رضا و تسلیم

رضا و تسلیم

از مراحل بالای عرفان و توحید، «رضا» است. «رضا» هم نشان دهندۀ اوج محبّت و دلدادگی به خداوند است و هم نشانۀ اخلاص کمال و نداشتن هیچ انگیزه ای جز پسند و خواستِ مولی.

اهل بیت علیه السلام در مقابل درخواست خدا و تقدیر او کاملا راضی بودند و این را برای خود، کمال می دانستند و با پشتوانۀ «رضا»، هر مشکل و بلا و مصیبتی را صبورانه و عاشقانه تحمّل می کردند.

در مسائل اجتماعی نیز هرگز پسند و رضایت مردم را بر رضای الهی ترجیح نمی دادند و آنچه تکلیف بود عمل می کردند، مهمّ رضای الهی بود، هر چند به خشم مردم می انجامید.

این نکته در تعالیم قرآن و احادیث بسیار مطرح است. امام حسین علیه السلام که برای رضای الهی قدم در این راه گذاشته بود، روحیّۀ کوفیان را چنین ترسیم می کرد، لا افلح قوم آثروا مرضاه انفسهم علی مرضاه الخالق، که آنان خواسته های دل خویش را بر رضای الهی ترجیح داده اند. (مقتل الحسین،خوارزمی،ج1،ص239)

امام سجاد علیه السلام نیز در انتقاد از خطیبی که در کاخ یزید و پیش اسرای اهل بیت، از یزید ستایش می کرد و از دودمان علی علیه السلام به زشتی یاد می کرد، بر سر او فریاد کشید که: «اشتریت مرضاه المخلوق بسخط الخالق»

وای بر تو، رضای مردم را به قیمت خشم خدا خریده ای!(بحارالانوار،ج45،ص137)

اما آنچه که در این بحث و بخش مورد نظر است، همان بعد متعالی عرفانی «رضا» است که ملاک عمل موحّدان راستین است و عاشورا جلوه ای از این فضیلت به شمار می رود.

یکی درد و یکی درمان پسندد یکی وصل و یکی هجران پسندد

من از درمان و درد و وصل و هجران پسندم آنچه را جانان پسندد

نمونه های دیگری از مقام «رضا» را در کربلا با هم مرور می کنیم:

در مسیر راه کوفه، اباعبدالله علیه السلام پس از برخورد با فرزدق و آگاهی از اوضاع کوفه، فرمود:

همواره کار دست خدا بوده و هست. اگر قضای الهی بر چیزی نازل شود که دوست داریم و می پسندیم، خدا را بر نعمنتهایش سپاس می گوییم و اگر قضای الهی میان ما و امیدمان فاصله انداخت، باز هم از کسی که نیّتش حق و شیوه اش تقوا باشد دور نیست (که آن را بپسندد)(موسوعه کلمات الامام الحسین،ص336)

واپسین کلماتی بود که در قتلگاه از حنجر خونین آن امام شنیده شد که: «الهی رضی بقضائک».

خواهر خویش را نیز به تسلیم و رضا دعوت می کرد «ارضی بقضاء الله» ،راضی باش به رضای خدا، تا پس از شهادتش بی تابی و نارضایی از خود نشان ندهد.

وقتی هم که می خواست از مدینه خارج شود، هنگام وداع با قبر رسول خدا از خداوند طلب کرد که آنچه که رضای تو است، برای ما انتخاب کن: «اسئلک… ما اخترت من امری هذا ما هو لک رضی».(موسوعه کلمات الامام الحسین،ص287)

رضای بنده از خدا و رضای خدا از بنده، اوج این کمال است، پسند دو جانبه و رضای از هر دو سو. در متون زیارتنامه هم به این مقام و مرتبۀ شهدای کربلا اشاره و ارج نهاده شده است.

در زیارتنامۀ حضرت مسلم است: شهادت می دهم که تو اقامۀ نماز و زکات کردی و جهاد کرده به شهادت رسیدی در حالی که خداوندت از تو راضی بود و تو نیز از او راضی بودی «لقیت الله عزّ و جلّ و هو عنک راض»(مفاتیح الجنان)

در زیارتنامۀ هانی خوانیم که جان خویش را در راه رضای الهی فدا کردی (بذلت نفسک فی ذات الله و مرضاته) در همین متن، به رضایت خدا از او هم اشاره شده است/

اینکه یک انسان به مقامی برسد که خشم و رضای او خشم و رضای خدا باشد، مقام والاتری است. سیدالشهداء علیه السلام، با این وصف در زیارت مطرح شده است:

«یا من رضاه من رضی الرّحمان و سخطه من سخط الرّحمان»( مفاتیح الجنان،زیارت مطلقه امام حسین،ص426)

کار برای رضای خدا و داشن مرتبۀ «رضا»، سرمایۀ عظیمی است که وجدان انسان ها را همواره آرام و خرسند می سازد.

لإمامُ الباقرُ علیه‏السلام :أحَقُّ مَن خَلَقَ اللّه‏ُ بِالتَّسلیمِ لِما قَضَى اللّه‏ُ ، مَن عَرَفَ اللّه‏َ .

سزاوارترین خلق خدا در به گردن نهادنِ قضا و فرمان او ، کسى است که خداشناس باشد .بحار الأنوار : 71 / 153 / 63 منتخب میزان الحکمه : 280

خاندان او نیز چنین بودند و پیشامدهای ناگوار کربلا را به حساب خدا گذاشته به امید اجر او، آن ها را تحمّل می کردند و همه را «زیبا» می دیدند. این کلام حضرت زینب است که وقتی در مجلس ابن زیاد در کوفه، والی مغرور با طعنه خطاب به آن بانوی قهرمان گفت: کار خدا را با برادر و خاندانت چگونه دیدی؟ زینب کبری علیها السلام پاسخ داد: جز زیبایی چیزی ندیدم، «ما رأیت الّا جمیلا»(بحارالانوار،ج45،ص116) و این سخن به شدّت والی کوفه را عصبانی ساخت.

چه چیز زیبایی در کربلا وجود داشت؟ پاره های بدن عزیزان؟ آتش خیمه ها؟ اسیری اهل بیت رسول خدا؟ پستی بی اندازه انسان نماها؟

امام حسین علیه السلام می فرمودند: چه کشته شویم، چه پیروز گردیم، آنچه را خدا برایمان مقدّر کرده باشد، آن را خیر می بینیم.(اعیان الشیعه،ج1،ص597)

زیبایی کربلا دراثبات بندگی پسر رسول خدا ،گذشت از جان و فرزندان و عزیزان برای خدا، وفا ،صبر و راضی به رضای خدا بودن، آزادگی، تکیم انسان ها ،توکل ، جهاد با نفس، فتوت و جوانمردی و تسلیم و رضا و… بود.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *