یقین گمشده (معرفت، یافتن)

معرفت، یافتن

 

بسمه تعالی و بذکر ولیه
یقین گمشده
بخش پنجم: معرفت؛ یافتن

او؛ مشتری و مشتاق شماست، برای بیشتر داشتن او خود را به او بدهید؛ خود و همه ی داشته ها و دارایی های خود را به ایشان ببخشید. صادقانه این کار را بکنید؛ سعی کنید!
این کار با محبت شدنی است. به میزان بخشیدن خود، او نیز خود را به شما خواهد بخشید؛ معامله خار و خاک با طلا و جواهر.
این کار را تکرار کنید، تکرار کنید؛ هر چه از خود خالی تر شوید از او پُرتر خواهید شد؛ تا جایی که حضور او را در خود، بیش از خود بیابید.
مدّتی است که مولّفه های خوشبختی را در خود می یابید: سکینه، امنیّت، حلاوت، سیری و سیرآبی.
و اینک دیگر خوب بودن که نه! چون خوب هستید؛ بلکه خوبی کردن برایتان گوارا و آسان است؛ بلکه به جز آن دشوار است.
توجّه و تذکّر مانند ماهی زنده، به سادگی و سرعت از دست آدم سُر می خورد، مواظب باشید! و در ضمن به غفلت های ناخواسته اعتنا نکنید. تا متوجّه آن شدید، توجّه خود را دوباره از سر گیرید.
و با این همه نه او تمامی دارد و نه اشتیاق و محبت شما پایان؛
پس کمک بگیرید هر صبح در خلوت خود خطاب به خدای کریم، برای تشکّر از این همه، و تمنّای بیش از این، 11 بار یا 110 بار –بسته به میل و رغبت خود- بگویید: اللّهم صلّ علی ولیّ امرک القائم المهدی علیه السلام؛
سپس با زبان خود با او درد دل کنید. عرض حاجت کنید، با محبّت و احترام و دلِ تنگتان، هر چه می خواهد به ایشان عرض کنید؛ «دست از طلب ندارید تا کام دل برآید»

برگرفته از کتاب ضریح یقین گمشده، اثر حسین درگاهی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *