کوتاه از زندگی حضرت مجتبی علیه السلام

حسن

در مطلب کوتاه از زندگی حضرت مجتبی، ابتدا به نامگذاری امام حسن علیه السلام می پردازیم و سپس روایات علاقه ی رسول خدا به ایشان را بررسی می کنیم و در پایان نحوه ی عبادت امام حسن مجتبی را عنوان می نماییم.

ستاره دوم

ولادت حضرت امام حسن -علیه السلام- در شب سه شنبه نیمه ماه مبارک رمضان سال سوم هجرت واقع شد و بعضی سال دوم گفته اند.

اسم شریف آن حضرت حسن بود و در تورات شبر است زیرا که شبر در لغت عبری حسن است و نام پسر بزرگ هارون نیز شبر بود.

کنیت آن حضرت ابومحمد است و القاب آن بزرگوار: سید، سبط و امین و حجت و بر ونقی و زکی و مجتبی و زاهد وارد شده است.

آورده اند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به خانه امیر المؤمنین(ع) آمد تا ولادت سبط اکبر را به علی(ع) و فاطمه(س) تبریک گوید.

و ابن بابویه سندهای معتبر از حضرت امام زین العابدین- علیه السلام- روایت کرده است که چون امام حسن –علیه السلام- متولد شد، قبل از ورود پیامبر(ص) حضرت فاطمه(س) به حضرت علی(ع) فرمود : نامی برای فرزندمان انتخاب کن.

ایشان فرمودند: من در نامگذاری از رسول ا… سبقت نمی گیرم.

وقتی پیامبر(ص) بر آنها وارد شد. و تولد آن بزرگوار را تبریک گفت حضرت امیر(ع) از رسول ا…(ع) خواست که نامی برای او انتخاب کند. پیامبر(ص) نیز فرمودند: من در نامگذاری این مولود از خداوند سبقت نمی گیرم.   (1)

پس حقتعالی امر کرد به جبرئیل که از برای محمد –صلوات ا… علیه- پسری متولد شده است، برو بسوی زمین سلام مرا به او برسان و تهنیت و مبارک باد بگوی و بگو که علی نسبت به تو به منزله ی هارون است به موسی پس او را نام کن به اسم پسر هارون. پس جبرئیل بر آن حضرت نازل شد و آن حضرت را مبارک باد گفت و گفت که حق تعالی فرموده که این مولود را به اسم پسر هارون نام کن.

حضرت فرمود که اسم او چه بود؟

جبرئیل گفت که اسم او به عبری شبر بوده که به عربی حسن می شود و چون امام حسین –علیه السلام- متولد شد حق تعالی به جبرئیل وحی کرد که نام او را شبیر (پسر دوم هارون) بگذارند.

روایت شده که چهره مبارکش سرخ و سفید بود، دیده هایش گشاده و بسیار ساده بود. موهایش مجعّد و بنابر نقل پدر بزرگوارش حضرت علی(ص) شکل و شمایل ایشان شباهت به حضرت رسول(ص) داشت. (2)


حسن

علاقه شدید رسول اکرم به آن حضرت

حضرت علی(ع) فرمودند: رسول ا…(ص) بر ما وارد شد دست حسنم را گرفت و او را به سینه خویش چسباند و فرمود: «بأبی انت و امی من احبنی فلیحب هذا» پدر و مادرم فدای تو باد هر که مرا دوست دارد پس این (حسنم) را نیز دوست بدارد.  (3) و درباره امام حسن(ع) فرمودند (إبنی و ثمره فؤادی من آذی هذا فقد آذانی و من آذانی فقد آذی ا…)

حسن فرزند و میوه دل من است هر کس او را بیازارد مرا آزرده و هر کس مرا بیازارد خدا را آزرده است  (4)

در مجلس رسول خدا(ص) امام حسن(ع) را در آغوش گرفته و او را می بوسید و می بویید. مردی از انصار که در آنجا حاضر بود گفت: من فرزند پسری دارم تا امروز که به سن بلوغ رسیده، هیچ وقت او را نبوسیده ام.

پیامبر(ص) فرمود: خواهی دید که خداوند تعالی لباس رحمت را بر قامت تو نخواهد پوشاند (5)

صاحب کشف الغمه از کتاب حلیه الاولیاء روایت کرده است که روزی رسول خدا –صلوات ا… علیه- حضرت حسن –علیه السلام- را بر دوش خود سوار کرد و فرمود هر که مرا دوست دارد باید که این را دوست دارد .

از حلیه ابونعیم نقل شده که حضرت حسن –علیه السلام- می آمد بر پشت و گردن حضرت رسول خدا –صلی ا… علیه و آله- سوار می شد گاهی که آن حضرت در سجده بود و حضرت او را برفق و همواری از دوش خود می گفت گاهی مردم بعد از فراغ از نماز عرض کردند یا رسول ا… شما نسبت به این کودک به طوری مهربانی می کنید که با احدی چنین نمی کنید فرمود:این کودک ریحانه من است و همانا این پسر من، سید و بزرگوار است و امید می رود که حقتعالی به برکت او، اصلاح کند بین دو گروه از مسلمانان را.


مجتبی

عبادت حضرت مجتبی علیه السلام

امام صادق(ع) فرمودند: امام حسن(ع) عابدترین مردم زمان خویش بود. و هم با فضیلت ترین بود و هر گاه به سفر حج می رفت با پای پیاده گاهی پای برهنه راه می پیمود و چون به یاد مرگ و زنده شدن مردگان و گذشتن از صراط می افتاد، اشک می ریخت و هر گاه در قرآن تلاوت می کرد یا ایها الذین امنوا، می گفت: لبیک اللهم لبیک.

همین که به نماز می ایستاد بندهای بدنش می لرزید به جهت آنکه خود را در مقابل پروردگار خویش می دید.  (6)

و در هیچ حالی کسی او را ملاقات نکرد مگر آنکه می دید که مشغول به ذکر خداوند است و زبانش از تمام مردم راستگوتر بود و بیانش از همه کس فصیح تر بود.

امام رضا (ع) فرمودند: که امام حسن(ع) در موقع مرگ گریه می کرد به ایشان عرض کردند، شما چرا گریه می کنید در حالیکه جایگاه بلندی نزد پیامبر(ص) دارید و بیست مرتبه با پای پیاده به سفر حج رفته اید وتمام اموال حتی کفشهایتان را سه مرتبه در راه خدا تقسیم کرده اید؟

فرمودند: (إنما أبکر اخصلیتی: لهول المطلع و فراق الأحبّه) به دو چیز اشک می ریزم: 1- یکی هول مطلع (یعنی ایستادن در روز قیامت و گرفتاریهای گوناگون پس از مرگ 2- و دیگر فراق و جدایی از دوستان (7)

امام مجتبی(ع) هر گاه وضو می گرفت بندهای بدنش می لرزید و رنگ مبارکش زرد می گشت سبب این حال را از آن حضرت پرسیدند و ایشان فرمودند: سزاوار است بر کسی که می خواهد نزد ربّ العرش به بندگی بایستد رنگش زرد گردد و بدنش بلرزد. همینکه به مسجد می رفت که به در مسجد می رسید سرشان را بلند می کرد و رو به آسمان می گفت: «الهی ضیفک بباینک یا محسن قدأتیک المیئی فتجاوز عن قبیح ما عندی بجمیل ما عندک یا کریم» ای خدای من این مهمان توست که به درگاه تو ایستاده، ای خداوند نیکوکار، به نزد تو آمده بندۀ تبهکار، پس در گذر از کارهای زشت و ناستوده من به نیکیهای خودت ای کریم (8)

شیخ صدوق از حضرت صادق –علیه السلام- روایت کرده که فرمود: پدرم از خود خبر داد که حضرت امام حسن –علیه السلام- در زمان خود از همه مردمان عبادت و زهدش بیشتر بود و افضل مردم بود و هر گاه سفر حج می کرد پیاده می رفت و گاهی با پای پیاده می رفت و گاهی با پای برهنه راه می پیمود و هر گاه یاد می کرد مرگ و قبر و بعث و شور و گذشتن بر صراط را گریه می کرد.

 

 


:منابع

  1. بحار ج43 ص238
  2. منتهی الامال، مرحوم حاج شیخ عباس قمی رحمها…علیه
  3. کنزالعمال ج16 ص 262 – ج5 ص 102
  4. احقاق الحق ج 11 ص 63
  5. احقاق الحق ج11 ص 47
  6. بحار ج43 ص331
  7. بحار ج43 ص331
  8. مناقب ج4 ص14
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *