چه زیباست حسین!

چه زیباست حسین!

هلال بن نافع گوید : کنار قتلگاه ایستاده بودم حسین را تماشا می کردم که در حال جان دادن است، به خدا قسم هرگز کشته ای ندیدم که به خون آغشته و تمام خون بدنش رفته باشد و این چنین زیبا و نورانی ، انچنان در نور جمالش خیره شدم که نمی توانستم در زمینه شهادتش فکر کنم ( حسین در همین حال تقاضای آب کرد ولی کسی آبش نداد)

نانجیبی حسین را گفت : آب نیاشامی وارد جهنم گردی (نعوذبالله ) و از حمیم جهنم بیشامی .

امام فرمود : من وارد جهنم می شوم ؟! نه بلکه بر جدم رسول خدا وارد می شوم و در خانه او در جایگاه صدق و و نزد خدای مقتدر ساکن می شوم و نزد او شکایت می کنم ازجنایاتی که بر من وارد کردید.(مقتل مقرم ص344_ بحار 45ر57)

در آخرین دقایق زندگی ابی عبدالله ارازل واوباش کوفه که مرد میدان ابی عبدالله نبودند در حالت ضعف حسین از هر طرف ضربات مهلک بر پیکر آن حضرت وارد می ساختند هر کسی با هر وسیله ای که در اختیار داشت به حسین حمله می کرد ، عده ای با شمشیر و عده ای با نیزه.

زرعه بن شریک تمیمی ضربه بر دست چپ حضرت وارد ساخت ، نا نجیب دیگری ضربه ای به شانه حسین ، سفان بن انسی پتلید با دو سلاح نیزه با شمشیر گاهی بانیزه و بار دیگر با شمشیر ضرباتی بر حضرتش وارد ساخت و به چنین حرکت شرم آور افتخار می کرد.

حسین مدتی روی زمین افتاده بود مع ذلک کسی جرأت نمی کرد حضرت را شهید کند.

حمید بن مسلم گوید : زینب دختر علی از خیمه خارج شد و فریاد می کشید : آه برادرم! آه سید وسروروم ! ای کاش آسمان بر زمین فرود می آمد .

آنگاه به عمر سعد خطاب کرد و فرمود : عمر سعد ، حسین را می کشند و تو تماشا می کنی ؟!

اشکهای عمر سعد از مظلومیت زینب جاری شد و صورت را از او برگردانید: عمر سعد به مردی که در کنارش بود دستور داد فرود آی و حسین را خلاص کن.

خولی بن یزید اصبحی پیش رفت تا سر از بدن حسین جدا سازد لرزه به اندامش افتاد و به عقب بر گشت .

سنان بن انسی نزدیک شد و شمشیری حوالی گلوی ابی عبدالله کرد و گفت : ترا می کشم و سر از بدنت جدا می کنم در حالی که می دانم تو پسر رسول خدایی و پدر و مادرت بهترین خلق خدایند!! سپس سر حسین را از بدن جدا کرد.

در روایت دیگر شمر بن ذی الجوشن حضرت را شهید کرد و چون مبتلا به پیسی بود حسین با دیدن او تکبیر گفت و سپس فرمود : رسول خدا فرموده بود : گویا می بینم که سگی پیسی در خون اهل بیتم می غلطد.

(بحار45ر55_ طبری 7ر365_ینابیع ال موده ص348)

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *