شفاعت و مقام آسمانی حضرت زهرا (س)

شفاعت و مقام آسمانی حضرت زهرا (س)

«بسم الله الرحمن الرحیم» کد: 1002

«صلی الله علیک یا فاطمه الزهرا»

مجموعه نمایشگاهی « قطره ای از دریای معرفت فاطمی »

مطلب دوم: شفاعت و مقام آسمانی حضرت زهرا سلام الله علیها (محورهای فاطمیه 1427)

یکی از آن محتواهایی که دشمن به طور بسیار جدی نسبت به همه ی ائمه و بخصوص نسبت به حضرت زهرا سلام الله علیها به طور شبانه روز مورد حمله قرار داده این که بگوید حضرت زهرا سلام الله علیها یک آدمی بودند مثل بقیه آدمها. یک خانمی بودند الا اینکه خیلی خوب بودند. اصلاً خیلی خیلی خیلی خوب بودند. ولی مثل بقیه آدم ها بودند. ما شئونی برای ایشان قائلیم. مثل عصمت، مثل شفاعت، مثل آن شئونی که برای معصومین علیهم السلام قائل هستیم. می گویند خوب حضرت زهرا که امام نیست. بله امامان عصمت دارند، علم غیب دارند، ولی حضرت زهرا که امام نیستند. ایشان دختر پیغمبر بودند، خیلی هم زن خوبی بودند. آنها قصد دارند شأن آسمانی حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها را بشکنند.

از اینجا یک بحث عام و یک بحث خاص برای حضرت زهرا سلام الله علیها داریم. آن بحث عام اینکه آن جا که مجالس مذهبی یا شنونده مذهبی یا گوینده آنقدر پررو و بی دین نیست می گوید، بله قبول، ائمه علیهم السلام اینطورند ولی حضرت زهرا جزء ائمه نیستند. آنهایی که یک مقدار دیگر آشکارتر می گویند، نسبت به همه ی ائمه این را مطرح می کنند. میگویند علم غیب فقط مال خداست.

در مورد شفاعت می گویند مگرمیشود آدم هرچه دلش خواست گناه کند، بعد امام حسین او را ببخشند؟ این که اصلاً تجرّی بر گناه می شود. جرأت پیدا می کند گناه کند.

یا در مورد عصمت هم به همین ترتیب برخورد می­کنند و می­گویند: حضرت زهرا یا امام حسین علیه السلام هیچ وقت نشده دمپایشون رو لنگه به لنگه بپوشند؟ شما می گوئید اصلاً هیچ اشتباهی نمی کنند؟ وقتی می خواستند غذا بخورند نشده به جای قاشق چنگال را بردارند؟ آخه بابا نمیشه که اینقدر! بله گناه نمی کردند. آخرش می خواهند به اینجا برگردانندش. اقدام به مخدوش کردن آن شئونی از امامت که برای ما شئون اساسی است کردند.

بعد نسبت به حضرت زهرا سلام الله علیها به طریق اولی این کار را می کنند، من عرض کردم یک بحث عام داریم و یک بحث خاص حضرت زهرا سلام الله علیها، بحث عام این است که اگر شما خواستید در موضوع شفاعت کار بکنید یا خواستید شفاعت حضرت زهرا سلام الله علیها را کار بکنید، بدانید تمام استدلال هایی که راجع به توبه هست عیناً برای شفاعت هم هست. اگر خدا توبه­ی ما را بپذیرد ما تجرّی بر گناه برایمان حاصل می­شود؟

ُ قُل یا عِبادِیَ الَّذینَ اَسرَفُوا عَلی اَنفُسِهِم لا تَقنَطُوا مِن رَحمَهِ الله اِنَّ الله یَغفِرُالذُّنُوبَ جَمیعا اِنَّهُ هُوَ

الغَفُورُ الرَّحیم[1]

بدان بندگانم که اسراف بر نفس خود کردند، بگو هرگز از رحمت خدا ناامید مباشید. البته

خدا همه گناهان را خواهد بخشید. که او خدایی بسیار آمرزنده و مهربان است.

خدای متعال می­فرماید: ای کسانی که خودتان، خودتان را خراب کردید اسراف کردید بر خودتان، از رحمت خدا ناامید نشوید. در فرهنگ دینی ما خوشبختانه شیعه و سنی، همه و همه معتقدند خود یزید، خود شمر هم قبل از مردن راه به توبه داشتند. نا امید از رحمت خدا گناهش از کشتن وجود مقدس سیدالشهداء بیشتر است. قرار نیست از رحمت خدا ناامید شویم. خوب اگر اینطوری باشد و باب توبه به روی همه ی ما باز باشد و خدای متعال همه ی ما را دعوت به توبه کرده باشد، این تجرّی بر گناه نمی­دهد. می دهد یا نمی دهد؟ آن کسانی که از توبه دفاع می کنند ببینید چکار می کنند؟ چه می گویند عین آن استدلال را در شفاعت، می توانید بیاورید.

یکی از شئون حضرت زهرا سلام الله علیها که سخت مورد حمله قرار می گیرد شفاعت آن حضرت است. بخصوص در روایات شیعه است که حضرت در شفاعت نقش محوری دارند، نقش اساسی دارند. بسیاری از شفاعت­های دیگر ائمه علیهم السلام، به شفاعت حضرت صدیقه طاهره است که قبول می شود. آنها به شدت شأن شفاعت را مورد حمله و هجوم قرار می­دهند. اگر گروه هایی خواستند روی شفاعت، تخصصی کار کنند بدانند، اصل شفاعت فضل خداست.

فرض کنیم من اگر اینجا دست توی جیبم کنم و به هر کدام از شما بزرگوارانی که اینجا هستید 50 هزار تومان پول بدهم، از شما کسی می تواند اعتراض بکند؟ نخواستید قبول نکنید، ولی نمی­توانید اعتراض کنید که چرا پول می دهید؟ فضل است دیگر. خدا ما را از صفر آفریده آیا ما طلب داشتیم که خدا ما را آفرید؟ کاری کرده بودیم؟ اقدامی یا عملی کرده بودیم؟ اینکه من اگر گندی زدم خدا گندم را ببخشد، به همان دلیلی که خدا بدون هیچ بهانه­ای فقط از روی فضلش ما را خلق کرده، فقط هم از روی فضلش می تواند ما را ببخشد. کسی می تواند اعتراض کند؟ اگرخواست ببخشد به کسی چه ربطی دارد؟ حالا این بخشیدن، یک وقتی خودش می بخشد، یک وقتی به واسطه می بخشد. برای اینکه من به دنیا بیایم باید پدر و مادر می داشتم، آیا دست خدا بسته است و نمی تواند بدون پدر و مادر بچه ای را بیاورد؟ نه حضرت عیسی را به دنیا آورد که پدر نداشت. حضرت آدمی را به دنیا آورد که نه پدر داشت و نه مادر، پس دست خدا بسته نیست. اما بنا، بر این است که با اسباب و وسایل این کار را بکند.

حالا اگر بر این فضلش، خدای متعال بخواهد واسطه بتراشد مشکلی است؟ مسئله ای پیش می آید؟ شفاعت یعنی فضل خدا بعلاوه واسطه. همین دوتاست. فضل خدا بعلاوه واسطه. مثلاَ می گویند توبه شب جمعه پذیرفته است. خدا مشکلی دارد. چهار شنبه توبه را بپذیرد؟ یا سه شنبه بپذیرد؟ چرا می­گویند شب جمعه؟ چرا آنهایی که شیعه هم نیستند می گویند در مکه زیر ناودان طلا توبه پذیرفته است؟ یعنی خدا همه­ی ظرفیتش را آنجا برده؟ جای دیگر خدا حضور ندارد؟ نمی تواند؟ مشکل دارد؟ نه! برای شما وسیله قرار داده برای اینکه برای شما حال شکست و توبه ایجاد شود فرموده بلندشو راه بیفت برو آنجا که دیگر آنجا حواست به چیز دیگری پرت نباشد. توبه هم فضل خدای متعال است زیر ناودان طلا توبه کردن هم وسیله­ای است ، واسطه­ای است بین ما و خدای متعال. این قصه در شفاعت هم می تواند باشد. من عرض کردم سر فصل ها را می­گویم. بعداً اگر بزرگوارانی که خواستند اختصاصاً در موضوع شفاعت کار کنند اختصاصی در خدمتشان هستیم.

مطلب بعدی، مطلبی که ناخواسته گریز زدیم به شفاعت، آسمانی بودن ائمه علیهم السلام است. ائمه علیهم السلام شأنشان برای ما شأن وساطت بین ما و خدای متعال است. لذا این موجودات یک موجوداتی شده اند که شاید این کلمه مناسب نباشد. اگر شما کلمه­ی مناسب­تری پیدا کردید من را هم راهنمایی کنید. انگار که این موجودات دو رو داشته باشند. یک رویشان به خالق باشد که علی الدوام رضایت و سَخَط خالقشان به قلب مبارک آنها نازل بشود و آنها در قلب مبارکشان مَهبط نزول رضا و سخط خدای متعال بشود. یعنی یک رویشان دائماً به خدای متعال و یک رویشان هم دائما به ما مخلوقات باشد.

خوب، فرض می کنیم بنده الان می خواهم امام زمانم را صدا کنم، یا صاحب الزمان من این مشکل را دارم. خوب اگر قرار باشد امام زمان علیه السلام چنین موجودی باشند الان که توجه به من می کنند تا مشکل من را حل کنند، نتوانند به دیگری که الان دارد در آمریکا صدایش می زند توجه کند. یا بگوید خیلی خوب شما در نوبت قرار بگیرید، صبر کنید تا نوبتتان بشود. اگر در یک لحظه 1000 نفر امام زمان علیه السلام را صدا بزنند نفر هزار و یکم کی نوبتش می شود؟ پس فردا؟ 2ساعت دیگر؟ یک ماه بعد؟ اگرقرار باشد امام زمان علیه السلام برای این که به من توجه کند بنده در نوبت قرار بگیرم و عنداللزوم نتوانم به ایشان مراجعه بکنم به چه دردی می خورد؟ من باید آنگونه امامی داشته باشم که (لا یشغلُهُ شأن عن شأن) پرداختن به اموریک بنده ای نباید او را باز بدارد از پرداختن به امور بنده ی دوم سوم پنجم دهم هزارم.

این ولی خداست. ولی خدا اینگونه است. خدا اگر برای من ولی قرار می دهد عاجز هم که نیست، باید آنگونه موجودی باشد که هم به من برسد هم به دیگران. لذا امیرالمؤمنین علیه السلام در رکوع انگشتر را می­دهد چه مشکلی دارد؟ در همان لحظه اگر هزار نفر هم انگشتر می­خواستند باید بتواند هزار تا انگشتر بدهد. اگر یک میلیون از خلایق صدایش می کنند باید بتواند به یک میلیون خلایق جواب بدهد، والّا ولی خدا نیست. اگر خود خدا می تواند در یک لحظه واحد به همه موجودات پاسخ بدهد ولی خدا هم باید بتواند. پس این موجود خلقتش اصلاً متفاوت می­شود. همه چیز او متفاوت می­شود. باید هم بشود او کارش یک چیز دیگر است. لذا آن موجود قبل از ورودش به این عالم مراحلی را گذرانده بعد از آن به این عالم تشریف مبارکشان را آوردند.

تاریخ نقل کرده مورخین روی کاعذ لحظه به لحظه اش را نوشته­اند. آنها متفاوت از ما بودند. ایثارشان، عباداتشان، فهمشان، علمشان، اعجازشان، خوب تاریخ را نشان می دهد که بخوانید گوشه، گوشه تاریخ را نگاه بکنید آن چیزی را که تاریخ گزارش کرده یک آدم مسیحی می خواند می گوید من در تعجبم از این علی. خدایا تو می توانی یک علی دیگر خلق بکنی ای کاش همه ی مادر ها جمع می شدند همه ی پدرها جمع می شدند یک علی دیگر خلق می شد. این یعنی چی یعنی یک آدم متفاوتی است. این را اهل سنت هم در کتابهایشان آورده اند. در تاریخ، گوشه، گوشه اش داد می زند. خوب باید هم باشد. مثل اینکه در تهران همه­ی آدم­ها وانت داشته باشند. بعد یک آدمی چون باید وزنه های 20 تنی ببرد، تریلی داشته باشد. بعد همه تعجب کنند. بله خوب باید هم داشته باشد. آن کاری که می خواهد بکند باید با تریلی بکند.

امیرالمؤمنین صلوات الله علیه و ائمه معصومین علیهم السلام شأنی الهی دارند. باید هم داشته باشند. لذا هیچ جای تعجبی ندارد. خدای ما اگر به حکمتش عمل کرده باشدکه حتما همینطور است. آن موجوداتی که بین ما و خودش واسطه قرار داده باید متفاوت از ما باشند و هستند. پای این قضیه هم محکم می ایستیم. شواهد تاریخی هم تا دلتان بخواهد به ما کمک می کند. آن تاریخی که ائمه علیهم السلام حضور داشتند و تازه بعد از حضورشان هم این همه آدم هایی که رفتند شفا گرفتند علم گرفتند، ازدواج کردند، بچه دار شدند، چه چه چه…

شما دفترچه خاطراتی که در حرمهای ائمه معصومین علیهم السلام است، نگاه کنید. آدم متعجب می شود. وقتی به کار من خواست بپردازد به دیگری نمی­تواند بپردازد؟ همینکه به من توجه کرد توجهش از خدا برگردد؟ زورش قد من باشد؟ علمش قد من باشد؟ دعای او به در گاه خدا مثل من باشد؟ خوب آن دیگر چه ولیی است؟ آن هم یکی می شود مثل من. بنابراین مخدوش کردن شئون الهی ائمه علیهم السلام در همه ی زمینه هایش، علم غیبش، یک داستان دارد. شفاعتش یک داستان دارد زیارتش یک داستان دارد. (که هر کدام از اینها اگر عزیزان خواستند در کمیته­های تخصصی، فرعی می توانیم نشستهای تخصصی داشته باشیم. بعد اگر مصلحت دیدید کمیته­های تخصصی می توانند حاصل مطالعاتشان را به اطلاع کمیته­های دیگر برسانند).

مثلاً فرض کنیم یک گروه تخصصی شفاعت را کار می کنند. یک گروه تخصصی شأن الهی ائمه علیهم السلام را کار می کنند. یک گروه تخصصی مثلا راجع به فدک و خطبه و کوچه کار می کنند. بعد اینها جلساتی ماهی یک بار داشته باشند. اگر خواستند اگر نه بعداً یک نشست جمعی داشته باشند. محصولاتشان را به هم دیگر اطلاع بدهند. یا اگر برای این دوره وقت نیست، برای دوره بعدی این کار را بکنند. به هر ترتیب آن گروهی که تخصصی کار می کنند، برای خروج محصولشان و در دسترس قرار گرفتن محصولشان برای گروههای دیگر هم این فکر را بکنند. یعنی این طور نشود که مثلا 5 تا خانم بزرگواری که در مسئله شفاعت کاملا استاد شدند هر گونه شک و شبهه راجع به شفاعت را می توانند پاسخ بگویند. و بقیه راجع به شفاعت هیچی ندانند. نه همه از یک حد معمولی عادی متعارف باید راجع به شفاعت بدانند. آن کسی که در کلوپ نویسندگی از همین حد معمولی می تواند شروع به نوشتن کند بعد اگر خواست بیشتر بداند می تواند مراجعه بکند. آن کسی که در کلوپ نمایش است همینطور. کسی که در کلوپ پرسش و پاسخ است همینطور. افراد کلوپ پریمیر هم همینطور می توانند همه یک حد متعادلی از این مطلب را انشاءا… بدانند.

این واقعیت را به مردم القا بکنیم که من با خدای متعال هیچ ارتباطی ندارم، نمی توانم داشته باشم، نه شماره تلفن دارم، نه خط موبایل دارم، نه ایمیل خدا را دارم،نه آدرسی دارم. من برای ارتباطم با خدا برای اینکه بفهمم خدای من از چی راضی است و از چی ناراضی است ؟سخطش کجاست؟ رضایتش کجاست؟چه مکانیزمی دارم؟ خوشبختانه این روایت به حدی در منابع اهل سنت هست که غیر قابل خدشه است.حتی غیر قابل تشکیک است که رسول خدا فرموده انّ الله یرضا لرضا فاطمه ویغضب لغضبها به من دارد کلید می­دهد که می خواهی خدایت را راضی کنی برو فاطمه سلام الله را راضی کن. تارضایت خدا به شما اهداء شود. در واقع التماس کن که بی بی جان شما با رضایتتان رضایت خدا را هدیه کنید. برای من جلب رضایت الهی جلب رضایت شماست. بیایید راضی بشوید، بیایید از زشتی های ما در گذرید، که اگر شما راضی بشوید خدا راضی شده و با رضایت حضرت صدیقه طاهره سلام ا…علیها انشاء ا… قلم پایانی بکشیم بر غیبت اماممان علیه السلام. و این نکبت که به خاطر آن جنایتی است که در سقیفه اتفاق افتاده و دامن گیر ماهم شده است. اگر موفق شدیم زهی سعادت که انشا ا… پیشانی شرف به همه ی عالم بسائیم. اگر هم موفق نشدیم حد اقل ما، در زمره ی آنهایی محسوب بشویم که تمام تلاشمان را کردیم برای جلب رضایت حضرت صدیقه طاهره سلام ا…علیها. ما از آن جمع فاطمیون انشا ا… محسوب بشویم از آنهایی که انشا ا… خواستیم در جهت جلب رضایت حضرت صدیقه طاهره سلام ا… علیها حرکتی داشته باشیم.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *