یقین گمشده (معرفت، بوئیدن)

معرفت، بوئیدن

 

یقین گمشده

بخش چهارم: معرفت؛ بوییدن

راز سر به مهر وجود، این است که حقیقت وجود، «محبت» است؛

برای خوب شدن، خوب تر شدن، بزرگ و بزرگتر شدن، با توجّه به حضور احاطی او،

او را به نفَس خود بگیرید؛ او را با نفَس خود فرو برید؛ هم چون بوییدن و فرو بردن بوی خوش.

و همه خود و تن خود را با او آمیخته سازید، آغشته سازید؛

او را به نفَس بکشید؛ او را در دم خود قرار دهید و در بازدم، او را نه فقط از دهان که از همه تن خود عبور دهید.

به این ترتیب خود را با او آمیخته کرده و آغشته و عطرآگین سازید.

و خود را از او پر کنید، ذهنتان ساکت شده و دلتان آرام گرفته و وجودتان تطهیر می شود.

با توجه به این حضور، حیا خواهید کرد که در درون و بیرون خود کمترین رفتار زشتی بکنید.

می توانید برای این کار، -دم و باز دم- وقتی را در شبانه روز خود معیّن کنید؛

دو نوبت؛ در بامداد و شامگاه موثّر تر از یک نوبت است؛

البته آن هم با فراق بال و با آرامی و آرامش و محبّت.

اکنون که از او پر هستید، یا در حقیقت به پر بودن خود از او توجه دارید، به همراه دست های او عمل کنید و به همراه لب های او سخن بگویید.

حضور او در شما، کام و کردار و کلام شما را نیز شیرین کرده است. بدون آن که قصد کنید حضور شما نزد دیگران، دل آنان را نیز آرام و کامشان را شیرین می کند.

مبادا به خود بنازید! این همه حسن، شعاعی از حضور آن حسنِ تمام در شماست.

قدر بدانید و قدردانی کنید و مراقب و مودّب باشید. مبادا که او آزرده شده و دامن از دست شما بکشد.

برگرفته از کتاب ضریح یقین گمشده، اثر حسین درگاهی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *