ظلم و جفا در حق او، حرمت رسول

الله(صلی الله علیه وآله وسلم) نیز شکسته شده است.این ارتجاع زشت

و نفرت انگیز حتی میهمانِ نصرانی یزید را نیز به شگفتی وا می

دارد.(داستان سم الاغ)

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *