صلح امام حسن علیه السلام

صلح

صلح امام حسن مجتبی با معاویه یکی از پر ابهام ترین نقاط تاریخ اسلام است، چرا که بیشتر عاشورا و جنگ امام حسین با یزیدیان گفته شده و کمتر به موضوع صلح امام حسن پرداخته شده است، در این مطلب، سخنی پیرامون صلح امام حسن مجتبی و سپس شرایط صلح نامه بررسی می شود.

صلح امام حسن علیه السلام

پس از شهادت علی(ع) همان مردم به سراغ امام حسن(ع) آمدند مردمی که در امتحان های پی در پی رد شدند و نشان دادند که اهل دنیا و پیاله معاویه هستند.

صلح امام حسن(ع) درست از همان منطق پدر والامقامش سرچشمه می گیرد، اصلا صلح برای حفظ اسلام و مسلمین یک امر تثبیت شده در روش رسول خدا(ص) بوده است.

اهل تاریخ می نویسند که چهل هزار نفر با علی(ع) بیعت کرده بودند. بعد از شهادت حضرت علی(ع) مردم با امام حسن(ع) بیعت کردند، در این هنگام به امام حسن(ع) گفتند که معاویه با گروهی به طرف عراق حرکت کرده است. امام حسن(ع) به طرف شام با لشکرش برای مقابله با معاویه حرکت کرد.

امام حسن(ع) ابتدا قیس بن سعد را با دوازده هزار تن به عنوان مقدمه لشکر شام فرستاد و خودش هم در مدائن فرود آمد.

هنگامی که امام حسن(ع) در مدائن بودند یکی از میان لشکر فریاد زد قیس بن سعد کشته شد اکنون از هم پراکنده شدید؟

مردم متفرق شدند. و گروهی به طرف خیمه امام حسن(ع) حمله آوردند و هر چه بود غارت کردند حتی فرش امام حسن(ع) را هم بردند و یکی از غارت کنندگان خنجری بر ران آن حضرت زد. امام حسن(ع) از این اوضاع ناراحت شد و در محلی در مدائن منزل کرد.

مردم در همان روزهای نخستین بعد از شهادت پدر والا مقام امام حسن(ع) گروه گروه آمدند و با آن حضرت بیعت کردند. ولی معاویه فورا جاسوسانی به بصره و کوفه فرستاد تا هر چه می گذرد گزارش کنند و در حکومت امام(ع) از داخل دست به خرابکاری بزنند. حضرت نامه ای برای معاویه فرستاد که جاسوسان می فرستی مثل آنکه با ما سر جنگ داری، جنگ نزدیک است، منتظر باش انشاالله  (1)

معاویه در صدد این بود که با جاسوسانی، امام حسن(ع) را به شهادت برسانند. از این رو امام(ع) در زیر پیراهن زره می پوشید و بی زره به نماز نمی رفت به همین جهت یک روز یکی از مأموران مخفی معاویه به سوی امام تیرافکند به آن بزرگوار صدمه ای وارد نشد (2)

معاویه به بهانه از بین بردن اختلاف و اغتشاش عده ای از سربازان را بسیج کرد تا به جنگ با امام(ع) به عراق بروند.

امام(ع) به حجربن عدی کندی دستور داد تا فرمانداران و نیز مردم را برای جنگ آماده سازد.

منادی در کوچه کوفه ها فریاد می زد «الصّلوه» مردم هم در مسجد جمع شدند. امام(ع) به منبر رفت و فرمود: معاویه به جنگ شما آمده، شما نیز به اردوگاه نخیله بروید! همه ساکت ماندند.

عدی، فرزند حاتم طایی از جا برخاست و گفت ای مردم، من پسر حاتم طایی هستم سبحان ا… این سکوت مرگبار چیست؟ چرا به امام و پسر پیغمبر جواب نمی دهید. از غضب خداوند بترسید.

جمعی آماده شدند. امام(ع) از آن جمع سپاهیان را به فرماندهی حکم، به شهر انبار فرستاد، ولی به محض رسیدن به جبهه، حکم با معاویه ساخت و به همین ترتیب فرمانده بعدی، عبیدا… بن عباس را با 12 هزار نفر به جبهه فرستاد. باز معاویه با وعده میلیون درهم او را فریفت.  (3)

آری یاران امام(ع) از هر سو پراکنده شدن و جنگ به سود شیعیان و حتی اسلام نبود. اگر معاویه به وسیله جنگ رسما پیروز می شد، اسلام را از هم می پاشید و دودمان همه شیعیان و مسلمان را از زمین برمی چید. پس امام با شرایط سخت تن به صلح داد.

 

 


صلح

شرایط صلح نامه

1-معاویه باید به کتاب خدا و سنت رسول ا…(ص) عمل کند

2-معاویه بعد از خود حق انتخاب خلیفه را ندارد باید اختیار تعیین خلیفه را به مسلمانان واگذارد

3-مردم هر جا هستند آزاد باشند و کارگزاران معاویه به جان و مال و ناموس آنان تجاوز نکند

4-و اصحاب علی(ع) و شیعیان مورد اذیت و آزار قرار نگیرند و جان و مال و زنان و فرزندان آنها از تجاوز مصون باشند

5-معاویه حق ندارد نسبت به فرزندان علی(ع) و خویشاوندان او نظر سوئی ابراز کند و باید آشکارا و در نهان از تحریکات بر ضد آنها خودداری نماید

6-معاویه باید این پیمانها را احترام بشمارد و مورد عمل قرار دهد. وعهد و میثاق خداوند را فراموش نکند و خداوند را حاضر و ناضر بداند.

7-بیت المال کوفه و خراج «دارابگرد» در منطقه فارسی در اختیار حسن بن علی(ع) باشد. و او مختار است بین یتیمان جنگ جمل و صفین تقسیم کند.

8-امام(ع) معاویه را امیرالمؤمنین نمی خواند

9-معاویه نباید علی(ع) را سب و ناسزا گوید.

معاویه همه شرایط را پذیرفت جز شرط آخر را و حاضر نشد دست از سب و لعن علی(ع) بردارد(خدا خودش را لعنت کند.) فقط راضی شد که هر گاه حسن(ع) در مجلسی حاضر است از سب و ناسزاگویی نسبت به علی(ع) خودداری کند  (4)

همینکه امام(ع) صلح را پذیرفت عده ای به اعتراض و سرزنش به حضرت رسیدند. امام(ع) فرمودند: نمی دانید که من برای شما چه عملی انجام داده ام، قسم به خدا که آنچه من کرده ام از برای شیعیان، بهتر از آنچه آفتاب بر آن طلوع می کند،بود.

چند روز بعد پس از قرار داد صلح، امام(ع) به منبر رفت و بعد از حمد ثنای الهی فرمودند: ای مردم، معاویه خیال می کند که من او را برای خلافت سزاوار می دانم و برای خود صلاحیتی در آن نمی بینم!

معاویه خیال خامی کرده است من در کتاب خدا و بر زبان پیامبر خدا، بیشتر از مردم بر آنان اختیار دارم. به خدا سوگند، که اگر مردم با من بیعت کنند و مرا اطاعت و یاری نمایند، آسمان قطره هایش را و زمین برکتش را بر آنان ارزانی می داد.

 

 


:منابع

  1. ارشاد مفید ص170
  2. بحار ج 44، ص33
  3. ارشادمفید ص172
  4. بحار ج43 ص 65 -44
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *