وقتی مردی به مادر حضرت توهین می کند.

 

وقتی مردی به مادر حضرت توهین می کند.

مردی نصرانی با بی ادبی ،خطاب به امام باقر (علیه السلام) گفت: تو بقر(گاو) هستی.

حضرت با ملایمت و خونسردی فرمود: من باقر هستم.

مرد که همچنان بر اسائه ی ادب، مصر بود،گفت: تو پسر زنی آشپز هستی.( مادرش ((اُمّ عبداللّه)) دختر امام حسن مجتبی علیه السلام بود، پس از نظر مقام ،او هم هاشمی است و هم علوی(بالاترین اصل و نسب))

امام بار دیگر با ملایمت و نرمی به وی فرمود: آشپزی حرفه ی او بود (و این ننگ نیست).

نصرانی همچنان به گفتار ناهنجار خود ادامه داد و مادر حضرت را به نسبتی ناروا متهم ساخت.

حضرت با ملاطفت به وی فرمود: اگر راست می گویی، خدا او را بیامرزد و گرنه، خدا تو را بیامرزد.
مرد نصرانی از دیدن این برخورد امام گفت:عجب ، من به مادر او بی احترامی می کنم و او مرا دعا می کند و می گوید خدا تو را بیامرزد؟ این رفتار جز از ولی خدا سزاوار نیست.

آن گاه به سمت حضرت دویده و اسلام آورد. (بحارالانوار،ج 46، ص 289 و مناقب، ج 4، ص207)

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *