او با شماست هر جا که باشید31

او با شماست هر جا که باشید31

 

باسمه تعالی و بذکر ولیه

مطلب فوق العاده ای خدمتتان عرض می کنم که فهمش مدخلیت تام و تمامی، در فهم تمام مطالب معارفی و اصولی معارف دارد و آن این است که خدای متعال در خلقت، یک حقیقت، بیشتر نیافریده است! در خلقت خدای متعال یک حقیقت، بیشتر نیست. این مطلب همانی است که جابر ابن عبد الله انصاری صحابه بزرگ پیامبر اکرم «صلوات‌الله علیه و آله» از آن حضرت سوال کرد وآن حضرت هم جواب فرمودند.
ایشان سوال کرد یا رسول الله « صلی الله علیه و آله و سلم» : “اول ما خلق الله ما هو؟” اول چیزی که خدای متعال خلق کرد چه بود؟ آن حضرت جواب دادند: “اول ما خلق الله یا جابر نور نبیک، ثم خلق منه کل خلق” (بحارالانوار/جلد25/صفحه21) یا جابر أول چیزی که خدای متعال خلق کرد نور پیامبر تو بود، بعد هر چیزی را از آن خلق کرد.
یک حقیقت، بیشتر در خلقت نیست و آن همان حقیقت محمدی «‌صلوات‌‌الله‌علیه» است. حقیقت رسالت، همان است، حقیقت ولایت، همان است. حقیقت امامت هم، همان است. حقیقت همه حق ها همان است.
حقیقت یعنی باطن، سرّ، صدق! شما در حقیقت هر چیزی، یک صورتی می بینید، ‌ولی می فهمید این فقط صورت نیست، یک باطنی هم دارد. یک حقیقتی هم دارد.
مثلا تفاوت هایی که نمازها با هم پیدا می کنند، عمدتا در صورت های نماز نیست. همه آنهایی که امامی مذهب و جعفری مذهبند،‌ بر اساس همین رساله ها نماز می خوانند. بر اساس همین احکام نماز می خوانند. ولی این نمازها از هیچی تا همه چیز تفاوت پیدا می کند. این به دلیل حقیقت های متفاوتی است که نماز هر کسی پیدا می کند.
شما به آیات خدای متعال نظر می کنید، به سبب آن آیه وجدانیاتی، پیدا می‌کنید. قلبتان چیزهایی می یابد. آیا به دلیل همین آب و گل است؟ سنگ و گل است؟ همین ماده است،؟ همین خاک است؟ یا نه، به دلیل حقیقتی است و باطنی است که در این موجود لحاظ شده است! ظاهر دست ها با همدیگر یکی است. ولی یک دستی هم پیدا می شود که وقتی روی دردی گذاشته شود، درد آرام می گیرد. این تفاوت در فیزیک و صورت این جسم که نیست، در باطنش است!
اگر ‌چشم دل انسان را خدای متعال کمی باز کند.، آنوقت به وضوح می یابد که یک حقیقت در همه جا وجود دارد. در مورد ائمه «علیهم‌السلام» هم در دعا و ادعیه و زیارات فرمودند: شما ارکان توحیدید. این به همین مطلب برمی گردد. فهم آن موکول به همین مطلب است.
همین حقیقت در مسجدالحرام وجود دارد، “فیه آیات بینات” (سوره آل عمران/ آیه 97) و همان حقیقت را می توان در مسجدالنبی نیز وجدان کرد. حقیقت بیت و کعبه چیزی به جز آن حقیقت نیست.، والا ظاهرش که همان سنگ هایی است که از آن کوه پشت سر کعبه کنده اند، آورده اند آنجا.
آن حقیقت به شدتی در آنجا حضور دارد که همه شهر را حرم کرده است. در مدینه هم همین طور است. این حقیقت را شما آنجا، در مکان می یابید و اگر انسان حواسش جمع باشد، آن حقیقت را در ماه رمضان، در زمان، می یابد. لذا هم در آیات مربوط به حج، بعد از اینکه صحبت از حج می شود، صحبت از تقواست. هم در آیه مربوط به وجوب روزه! نتیجه این که، روزه برای صائمین، تقواست.
احاطه آن حقیقت را انسان در آن مکان و در این زمان به شدت می یابد، به سادگی پیدا می شود. فقط کافی است انسان حواسش جمع باشد. اصلا نمی خواهد هیچ تکلف و فشاری وارد کند.
لذا در حج انسان آن حقیقت را بیشتر می یابد و چون آن حقیقت اصل اصول است لذا با فهم آن اصل است، که در واقع تلقی انسان از دین و معارف دینی و اصول دین تصحیح می شود. اگر آن صحت در تلقی و معرفت انسان وجود نداشته باشد و انسان از دنیا برود، علی القاعده یا تلقی افراطی دارد یا تفریطی، یا یهودی مرده یا نصرانی! که در روایت داریم کسی که مستطیع شود و حج نرود، از دنیا خواهد رفت. “فلیمت یهودیا، او نصرانیا” (اصول کافی / جلد 4 / صفحه 268)

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *