کلامی با به ظاهر بزرگان (1)

کلامی با به ظاهر بزرگان(1)

“خطبه امام حسین (ع) (خطبه منی) در سال آخر زندگی معاویه، یک سال قبل از واقعه کربلا ،در جمع علما و بزرگان مدینه”
هان ای مردم! عبرت بگیرید و پند بیاموزید از آنچه خدا اولیاء خود را، با مذمت و سرزنش علماء ((یهود)) پند داده است.آنجا که می فرماید:”چرا خداشناسان و احبار آنها را از ناسزاگفتن و حرام خوردنشان منع نمی کنند”مائده آیه 62
باز می فرماید: آنان که به کفر گرائیدند از اولاد اسرائیل لعنت شده اند و چه بد بود اعمالی که انجام می دادند.
و چرا این چنین خدا آنان را سرزنش می کند؟ برای این که آنان ستمگران را می دیدند که چگونه ستم روا می دارند و فساد بر می انگیزند، ولی آنان را از این اعمال نهی نمی کردند تا توسط ستمگران، به نوائی برسند و از گزند آنان در امان باشند؛ در حالی که خداوند می فرماید”:از مردم نهراسید و فقط از من بیمناک باشید.”مائده 44
باز هم می فرماید: “مردان و زنان مومن، دوستداران یکدیگرند. بهمعروف امر می کنند و از منکر باز می دارند.” بقره71
شما ای بزرگان که درعلم و دانش پرآوازه اید! و درخیر و نیکی زبانزد دیگران !
ودرنصیحت وپند دادن شهره ی این وآنید!؛ بخاطرخدا، دردل مردم عظمت وشکوه دارید.
افراد قوی ونیرومند شما را به حساب می آورند؛ وضعیف وناتوانان، شما را گرامی ومحترم می شمارند، کسان خود را برشما ایثارمی کنند که هیچ برتری برآنها ندارید؛ وقتی خواسته هایشان برآورده نمی شود ازشما شفاعت می جویند و شما با شکوه پادشاهان و عظمت بزرگان در میان آنان راه می روید.
آیا این همه برای این نیست که مردم امیدوارند که شما به احیاء حقوق خداوند قیام کنید؛ لیکن شما در بیشترین موارد، از اداء حق الهی کوتاهی کردید و حقوق ائمه را سبک شمردید، حق ضعیفان را پایمال نمودید.
شما آنچه حق خود تصور می کردید، به ناروا گرفتید ولی در راه خدا نه مالی بخشش کردید، نه جانتان را به مخاطره انداختید و نه از اقوام و خویشانتان برای رضای خدا بریدید.
وه چه پرروئی با این اعمال زشت، بهشت خدا و همجواری پیامبران او را آرزو دارید؛ و می خواهید از عذاب الهی در امان باشید. ای کسانیکه چنین آرزو از خدا دارید؛ می ترسم بر شما عذابی از عذابهای خدا نازل گردد. زیرا شما در پرتو عنایت خدا،به مقامی رسیدید که بر دیگران برتری پیدا کردید. چه بسیارند کسانیکه مورد احترام مردم نیستند ولی شما به خاطر خدا، در میان بندگانش احترام دارید.
شما می بینید پیمان های الهی درهم شکسته می شود، ولی هیچ دم نمی زنید؛ و به هراس نمی افتید. برای درهم شکستن بعضی از پیمانهای پدرانتان ناله سر میدهید لیکن شکستن تعهدات و پیمانهای رسول خدا را نادیده میگیرید.کورها، لال ها و فلج ها در شهرها بی سرپرست مانده اند و شما نه رحمی بر آنان می کنید و نه عملی را که در خور شأن خودتان باشد، در مورد آنان انجام می دهید؛ و یا قصد انجام آن را دارید. فقط با چاپلوسی و تملق، پیش ستمگران رفاه و آسایش خویش را می جوئید.

ادامه دارد…

منبع : تحف العقول

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *