ازدواج عمر با دختر امیرالمومنین؟؟؟

ازدواج عمر با دختر امیرالمومنین؟؟؟

ادعای «ازدواج خلیفه دوم با حضرت ام کلثوم علیها السلام» دست آویزی است که گروهی از مخالفین برای انکار وقایع پس از رحلت پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله و هجوم به بیت حضرت زهرا سلام الله علیها بدان استدلال می کنند و در نتیجه آن به «روابط حسنه میان امیرالمؤمنین علیه‌السلام و خلفا» قائل هستند.
اینان مدعی اند: اگر هجوم به بیت فاطمه سلام الله علیها صحت داشت، هیچ گاه چنین ازدواجی صورت نمی گرفت!

در پاسخ به استدلال مخالفین شیعه درمورد ماجرای «ازدواج عمر با ام کلثوم» می گوییم:⭕️

️اولاً: این استدلال زمانی صحیح خواهد بود که اصل این خبر-مبنی بر ازدواج عمر با ام کلثوم- صحیح باشد؛ در حالیکه:

برخى از محققان شیعه با استناد به مدارک خود اهل سنت، اصل این ازدواج را دروغ و ساخته و پرداخته ى بنى امیّه مى دانند.( حکایت ازدواج عمر با حضرت ام کلثوم(س)،دکتر محمد امینى ص٣۴٩)

نتیجه تفحص در مدارک اهل سنت نشان مى دهد که در روایات وگزارش هاى تاریخى این ماجرا، اضطراب و تناقضات اساسى وجود دارد.

منابع گزارش مفصل این تناقضات در زیر نویس آمده است.( ابن سعد،الطبقات الکبرى،۶/٣١٢)

️ثانیاً: این استدلال زمانی صحیح است که ثابت شود امیرالمؤمنین علیه‌السلام دختری به نام ام کلثوم داشته اند، پس اگر ایشان دختری بدین نام نداشته یا ام کلثوم دختر حضرت زهرا سلام الله علیها نباشد، استدلال باطل است.چنانکه:

به استناد بعضى از مدارک شیعه واهل سنت، حضرت فاطمه (علیهاالسلام) دخترى به این نام نداشته اند وامّ کلثوم، نام دیگر زینب کبرى (علیهماالسلام)است. (العددالقویه لرضى الدین حلّى(ره)،ص٢۴٢)

در بعضى منابع آمده است که امّ کلثوم ،دختر ابوبکر و ربیبه ى حضرت زهرا(علیهاالسلام)بود و در خانه ایشان بزرگ شد.( تهذیب الاسماء واللغات،ج ٢ص۶٣٠)

️ثالثاً: این استدلال زمانی معتبر است که ازدواج مذکور حقیقتاً با میل و رغبت امیرالمؤمنین علیه‌السلام و حضرت ام کلثوم صورت گرفته باشد؛ پس اگر این ازدواج با زور و ارعاب و تهدید واقع شده باشد، نه تنها استدلال را اعتبار نمی بخشد بلکه نشانگر مظلومیت اهل بیت علیهم السلام و ظلم خلیفه دوم است.

حتى اگر ام کلثوم (علیهاالسلام)به ازدواج عمر در آمده باشد،نه تنها فضیلتى براى عمر محسوب نمى شود بلکه از مطاعن اوست!
زیرا به گزارش کلینى در کافى ،این خواستگارى و نهایتاً ازدواج،به زور و تهدید عمر بوده است،در یکى از روایتها آمده است که عمر تهدید مى کند که” اگرعلى دخترش را به من ندهد،دو شاهد دروغین درست مى کنم تا شهادت به دزدى على بدهند و دست او را قطع مى کنم .( الکافى للشیخ کلینى ج۵ ص٣۴۶)

️ رابعاً: اگر فرض بگیریم که این ازدواج با میل و رغبت هم صورت گرفته باشد، دلیلی بر صلاحیت خلیفه دوم و وجود روابط حسنه میان امیرالمؤمنین علیه‌السلام و خلفا نخواهد بود و قطعاً حکمتی داشته است؛ چنانکه در قرآن شبیه این ماجرا آمده است:

پاسخ قرآنى

این، اولین بار نیست که ولى خدا-بنا به حکمتى- با ازدواج دختر خود با فردى به ظاهر مسلمان اما فاسق و منافق موافقت مى کند.

حضرت لوط-که به گزارش قرآن، فرستاده ى الهى، بنده شایسته ى خدا و از نجات یافتگان است-به ازدواج دخترمؤمن خویش با مردان کافر قومش رضایت دارد و اصلاً ایشان پیشنهاد این ازدواج را مطرح می کند.
(حال اگر این ازدواج محقق شده باشد، به سبب آن،)
مردان کافر با ایمان و بهشتى نشده اند و عاقبت آن قوم بدکار،عذاب الهى بود.( مضمون آیات سوره هود)

نتیجه
بنابر فرض تحقق این ازدواج،حکمتى الهى درمیان بوده و ایمان عمر راتأیید نمى کند.

یادمان نرود:

اصل این داستان مورد شک وابهام است زیرا :

روایات امامیه،عدم تحقق یا اجبار و تهدید و نارضایتى را گزارش مى کند.
و

روایات اهل سنت،به دلیل اضطراب و تناقض، اثبات این مسأله را مشکل مى کند.

منبع:
@haghayeghe_nagofte

لینک مطالب مرتبط:

گزارشی درباره غدیر خم

علی، دوست یا امام هادی

عدالت در قضاوت

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *