قرآن و فاطمه

قرآن، کتابی که همه چیز برای هدایت در آن وجود دارد، دارای آیاتیست که اشاره به فاطمه ی زهرا دارد و تفاسیر شیعه و سنی همه بر این باورند که این ایات خاص در شان فاطمه ی زهراست.

فاطمه

فاطمه و کوثر

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

إِنَّآ أَعْطَیْنَـکَ الکَوْثَرَ (1) فَصَلِّ لِرَبِّکَ وانْحَرْ (2) إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الأَبْـتَـرُ(3)

به یقین ما به تو کوثر (و خیر و برکت فراوان) عطا کردیم. (1) پس براى پروردگارت نماز بخوان و قربانى کن. (2) (و بدان) دشمن تو به یقین ابتر و بریده نسل است. (3)

در شان نزول این سوره مى خوانیم : ( عاص بن وائل)) که از سران مشرکان بود، پیغمبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم را ((ابتر))خواند!

تـوضـیـح ایـن که، پیغمبراکرم دو فرزند پسر از بانوى اسلام خدیجه داشتند: یکى ((قاسم  و دیـگرى ((طاهر)) که او را ( عبداللّه)) نیز مى نامیدند، هر دو در مکه از دنیا رفتند، این موضوع زبان بدخواهان قریش را گشود، و کلمه ((ابتر)) (یعنى بلا عقب) را براى ایشان انتخاب کردند; فکر مى کردند با رحلت پیغمبراکرم (ص) چون ایشان پسر ندارند ، اسلام نابود خواهد شد و خوشحال بودند.

قـرآن مـجـیـد در این سوره خبر داد که دشـمـنـان او ابـتر خواهند بود، و دین پاک اسلام و قرآن هرگز نابود نخواهد شد.

« از ابن عباس روایت کرده‏اند که گفت: بزرگترین فرزند رسول خدا قاسم، سپس زینب، و آن گاه عبد اللَّه، و پس از او ام کلثوم، و آن گاه فاطمه و در آخر رقیه بود، قاسم از دنیا رفت و اولین کس از فرزندان آن جناب بود که در مکه از دنیا رفت، و بعد از او عبد اللَّه از دنیا رفت، و عاص بن وائل سهمى گفت: نسل او قطع شد، پس او أبتر و بى عقب است، در پاسخش خداى تعالى این آیات را فرستاد که خود عاص بن وائل ابتر و بدون عقب است» . (1)

 

 

فاطمه

منظور از ((کوثر)) چیست ؟

 

در روایتى آمده است که وقتى این سوره نازل شد پیغمبراکرم (ص) بر فراز منبر رفت و این سوره را تلاوت فرمود، اصحاب عرض کردند: این چیست که خداوند به تو عطا فرموده ؟

گفت : نهرى است در بهشت ، سفیدتر از شیر، و صافتر از قدح (بلور) در دوطرف آن قبه هایى از در و یاقوت است)).

((کوثر)) مفهوم وسیع و گسترده اى دارد، و آن ((خیر و برکت فراوان)) است، ولى بسیارى از بـزرگـان عـلـمـاى شـیعه یکى از روشنترین مصداق هاى آن را وجود مبارک ((فاطمه زهرا  دانـسـتـه اند، چرا که شان نزول آیه مى گوید: آنها پیغمبراکرم (ص) را متهم مى کردند که بلاعقب است ، قرآن ضمن نفى سخن آنها مى گوید: ((ما به تو کوثر دادیم .

از ایـن تـعـبیر استنباط مى شود که این ((خیرکثیر)) همان فاطمه زهرا ع) است ،زیرا نسل و ذریه پـیـامـبـر(ص) بـه وسـیـلـه همین دختر گرامى در جهان انتشار یافت، نسلى که نه تنها فرزندان جـسـمـانى پیغمبر بودند، بلکه آیین او و تمام ارزشهاى اسلام را حفظ کردند، و به آیندگان ابلاغ نمودند، نه تنها امامان معصوم اهل بیت  ع) که آنها حساب مخصوص به خود دارند.

در ایـنـجا به بحث جالبى از ((فخررازى)) برخورد مى کنیم که در ضمن تفسیرهاى مختلف کوثر مى گوید:.

این سوره به عنوان رد بر کسانى نازل شده که عدم وجود اولاد را بر پیغمبر اکـرم (ص) خرده مى گرفتند، بنابراین معنى سوره این است که خداوند به او نسلى مى دهد که در طـول زمـان باقى مى ماند، ببین چه اندازه از اهل بیت را شهید کردند، در عین حال جهان مملو از آنـهـاست ، این در حالى است که از بنى امیه (که دشمنان اسلام بودند) شخص قابل ذکرى در دنیا بـاقى نماند، سپس بنگر و ببین چقدر از علماى بزرگ در میان آنهاست مانند باقر و صادق و رضا و …

اما در بسیاری از آیاتِ دیگر ، سبب نزول یا ظاهر آیه نیست که در شأن کسی میباشد بلکه باطن آیه یا تأویل آن است که دلالت برمطلبی دارد (این مطلب میتواند دربابِ فضیلت و یا مذّمتِ شخصی باشد).

برای مثال ، تأویل آیه شریفه   (قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُکُمْ غَوْراً فَمَنْ یَأْتیکُمْ بِماءٍ مَعین‏) (2)  مربوط به وجود نورانی حضرت امام زمان است .  (3)

بحث پیرامون بطون آیات و تأویل بحثی مفصل و طولانی است که پرداختن به آن در این گفتار کوتاه نمی گنجد اما همین قدر لازم است بدانیم که بسیاری از بطون و تأویل های آیات قرآن کریم درباره فضائل اهل بیت است.

علّامه امینی ، درکتابِ شریفِ” فاطمه الزهراء” دربخشی با عنوانِ «حضرت فاطمه از دیدگاه قرآن»، به طور مفصل و ذکر منابع و ماخذ گوناگون از هر دو طریقِ اهل تسنّن و شیعه ، به بیانِ آیاتی از قرآن که به اعترافِ اهل تسنّن و شیعه ، درباره ی آن بانوی گرانقدر نازل شده ، پرداخته است .

لازم به ذکر است آیات بیان شده در ذیل ، در شأن ایشان نازل شده است ، پرداختن به آیاتِ بسیار دیگری که تأویل آنها ، درمنقبتِ حضرت صدیقه زهرا علیها السلام می باشد ، موردِ بررسی در این نوشته قرار نگرفته است .

 

فاطمه

حضرت فاطمه از دیدگاه قرآن

 

الف – آیه تطهیر : (… إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیرا .(احزاب ،33)

«… جزاین نیست که خداوند مى‏خواهد از شما اهل بیت هر پلیدى رابزداید و شمارابه شایستگى پاک گرداند » .

در روایت آمده که آیه شریفه در شأن رسول خدا و على و فاطمه و حسن و حسین نازل شده است، و احدى در این فضیلت با آنان شرکت ندارد .

این روایات بسیار زیاد، و بیش از هفتاد حدیث است که بیشتر آنها از طرق اهل تسنّن ذکر شده است که آنان آنها را از طرق بسیارى، از ام سلمه، عایشه، ابى سعید خدرى، سعد، وائله بن الاسقع، ابى الحمراء، ابن عباس، ثوبان غلام آزاد شده رسول خدا ، عبد اللَّه بن جعفر، على، و حسن بن على که تقریبا از چهل طریق نقل کرده‏اند .

شیعه آن را از امیر المؤمنین، امام سجاد، امام باقر، امام صادق و امام رضا و از ام سلمه، ابى ذر، ابى لیلى، ابى الاسود دؤلى، عمرو بن میمون اودى، و سعد بن ابى وقاص، بیش از سى طریق نقل کرده‏اند . (4)

 

ب – آیه مباهله :  … فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکاذِبینَ .(آل عمران ،61)

«… پس بگو (ای پیامبر) بیایید ما و شما بافرزندان وزنانِ خود با هم به مباهله برخیزیم(یعنی در حق یکدیگر نفرین کنیم تا دروغگویان را به لعن وعذاب خدا گرفتار سازیم » .

هنگامی که آیه: فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ … نازل شد،

«دعا رسول اللَّه ، علیا و فاطمه و حسنا و حسینا: فقال: اللهمّ هؤلاء اهلى»

رسول خدا ، على و فاطمه و حسن و حسین:، را صدا زد و به درگاه خداوند عرضه کرد بار خدایا اینان اهل من هستند. (5)

این روایت را ترمذى هم در صحیح خود « صحیح ترمذی ، 2/300 » و احمد بن حنبل در مسند خود «مسند احمد حنبل ، 1/ 185» و سیوطى در «در المنثور» در تفسیر آیه مباهله در سوره آل عمران روایت کرده‏اند.

عبد المحمود مؤلف کتاب مى‏گوید: محمد بن الحسن بن محمد بن زیاد معروف به «النقاش» در تفسیر خود «الشفاء الصدور» مطلبى گفته که عین عبارت او چنین است، در ذیل آیه شریفه:  فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ…  ابو بکر گفت در خبرهاست که دیدند رسول خدا دست حسن را گرفته و حسین را بغل کرده بودند ، على در کنار او و فاطمه علیها السلام دنبال آنها مى‏آیند .

این افتخار در میان تمام پسرهاى پیامبر و اهل بیت او و امّتشان نصیب حسن و حسین گردید و همین طور در میان دختران پیامبر و اهل بیت او و امتش فاطمه بود که این افتخار را نصیب خود ساخت و همچنین این افتخار و فضیلت از میان تمام خویشان و نزدیکان پیامبر از اهل بیت و امتش نصیب امیر المؤمنین على شد.

و پیامبر او را همچون جان خود قرار داده و مى‏فرماید:  وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ…)

مفسران و محدثان اهل تسنّن تصریح کرده‏اند که آیه مباهله در حق اهل بیت پیامبر نازل شده است و پیامبر تنها کسى را که همراه خود به میعادگاه برد فرزندانش حسن و حسین و دخترش فاطمه علیها السلام و على بودند، بنا بر این منظور «أَبْناءَنا» در آیه منحصرا «حسن و حسین » هستند، همان طور که منظور از «نِساءَنا» فاطمه و منظور از «أَنْفُسَنا» تنها على بوده است و احادیث فراوانى در این زمینه نقل کرده‏اند. (6)

 

ج –  فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِماتٍ فَتابَ عَلَیْهِ …  . (بقره 37)

« آنگاه آدم از پروردگارش کلماتى فرا گرفت (وآن کلمات را وسیله قبولِ توبه خویش قرار داد) و خداوند توبه اورا پذیرفت… » .

درروایتی در تفسیر همین آیه شریفه فرموده اند : از او به حق محمّد و على و حسن و حسین و فاطمه علیها السلام درخواست کرد . (7)

ابن عبّاس گوید: از پیامبر خدا پرسیدم کلماتى که حضرت آدم ، از پروردگار خود دریافت نمود و بر اثر خواندن آن، خدا توبه‏اش را پذیرفت چه بود؟ فرمودند : از خدا چنین درخواست کرد «بار الها بحق محمّد و علىّ و فاطمه علیها السلام و حسن و حسین» توبه‏ام را قبول فرما، و ایزد متعال توبه او را پذیرفت. ‏ (8)

 

د-   وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ …  . (بقره 124)

« و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتى آزمود و آن کلمات را تمام کرد » .

از امام صادق روایت است که: در پاسخ «مفضل» (یکى از اصحاب خاص) که پرسید: ابتلاى ابراهیم به کلمات، چه کلماتى بود؟ فرمودند : کلماتى بود که آدم از خدا گرفت و توبه کرد و گفت: خدایا به حق محمد و على و فاطمه و حسن و حسین قسمت مى‏دهم که توبه مرا قبول کنى؟ و خدا که توّاب و رحیم است، پذیرفت .

پرسیدم: اى فرزند پیامبر معناى «فَأَتَمَّهُنَّ» چیست؟

فرمودند: یعنى: آن کلمات را به اتمام رسانید که دوازده نفر امامند که نه نفر از فرزندان حسین اند… (9)

 

ه – آیه مودّت : (… قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبى‏…) . (شوری ،23)

« … بگو: براى این (رسالت) از شما مزدى نمى‏خواهم مگرمودّت با خویشان نزدیکم …» .

به اجماعِ فریقین (شیعه و سنّی) وجمیع مسلمین ، این آیه در شان اهل بیتِ عصمت و قداست نازل شده است ، یعنی علی ، فاطمه ، حسن وحسین (10)

حضرت رضا درباره این آیه می فرمایند:« حقتعالى مودّت اهل بیت را واجب نفرموده مگر اینکه میدانست ، ایشان از دین خدا هرگز روی بر نمی تابند و بضلالت و گمراهى باز نمی گردند…»

سپس فرمودند : « کسى که مودت اهل بیت را داشته باشد و رسول خدا و اهل بیت او را دوست داشته باشد ، رسول را نمیرسد که او را دشمن دارد و کسى که محبت و مودت اهل بیت را دارا نباشد و اهل بیت آن بزرگوار را دشمن دارد پس بر رسول خدا است که او را دشمن دارد زیرا آن شخص ، ترکِ فریضه ای از واجبات خداوند را نموده است … » (11)

 

و – آیه اطعام :  وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْکیناً وَ یَتیماً وَ أَسیرا * إِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُریدُ مِنْکُمْ جَزاءً وَ لا شُکُورا . (انسان ، 8-9)

« آنان در راه دوستی خدا طعام خود را به بینوا و یتیم و اسیر مى‏دهند *ومى‏گویند: ما فقط براى رضای خداوند به شما خوراک مى‏دهیم و از شما هیچ پاداش وسپاسى هم نمی طلبیم » .

از این آیه هم در منقبتِ حضرت صدیقه زهرا می توان استفاده کرد .این موضوع هم از مسلّماتِ فریقینِ شیعه و اهل تسنّن است که یقیناً حضرت صدیقه زهرا از جمله اشخاصی است که سوره « هل اتی» در شان آنان نازل شده است و هیچکس در این مطلب که این سوره در فضائل اهل بیت است – و حضرت صدّیقه نیز یکی از آنان می باشد-هیچگونه اشکالی را عنوان نکرده است.

ما – در اینجا – این داستان را از زبان جارالله زمخشرى که در کتاب خود تفسیر کشاف آوده نقل مى‏کنیم :

امام حسن و امام حسین بیمار شده بودند پیامبر با جمعى از یاران از آنها عیادت کردند، و درخواست کردند که علی برای شفای آنها نذر کنند. على و فاطمه و خادمه آنها فضه هم نذرکردند که اگر آنها شفا یابند سه روز روزه بگیرند ؛

چیزى نگذشت که هر دو شفا یافتند و چون غذائى نداشتند، على سه صاع جو وام گرفت و فاطمه علیها السلام یک صاع آن را خمیر کرد و پنج قرص نان به تعداد آنها براى افطار درست کرد، در این هنگام سائلى بر در خانه آمد و گفت، مرا اطعام کنید، آنها مسکین را بر خود مقدم داشتند، غذاى خود را به او دادند و آن شب چیزى جز آب نخوردند، فردا نیز روزه گرفتند و هنگام غروب موقعى که طعام همانند روز سابق براى افطار آماده کرده بودند یتیمى آمد، او را نیز بر خود مقدم شمردند و غذاى خود را به ایشان دادند و در روز سوم اسیرى آمد و همان کار را تکرار کردند .

هنگام صبح على دست حسنین را گرفت و خدمت رسول خدا آمد هنگامى که پیامبر آن‏ها را دید در حالى که از شدت گرسنگى مى‏لرزیدند، فرمود: چقدر براى من ناراحت کننده است‏آنچه در شما مى‏بینم، و با آنها برخاست و به سراغ فاطمه علیها السلام رفت در حالى که در محراب عبادت و شدیداً گرسنه بود، در این هنگام جبرئیل نازل شد و گفت: «اى محمد! بگیر این سوره را، خداوند با داشتن چنین اهل بیتى به تو تبریک مى‏گوید، و سپس سوره هل اتى را بر پیغمبر خواند . (12)

آری فاطمه اطهر نه تنها با دادن سهم نان و غذای خود به مسکین و یتیم و اسیر سه روز را به گرسنگی به سر می برد و روزۀ خود را با آب افطار می کند. بلکه پس از انجام یک چنین ایثار بزرگی در حال شدت گرسنگی و ضعف و ناتوانی عبادت حق تعالی در محراب می ایستاد. و روی نیاز به درگاه پروردگار بی نیاز می برد و در هیچ حالی معبود حقیقی خود را فراموش نکرده و مراتب بندگی خود را به پیشگاه او اظهار می داد.

در حدیث آمده که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم درباره او فرمود: [هرگاه در محراب عبادت به پیشگاه پروردگار خود می ایستاد نور او برای فرشتگان آسمان تابش می کند همانند ستارگان که برای اهل زمین می درخشند، خدای عز و جل در آن وقت به فرشتگان خود می فرماید:

…… فاطمه بانوی همۀ زنان جهان را بنگرید چگونه در پیشگاه من به عبادت ایستاده و بند بند بدنش از خوف من میلرزد! و چگونه از دل و جان به عبادت د پرستش من رو آورده (و غرق عبادت می گشته…)

و یا در آن حدیث دیگر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به سلمان می فرماید: [ای سلمان خدای تعالی چنان دل و جان و تمام اعضا و جوارح دخترم فاطمه را به ایمان پر کرده یک یکسره برای عبادت و فرمانبرداری حق تعالی خود را از همه چیز فارغ ساخته…)

سید محمود آلوسى (م/ قرن: سیزدهم از طریق عطاءاز ابن عباس بتور مفصل این داستان را نقل کرده و می گوید این خبر بین مردم مشهوراست .  روح المعانی فی تفسیرقرآن العظیم، ج‏15، ص174، ‏دارالکتب ،‏ بیروت،1415ق)

جلال الدین سیوطى (م/ قرن: دهم می گویدآیه درشأن على بن أبى طالب و فاطمه بنت رسول الله(ص)نازل شده . (درالمنثور فى تفسیر المأثور،کتابخانه آیه … مرعشى قم،1404 ق)

و از دیگران که این شأن نزول را درباره اهل بیت: ذکر کرده اند ، می توان به :

حکیم ابو عبد الله محمد بن علی ترمذی(م/ 285) در نوادر الاصول، ص 64؛ شهاب الدین ابن عبد ربه(م/ 328) درعقد الفرید،ج3، ص42 ؛ حافظ ابو عبد الله محمد بن فتوح الازدی اندلسی(م/488) درفوائد وبسیاری دیگر، اشاره کرد .

 

ز – (إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَهَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ کانَ ظَلُوماً جَهُولاً  . (احزاب ،72)

« ما امانت را بر آسمان‏ها و زمین و کوه‏ها عرضه کردیم، از برداشتن آن سر برتافتند و از آن هراسیدند و آدمى آن را برداشت بى‏گمان او ستمکاره‏اى نادان است » .

آیه مذکور نیز از آیاتی است که در اثبات ولایتِ حضرت صدیقه زهرا میتوان از آن استفاده کرد .امانتی که پروردگار عالم به آسمانها و زمین و کوهها عرضه کرده است واز آنها خواسته تا آن را بپذیرند ، همان ولایتِ پیامبر اکرم وامیرالمؤمنین وفاطمه وحسنین و ائمه بعد ازآنان می باشد .

حسین بن خالد گوید: از امام رضا پرسیدم که معنى «امانت» در آیه   إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَهَ …  چیست؟ فرمودند: مقصود از امانت همان ولایت است که هر فردى به ناحق آن را به خود نسبت دهد دیگر در زمره مسلمانان نخواهد بود (13)

 

در پایان ، خواندنِ جملاتی پُرمغز ، از علّامه امینی ، لازم والبته سودمند ، به نظر می رسد :

« اعتقاد اکثر مردم براین است و معمولاً چنین می پندارند که مناقب و فضائلِ حضرت صدیقه زهرا تنها به این جهت می باشد که دختر رسول خدا(ص)بوده است وحال آنکه چنین نیست ؛

این مطلبِ بسیار مهم و گرانبهایی است که شایسته است درباره آن مفصلاً بحث و گفتگو بعمل آید .

باید معتقد بود که حضرت فاطمه علیها السلام صاحبِ “ولایت کبری” است ، یعنی همانطور که باید به ولایت رسول اکرم ، امیرالمؤمنین و حسنین ایمان داشت ، می بایست به ولایت حضرتِ صدیقه زهرا علیها السلام نیزبه همانگونه اعتراف کرد و معتقد بود » . (13)

 


:منابع

1 الدر المنثور ، ج 6 ، ص 403

2 ملک ،آیه 30

3 البرهان فی تفسیر القرآن ،‏5 / 450

4 ترجمه المیزان، ج‏16، ص: 465

5صحیح مسلم ، 2/360 ؛ چاپ بیروت

6 الطرائف-ترجمه داود الهامى/ 138

7 بهشت کافى،ترجمه روضه کافى،ص 354،

8 معانی الأخبار،ترجمه محمدى،‏1ج، ص289، باب 61

9 ارشاد القلوب،ترجمه سلگى،ج‏2،ص 358

10 سیر اعلام النّبلاء،11ج،177ص ؛ تاریخ بغداد ، ج4،412ص

11عیون أخبار الرضا ع،ترجمه آقا نجفى، ج‏1، ص: 175

12 تفسیر کشاف، جلد 4، ص670

13 معانی الأخبار،ترجمه محمدى،‏1ج ، 261ص ، باب 43

14 فاطمه الزهراء ، ص 45

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *