کتاب اخلاق شهروندی به روایت قرآن و نهج البلاغه

کتاب اخلاق شهروندی به روایت قرآن و نهج البلاغه

 

نویسنده: مهدی قندی

ناشر: انتشارات بنیاد نهج‌البلاغه

تعداد صفحات: ۸۰ صفحه

امروزه بزرگ‌ترین مشکل جوامع انسانی، انحطاط اخلاقی است، اخلاق در اسللام آنقدر مهم است که پیامبر بزرگ ما می فرماید: من برای تکمیل کردن مکارم اخلاق مبعوث شده ام.

کتاب اخلاق شهروندی به روایت قرآن و نهج البلاغه، یکی از مفیدترین کتاب ها در زمینه ی اخلاق اسلامی است که نویسنده ی بزرگوار، آیات قران و روایات و سیره ی حضرت امیر علیه السلام را در زندگی امروز جاری و ساری کرده است.

این کتاب، اخلاق را در سه بخش با عموم شهروندان با همسایگان و با خویشاوندان مورد بررسی قرار می دهد. در قسمت هایی از این کتاب، بخشی به نام در محکمه ی وجدان قرار دارد، که خواننده می تواند رفتار خود را بررسی کند!

این کتاب آنقدر قوی با مخاطب ارتباط برقرار می کند که تفاوت رفتارتان را می توانید بعد از خواندن این کتاب ملاحظه کنید.

برگی از کتاب

کسی هست که هم‌نوع تو نباشد؟
هنگامی که حضرت علی علیه‌السلام مالک اشتر را به استانداری مصر برگزیدند، فرمان‌نامه‌ای برای وی نگاشته، به دستش سپردند.

“قلبت را نسبت به مهربانى به رعیت و دوست داشتن آنها و لطف در حق ایشان بیدار کن و چونان حیوانى درنده مباش که خوردنشان را (به کمتر لغزشی که از آنان سر زند) غنیمت شمارى‏؛ چرا که مردم دو گروهند یا برادران تو هستند از بابت کیش و آیین یا هم‌نوع تو هستند در آفرینش‏؛ از آنها خطاها سر خواهد زد و علتهایى عارضشان خواهد شد و به عمد یا خطا لغزشهایى کنند؛ پس، از عفو و بخشایش خویش نصیبشان ده، همان گونه که دوست دارى که خداوند نیز از عفو و بخشایش خود، تو را نصیب دهد.”

برخی می‌گویند حق را باید گرفت. البته این افراد توجه ندارند که این اصل در مورد حقوق دیگران است؛ به این معنی که اگر شما بتوانید از حقوق دیگران دفاع کنید باید این کار را انجام دهید، لیکن در دین سفارش نشده که در مورد استیفای تمام حقوق خودمان نیز سخت‌گیر باشیم. دین در پی پرورش روح خودخواهی در ما نیست از این‌رو هرگز توصیه نمی‌کند که حقوق خودت را از دیگران استیفا کن و به تمام و کمال بگیر! بلکه به عکس، توصیه‌های دینی برای گذر دادن انسان از این تنگنای اخلاقی است.

در محکمه‌ی وجدان!

آیا هنگامی که با برادر خود دچار اختلافی می‌شویم حاضریم که به سادگی حق برادری را نادیده بگیریم و مثلا بر سر جای پارک ماشین با او جرّ و بحث شدید کنیم؟ نه، بلکه برای ما آسان خواهد بود که او را بر خودمان ترجیح دهیم. آیا با مسلمانی که برای انجام یک کار ضروری به محل پارک جلوی منزل یا مغازه ما برای دقایقی نیاز دارد، مثل برادر خود رفتار می‌کنیم. آیا با ترجیح دادن او بر خودمان به خدا تقرّب می‌جوییم؟

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *