آزار و اذیت حضرت امیر توسط خوارج

آزار و اذیت حضرت امیر توسط خوارج

قَالَ‏ کَانَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ ع یُصَلِّی وَ ابْنُ الْکَوَّاءِ خَلْفَهُ- وَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع یَقْرَأُ، فَقَالَ ابْنُ الْکَوَّاءِ «وَ لَقَدْ أُوحِیَ إِلَیْکَ وَ إِلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکَ- لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ وَ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِینَ‏» فَسَکَتَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع حَتَّى سَکَتَ ابْنُ الْکَوَّاءِ ثُمَّ عَادَ فِی قِرَاءَتِهِ حَتَّى فَعَلَ ابْنُ الْکَوَّاءِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ- فَلَمَّا کَانَ فِی الثَّالِثَهِ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع «فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ- وَ لا یَسْتَخِفَّنَّکَ الَّذِینَ لا یُوقِنُون‏[1]

علی مشغول نماز خواندن است، نماز جماعت دارد می خواند، در حالی که خلیفه مسلمین است (این چه حلمی است از علی؟!) اینها به علی اقتدا که نمی کردند، می گفتند: علی مسلمان نیست، علی کافر و مشرک است. در حالی که علی مشغول قرائت حمد و سوره بود، یکی از اینها به نام ابن الکوّاء آمد با صدای بلند این آیه قرآن را به عنوان[16 [کنایه به علی، خواند: «وَ لَقَدْ اُوحِیَ اِلَیْکَ وَ اِلَی الَّذینَ مِنْ قَبْلِکَ لَئِنْ اَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ وَلَتَکُونَنَّ مِنَ الخاسِرینَ.»17

این آیه خطاب به پیغمبر است که: به تو و هم چنین پیغمبران قبل از تو وحی شد که اگر مشرک شوی، اعمالت از بین می رود و از زیانکاران خواهی بود.

ابن الکوّاء با خواندن این آیه خواست به علی گوشه بزند که سوابق تو را در اسلام می دانیم؛ اوّل مسلمان هستی؛ پیغمبر تو را به برادری انتخاب کرد؛ در لیله المبیت فداکاری درخشانی کردی و در بستر پیغمبر خفتی، خودت را طعمه شمشیرها قرار دادی و بالأخره خدمات تو به اسلام قابل انکار نیست، امّا خدا به پیغمبرش هم گفته اگر مشرک شوی، اعمالت به هدر می رود، و چون تو اکنون کافر شدی، اعمال گذشته را به هدر دادی.

علی در مقابل چه کرد؟! تا صدای او به قرآن بلند شد، سکوت کرد تا آیه را به آخر رساند. همین که به آخر رساند، علی نماز را ادامه داد. باز ابن الکوّاء آیه را تکرار کرد و بلافاصله علی سکوت نمود. علی سکوت می کرد، چون دستور قرآن است که: « وَ اِذا قُرِی ءَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ اَنصِتُوا»؛18 و هنگامی که قرآن خوانده می شود، گوش فرا دهید و خاموش شوید.

و به همین دلیل است که وقتی امام جماعت مشغول قرائت است، مأمومین باید ساکت باشند و گوش کنند. بعد از چند مرتبه ای که آیه را تکرار کرد و می خواست وضع نماز را به هم زند، علی این آیه را خواند:

«فَاصْبِرْ اِنَّ وَعْدَاللّه ِ حَقٌّ وَ لایَسْتَخِفَّنَّکَ الَّذینَ لایُوقِنُونَ»؛19 صبر کن وعده خدا حقّ است و خواهد فرا رسید. این مردم بی ایمان و یقین، تو را تکان ندهند و سبکسارت نکنند.

علی علیه السلام دیگر به وی اعتنا نکرد و به نماز خود ادامه داد.

[1] قمى، على بن ابراهیم، تفسیر القمی، 2جلد، دار الکتاب – قم، چاپ: سوم، 1404ق.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *