نگاهی به فدک

نگاهی به فدک

همه ما بارها نام فدک را شنیده ایم. در حوادث پس از شهادت رسول خدا، در کنار غصب خلافت و لطمات وارده بر صدیقه طاهره که منجر به شهادت آن بزرگوار گردید، غصب فدک سند آشکار دیگری ست از ستمی بزرگ که به آل البیت علیهم السلام روا گردید. ملکی که در تملک خاندان وحی بود، اما پس از رحلت رسول اکرم از اهل بیت ایشان غصب گردید و هرگز بازگردانده نشد. اما در این مجال کوتاه قصد داریم تا به فدک با نگاهی دقیقتر بپردازیم و ابعاد گوناگون این سند ظلم را مورد توجه قرار دهیم.
فدک چه بوده است؟
فدک سرزمینی آباد در سراشیبی خیبر با چشمه ای پر آب و منطقه ای وسیع برای کشاورزی بود. در آن منطقه، قلعه مهمی به نام شمروخ قرار داشت. ساکنان آن عده ای از یهود بوده و با یهودیان اهل خیبر ارتباطی نزدیک داشتند. فاصله فدک تا مدینه، حدود 100 کیلومتر و در آن روزگار دو روز راه بوده است.
پس از فتح خیبر در سال هفتم هجرت و حدود چهار سال قبل از رحلت پیامبر، جبرئیل نازل گردید و از جانب خداوند دستور فتح فدک را آورد. پیامبر اکرم و امیر المومنین علیهما السلام، در تاریکی شب از لشکر مستقر در خیبر جدا شدند و به سمت سرزمین فدک حرکت نمودند. اما چون فتح یک قلعه توسط دو نفر کاری بود استثنایی، آن دو بزرگوار با نقشه ای زیرکانه به کنار قلعه آمده، بدون آنکه کسی متوجه وجود ایشان شود، امیرالمومنین علیه السلام بر کتف پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله قرار گرفت و با معجزه الهی از دیوار قلعه بالا رفته و رو به اهل قلعه اذان گفتند.
در این هنگام مردم فدک گمان کردند که مسلمانان قلعه را فتح کرده و آنان اکنون در محاصره هستد. لذا با وحشت درب قلعه را باز کرده و از آن خارج شدند تا در زمین های اطراف پراکنده شوند.
در این هنگام، پیامبر اکرم و امیرمومنان علیهما السلام در مقابل آنان قرار گرفتند و هجده نفر از بزرگان آنان را به قتل رسانیدند و در نتیجه بقیه تسلیم شدند. پیامبر آنان را اسیر نمودند و به همراه غنائم به مدینه آوردند. لذا تمامی قریه فدک تحت عنوان فیء به رسول خدا تعلق گرفت.
فیء چیست؟
فیء اموال و زمین هایی است که بدون جنگ و نزاع به دست مسلمانان رسیده باشد. این اموال و زمین ها به تصریح آیات الهی، ملک شخصی خاص رسول اکرم صلی الله علیه و اله است. چنانکه که در سوره حشر می خوانیم: «ما افاء الله علی رسوله منهم عما اوجفتم علیه من خیل و لارکاب و لکن الله یسلط رسله علی من یشاء و الله علی کل شئ قدیر» ، و آنچه خداوند از اموال آنها در اختیار رسولش قرار داد به این خاطر بود که این اموال، زمین هایی است که بر آن اسب و شتر نتاختید. اما خداوند است که فرستادگانش را بر هر که خواهد چیره می گرداند و خداوند بر همه چیز تواناست.
طبق این آیه صریح، سرزمین هایی که بدون لشکر کشی مسلمانان فتح شود، حتی اگر اهل آنجا خودشان به عنوان تسلیم نزد پیامبر بیایند، ملک خاص حضرت است و مسلمانان هیچ حقی درآن نخواهند داشت و حضرت بعنوان اموال شخصی خود هر تصمیمی بخواهد می تواند درباره آنها بگیرند.
لذا سرزمین فدک به صورت یک پارچه از آن پیامبر شد که می بایست یهودیان اهل فدک در آن کار می کردند و درآمد آن را به حضرت تسلیم می نمودند و فقط اجرت دریافت می نمودند.
پس از فتح فدک، آیه «وآت ذاالقربی حقه» نازل شد. یعنی «ای پیامبرحق خویشان را به آنان بده» پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از جبرئیل سوال کردند: منظور چه کسانی هستند و این حق کدام است؟ جبرئیل از طرف خداوند عرضه داشت: «فدک را به فاطمه عطا کن»
لذا پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، حضرت زهرا سلام الله علیها را فرا خوانده و طبق فرمان خدای متعال سند فدک را به ایشان هدیه کردند. حضرت زهرا سلام الله علیها عرض کردند: تا شما زنده هستید من نمی خواهم تصرفی در آن داشته باشم. پیامبر فرمودند: ترس آن دارم که نااهلان، تصرف نکردن تو در زمان حیات مرا بهانه ای قرار دهند و بعد از من آنرا از تو منع کنند. حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها عرض کردند: آنگونه که صلاح می دانید عمل کنید.
لذا به درخواست پیامبر، امیرمومنان سند فدک را نوشتند و خود حضرت با ام ایمن بر آن شهادت دادند. پیامبر در آنجا فرمودند: ام ایمن زنی از اهل بهشت است. سپس پیامبر مردم را در منزل حضرت زهرا سلام الله علها جمع نمودند و به آنان خبر دادند که فدک از آن فاطمه است و در همانجا از درآمد آن به عنوان اعطایی فاطمه بین مردم تقسیم نمودند و بدین صورت تصرف مالکانه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در فدک را به آنان نشان دادند.
پس از آن حضرت زهرا در سرزمین فدک نماینده ای قرار دادند و کارمندانی را تحت فرمانشان سپردند که پس از محاسبات لازم و پرداخت مخارج، خالص سود سالیانه را خدمت حضرت زهرا تقدیم می نمودند.
در آمد فدک را سالیانه از هفتاد هزار سکه طلا تا صد و بیست هزار سکه نوشته اند. هر ساله حضرت به اندازه قوت خود بر می داشت و بقیه را بین فقرا تقسیم می نمود و این امر تا هنگام رحلت پیامبر ادامه داشت و چشمان بسیاری از نیازمندان منتظر رسیدن درآمد فدک بود تا از بخشش فاطمی زندگی خود را سامانی بخشند.
نقل است که امیرمومنان هنگام رسیدن پول فدک هیچ کاری را به تقسیم آن بین فقرا ترجیح نمی دادند و تا هنگامی که تمامی درآمد رسیده از باغات فدک را بین فقرا تقسیم نمی نمودند، به کار دیگری نمی پرداختند. لذا تمامی نیازمندان مدینه که تعدادشان در آن روزگار کم نبود، نمک گیر سفره آل رسول بودند.
اما ده روز پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، ماموران ابوبکر به دستور خاص او به فدک رفته و نماینده حضرت زهرا سلام الله علیها را از آنجا اخراج کردند و آن ملک را غصب نمودند و در آمد آن را به طور کامل برای مخارج حکومت غاصبانه خود صرف کردند، و کوچکترین توجهی به سابقه مفصل امرالهی و عمل پیامبر در مورد فدک و سندی که تنظیم شده بود و شاهدانی که گواهی دادند و آنچه پیامبر در حضور مردم فرموده بود، نکردند.
پس از این واقعه، بارها و بارها حضرت زهرا سلام الله علیها شخصا برای بازپس گیری فدک که در واقع توان مالی اهل بیت در جامعه آن روز بود، اقدام نمودند. اما هر بار با ظلم و بی اعتنایی غاصبان مواجه گردیدند. و در این راه لطمات بسیاری بر وجود آن قدیسه اعظم وارد گردید و عاقبت از بازپس گیری فدک ناامید گردیدند.
این تصویری بود از مراحل فتح و اخراج فدک از دست یهودیان، و انتقال آن به پیامبر و اعطای فدک توسط آن حضرت به فاطمه زهرا سلام الله علیها، و آنچه طی چهار سال مالکیت و تصرف حضرت زهرا سلام الله علیها، به عنوان دوران شیرین فدک طی شد تا آنگاه که دوران غصب آن فرا رسید و شیرینی گذشته را به کام فاطمه و شیعیانش تلخ کردند.

با نگاهی به کتاب اسرار فدک_محمد باقر انصاری

کاری از گل ها

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *