هفتاد منقبت امیرالمؤمنین علیه السلام3

هفتاد منقبت امیرالمؤمنین علیه السلام3

قسمت سوم
بیستم اینکه من از پیامبر خدا (ص) شنیدم که مى‏فرمود: اى على! مثل تو در میان امّت من همچون مثل دروازه حطه بنى اسرائیل است، پس هر کس وارد ولایت تو شود در واقع وارد دروازه حطه شده آن سان که خداوند فرمان داده است.
بیست و یکم اینکه من از پیغمبر خدا (ص) مى‏شنیدم که مى‏فرمود: «من شهر دانش و على دروازه آن است و به شهر جز از دروازه‏اش وارد نمى‏شوند.» آنگاه فرمود: «اى على! به راستى که به زودى تو ذمّه مرا مراعات خواهى کرد و به روش من جنگ خواهى نمود و امت من با تو مخالفت خواهند نمود.»
بیست و دوم اینکه من از پیامبر خدا (ص) شنیدم که مى‏فرمود: به راستى که خداى متعال دو فرزندم حسن و حسین (ع) از نورى که به تو و فاطمه (ع) عنایت کرد، آفرید، و آنها همانند دو گوشواره‏اى هستند که در گوش لرزانند، و نور آنها هفتاد هزار مرتبه به نور شهیدان فزونى دارد، اى على! خداوند متعال به من وعده داده که آنها را آن‏گونه گرامى بدار که جز پیامبران و فرستادگان کسى را آن گونه گرامى نداشته است.
بیست و سوم اینکه پیامبر خدا (ص) در دوران زندگى‏اش در حضور همه اصحابش و عموى من عباس، انگشتر، زره و کمربندش را به من عطا فرمود و شمشیرش را بر کمر من بست. پس خداوند متعال از میان آنها تنها مرا ویژه این شرافت کرد.
بیست و چهارم اینکه خداوند متعال به پیامبرش آیه نازل کرد که: «اى کسانى که ایمان آورده‏اید! آنگاه که خواستید با پیامبر نجوا و درگوشى صحبت کنید بایستى پیش از سخن درگوشى صدقه بدهید.» من دینارى داشتم که آن را به ده درهم فروختم، و هر وقت خواستم با پیامبر خدا (ص) محرمانه حرف بزنم‏ پیش از آن یک درهم صدقه مى‏دادم، سوگند به خدا! این کار را- پیش از من و پس از من- حتى یک نفر از اصحاب انجام نداد. آنجا بود که خداوند این آیه را فرو فرستاد: «آیا ترسیدید که پیش از نجواى خود صدقه‏اى بدهید؟ اینک که انجام ندادید خداوند توبه شما را پذیرفت …» آیا توبه جز از گناهى است که سرزده است؟
بیست و پنجم اینکه من از پیامبر خدا (ص) شنیدم که مى‏فرمود: «بهشت بر پیامبران حرام است تا من وارد آن شوم و همو بر اوصیا حرام است تا این که تو وارد آن شوى، اى على! به راستى که خداوند متعال به من در مورد تو مژده‏اى داده که پیش از من به هیچ پیامبرى چنین مژده‏اى نداده است، به من مژده داده که تو سرور اوصیا هستى و این دو فرزندت حسن و حسین (ع) در روز رستاخیز سرور جوانان بهشتیان هستند.
بیست و ششم اینکه جعفر، برادر من در بهشت با فرشتگان با دو بالى که از درّ، یاقوت و زبرجد تزیین شده، پرواز مى‏کند.

وَ أَمَّا الْعِشْرُونَ فَإِنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص یَقُولُ لِی مَثَلُکَ فِی أُمَّتِی مَثَلُ بَابِ حِطَّهٍ فِی بَنِی إِسْرَائِیلَ فَمَنْ دَخَلَ فِی وَلَایَتِکَ فَقَدْ دَخَلَ الْبَابَ کَمَا أَمَرَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَمَّا الْحَادِیَهُ وَ الْعِشْرُونَ فَإِنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص یَقُولُ أَنَا مَدِینَهُ الْعِلْمِ وَ عَلِیٌّ بَابُهَا وَ لَنْ تُدْخَلِ الْمَدِینَهُ إِلَّا مِنْ بَابِهَا ثُمَّ قَالَ یَا عَلِیُّ إِنَّکَ سَتَرْعَى ذِمَّتِی وَ تُقَاتِلُ عَلَى سُنَّتِی وَ تُخَالِفُکَ أُمَّتِی وَ أَمَّا الثَّانِیَهُ وَ الْعِشْرُونَ فَإِنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص یَقُولُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى خَلَقَ ابْنَیَّ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ مِنْ نُورٍ أَلْقَاهُ إِلَیْکَ وَ إِلَى فَاطِمَهَ وَ هُمَا یَهْتَزَّانِ کَمَا یَهْتَزُّ الْقُرْطَانِ إِذَا کَانَا فِی الْأُذُنَیْنِ وَ نُورُهُمَا مُتَضَاعِفٌ عَلَى نُورِ الشُّهَدَاءِ سَبْعِینَ أَلْفَ ضِعْفٍ یَا عَلِیُّ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ وَعَدَنِی أَنْ یُکْرِمَهُمَا کَرَامَهً لَا یُکْرِمُ بِهَا أَحَداً مَا خَلَا النَّبِیِّینَ وَ الْمُرْسَلِینَ وَ أَمَّا الثَّالِثَهُ وَ الْعِشْرُونَ فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص أَعْطَانِی خَاتَمَهُ فِی حَیَاتِهِ وَ دِرْعَهُ وَ مِنْطَقَتَهُ وَ قَلَّدَنِی سَیْفَهُ وَ أَصْحَابُهُ کُلُّهُمْ حُضُورٌ وَ عَمِّیَ الْعَبَّاسُ حَاضِرٌ فَخَصَّنِی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْهُ بِذَلِکَ دُونَهُمْ وَ أَمَّا الرَّابِعَهُ وَ الْعِشْرُونَ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْزَلَ عَلَى رَسُولِهِ‏ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا ناجَیْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْواکُمْ صَدَقَهً فَکَانَ لِی دِینَارٌ فَبِعْتُهُ عَشَرَهَ دَرَاهِمَ فَکُنْتُ إِذَا نَاجَیْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص أَصَّدَّقُ قَبْلَ ذَلِکَ بِدِرْهَمٍ وَ وَ اللَّهِ مَا فَعَلَ هَذَا أَحَدٌ مِنْ أَصْحَابِهِ قَبْلِی وَ لَا بَعْدِی فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ‏ أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْواکُمْ صَدَقاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ تابَ اللَّهُ عَلَیْکُمْ‏ الْآیَهَ فَهَلْ تَکُونُ التَّوْبَهُ إِلَّا مِنْ ذَنْبٍ کَانَ أَمَّا الْخَامِسَهُ وَ الْعِشْرُونَ فَإِنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص یَقُولُ الْجَنَّهُ مُحَرَّمَهٌ عَلَى الْأَنْبِیَاءِ حَتَّى أَدْخُلَهَا أَنَاوَ هِیَ مُحَرَّمَهٌ عَلَى الْأَوْصِیَاءِ حَتَّى تَدْخُلَهَا أَنْتَ یَا عَلِیُّ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى بَشَّرَنِی فِیکَ بِبُشْرَى لَمْ یُبَشِّرْ بِهَا نَبِیّاً قَبْلِی بَشَّرَنِی بِأَنَّکَ سَیِّدُ الْأَوْصِیَاءِ وَ أَنَّ ابْنَیْکَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ سَیِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّهِ یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَ أَمَّا السَّادِسَهُ وَ الْعِشْرُونَ فَإِنَّ جَعْفَراً أَخِی الطَّیَّارُ فِی الْجَنَّهِ مَعَ الْمَلَائِکَهِ الْمُزَیَّنُ بِالْجَنَاحَیْنِ مِنْ دُرٍّ وَ یَاقُوتٍ وَ زَبَرْجَدٍ

الخصال / ترجمه جعفرى ؛ ج‏2 ؛ ص375 باب‏هاى خصلت‏هاى هفتادگانه و بیشتر

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *