حضرت باقر علیه السلام بعد از کربلا

حضرت باقر علیه السّلام بعد از کربلا

باقر

 

حضرت باقر(علیه السلام) به علم و دانش و فضیلت و تقوا معروف بود و پیوسته مرجع حلّ مشکلات علمى مسلمانان به شمار مىرفت.
وجود امام محمّد باقر(علیه السلام) مقدّمه اى بود براى اقدام به وظایف دگرگون سازى امّت. زیرا مردم، او را نشانه هاى فرزند کسانى مى شناختند که جان خود را فدا کردند تا موج انحراف ـ که نزدیک بود نشانه هاى اسلام را از میان ببرد ـ متوقّف گردد.
آنان از این رو قربانى شدند تا مسلمانان بدانند که حکّامى که به نام اسلام حکومت مى کنند، از تطبیق اسلام با واقعیت آن به اندازه اى دوراند که مفاهیم کتاب خدا و سنّت رسول اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) در یک طرف قرار دارد و آن حاکمان منحرف در طرف دیگر.
امام باقر(علیه السلام) بر آن شد تا انحراف حاکمان و دورى آنان از حقایق اسلام را به مردم بفهماند و براى مسلمانان آشکار سازد که چنان امورى تحقّق یافته است.
هشام بن عبدالملک خلیفه اموى وقتى به امام باقر اشاره مى کند و مى پرسد که این شخص کیست؟ به او مى گویند او کسى است که مردم کوفه شیفته و مفتون اویند. این شخص، امام عراق است. در موسم حجّ، از عراق و خراسان و دیگر شهرها، هزاران مسلمان از او فتوا مى خواستند و از هر باب از معارف اسلام از او مى پرسیدند.
این امر اندازه نفوذ وسیع او را در قلوب توده هاى مردم نشان مى داد.
از سوى فقیهان بزرگ که وابسته به حوزه هاى فکرى و علمى بودند، مسائل دشوار در محضر او مطرح مى شد و گفتگوهاى بسیار با امام به عمل مى آمد، از او پاسخ مى خواستند تا امام را در تنگنا قرار دهند و در مقابل مردم او را به خاموشى وادارند، ولى آن حضرت با پاسخ هاى قانع کننده و مستدلّ و محکم خود آنان را به اعجاب وامى داشت.
حوزه علمى او براى صدها دانشمند و محدّث که تربیت کرده بود پایگاهى مهّم به شمار مى آمد.
جابر جعفى گوید: «ابوجعفر هفتاد هزار حدیث براى من روایت کرد.» و محمّد بن مسلم گوید: «هر مسئله که در نظرم دشوار مى نمود از ابوجعفر (علیه السلام) مى پرسیدم تا جایى که سى هزار حدیث از او سؤال کردم.»

امام باقر(علیه السلام) شیعیان خود را چنین وصف مىکند: إِنَّمَا شِیعَهُ عَلِیٍّ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ اَلْمُتَبَاذِلُونَ فِی وَلاَیَتِنَا اَلْمُتَحَابُّونَ فِی مَوَدَّتِنَا اَلْمُتَزَاوِرُونَ لِإِحْیَاءِ أَمْرِنَا اَلَّذِینَ إِذَا غَضِبُوا لَمْ یَظْلِمُوا وَ إِذَا رَضُوا لَمْ یُسْرِفُوا بَرَکَهٌ عَلَى مَنْ جَاوَرُوا سِلْمٌ لِمَنْ خَالَطُوا. (1)

«همانا شیعه ما، شیعه على، با دست و دل گشاده و از سر گشاده دستى و بى ریایى از ما طرفدارى مى کنند و براى زنده نگاه داشتن دین، متّحد و پشتیبان ما هستند. اگر خشمگین گردند، ستم نمى کنند و اگر خرسند باشند از اندازه نمى گذرند. براى آن کس که همسایه آنان باشد برکت دارند و با هر کس که با آنان مخالف باشد طریق مسالمت پیش مى گیرند، شیعه ما اطاعت خدا مى کند.»

 

 

باقر

امام باقر(علیه السلام) و خلفاى جور

امام باقر(علیه السلام) با پنج خلیفه از خلفاى بنى امیّه معاصر بود که عبارتند از:1ـ ولید بن عبدالملک 2ـ سلیمان بن عبدالملک 3ـ عمر بن عبدالعزیز 4ـ یزید بن عبدالملک 5ـ هشام بن عبدالملک.
و همه آنان جز عمر بن عبدالعزیز در ستمگرى و استبداد و خودکامگى دست کمى از نیاکان خود نداشتند و پیوسته براى امام باقر(علیه السلام)مشکلاتى فراهم مى نمودند.
ولى در عین حال، حضرت باقر از طریق تعلیم و تربیت، جنبشى علمى به وجود آورد و مقدّمات تأسیس یک مرکز علمى اسلامى را در دوران امامت خود پى ریزى کرد که در زمان فرزند بزرگوارش امام جعفر صادق(علیه السلام) به نتیجه کامل رسید.
روش کار پیشوایان ما به ویژه امام سجّاد و امام باقر(علیهم السلام) که در اوضاع فشار و خفقان به سر مى بردند به شیوه مخفى و زیرزمینى بود، شیوه اى که موجب مى شد کسى از کارهاى آنان مطّلع نشود.
همین کارهاى پنهانى، گاهى که آشکار مى شد، خلفا را سخت عصبانى مى نمود در نتیجه، وسایل تبعید و زندانى آنها فراهم مى شد.
سرانجام، امام باقر(علیه السلام) که پیوسته مورد خشم و غضب خلیفه وقت، هشام بن عبدالملک بود، به وسیله ایادى او مسموم شد و در سال 114 هجرى به شهادت رسید. جنازه آن بزرگوار، کنار قبر پدر بزرگوارش، در قبرستان بقیع، به خاک سپرده شد.

 

 

 

 

باقر

شاگردان امام باقر علیه السلام

 

او باقر بود، شکافنده علم، آشکار کننده گنجینه دانش های محمد و آل (صلی الله علیه و آله و سلم).

ابن حجر که در خط رد تشیع است می گوید: او گنیجینه های معارف و احکام و حکم و لطایف را آشکار ساخت و کسی که به فضایل او برسد وجود نداشت. (2)

حضرت باقر از امامانی است که در اواخر عمر به ارشاد مردم و بیان علوم اسلامی و نشر احکام پرداخت و الحق در این زمینه موفق بود. حضرت باقر توانست فقه، اخلاق، تفسیر، سیاست، اقتصاد، فرهنگ و روابط اجتماعی اسلام و شاخه های نشأت گرفته از آن را در جامعه آن روز مطرح کند و الحق مردم را به این نتیجه رساند که این امر جز در صلاحیت آل علی بن ابیطالب نیست. ان هذا الامر لا یصلح الا فی آل علی بن ابیطالب.

این است که وقتى صفحات تاریخ صدر اسلام مرور شود، در زندگى علمى امام باقر (علیه السلام) نام بسیارى از شاگردان آن حضرت و شخصیت هاى ممتاز علمى جهان اسلام جلب نظر مى‏کند.

با این همه، نباید تصور کرد که امام باقر (علیه السلام) آسوده و ایمن از محدودیت ها و ممنوعیت هایى بوده است که حکومت ها براى اهل بیت فراهم مى‏آورده‏اند، بلکه بى‏تردید، جو حاکم بر زندگى امام باقر (علیه السلام) به شدت جو تقیه بوده است، زیرا با فرهنگ خاصى که در نتیجه حکومت هاى ناصالح بر جامعه حاکم شده بود، کنار نهادن تقیه به منزله دست کشیدن از فعالیت علمى و دور ماندن از ترویج معارف اصولى دین بشمار مى‏رفت.

بارى، شرایط زمان، براى امام باقر (علیه السلام) و نیز امام صادق (علیه السلام) زمینه‏اى را فراهم آورد که سایر ائمه هرگز برایشان آماده نشد.

آن شرایط مساعد، معلول سستى پایه‏هاى حکومت امویان بود.بحران هاى درونى نظام سیاسى در آن عصر، به حاکمان مجال نمى‏داد تا بر خاندان رسالت مانند حاکمان پیشین، فشار آورند و ایشان را منزوى سازند.

بى‏تردید اگر همین زمینه براى هر یک از امامان فراهم مى‏آمد، آنان قادر به تأسیس حوزه‏هاى بزرگ درسى بودند و عالمان و فقیهان بیشترى را پرورش مى‏دادند.این زمینه مساعد، سبب شد تا امام باقر (علیه السلام) و امام صادق (علیه السلام) بیشترین آراى فقهى، تفسیرى و اخلاقى را در کتب فقهى و حدیثى از خویش بر جاى گذارند.

این چنین است که فردى چون محمد بن مسلم مى‏تواند سى هزار حدیث از امام باقر (علیه السلام) نقل کند. و شخصیتى چون جابر جعفى هفتاد هزار حدیث.

در نزد عالمان امامیه، فقیه ترین فقیهان صدر اسلام شش نفرند که همه آنان از اصحاب امام باقر (علیه السلام) و امام صادق (علیه السلام) بوده‏اند.آنان عبارتند از: زراره بن اعین، معروف بن خربوذ المکى، ابو بصیر الاسدى، فضیل بن یسار، محمد بن مسلم الطائفى و برید بن معاویه العجلى.

شیخ الطائفه، ابو جعفر محمد بن حسن طوسى در کتاب رجال خویش، اصحاب و شاگردان امام باقر (علیه السلام) را که از آن حضرت نقل حدیث کرده‏اند 462 مرد و دو زن دانسته است.

در میان اصحاب و شاگردان امام باقر (ع) برخى از نظر اعتبار و وثاقت مورد اتفاق اهل سنت و امامیه اند، و دسته‏اى به دلیل گرایش هاى عمیق شیعى، در دایره رجال اهل سنت قرار نگرفته، بلکه تنها مورد اعتماد امامیه مى‏باشند.

 

 

 

 


:منابع

  1. تحف العقول عن آل الرسول علیهم السلام  ,  جلد۱  ,  صفحه۳۰۰
  2. صواعق محرقه ص 123

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *