سفارش رسول خدا به ابوذر قسمت هفتم

سفارش رسول خدا به ابوذر قسمت هفتم

 

سفارش رسول خدا به ابوذر

قسمت 7

اى ابوذر آیا دوست دارى به بهشت بروى‌؟

من عرض کردم:بله پدرم به فدایت.

حضرت فرمودند:پس آرزویت را کوتاه کن و مرگ را در پیش چشم قرار بده و به راستى از خداوند شرم کن.

من عرض کردم:اى رسول خدا ما همه از خداوند شرم مى‌کنیم.

فرمودند:این شرم آن نیست که من مى‌گویم. بلکه شرم از خداوند این است که گور و پوسیدن را و سینه و آنچه در آن است و سر و آنچه را گرد آورده است فراموش نکنى.که هرکس پاداش بزرگ مى‌خواهد باید زینت دنیا را رها کند، که چون چنین باشى به ولایت و سرپرستى خدا مى‌رسى، اى ابوذر اندکى به همراه نیکى بس است.همان قدر از نمک که براى غذا بس است.

اى ابوذر حکایت کسى که بدون عمل دعا مى‌کند همچون حکایت کسى است که بدون کمان تیر مى‌اندازد.

اى ابوذر همانا خداوند به اندازۀ شایستگى بنده‌اش، فرزندان او و فرزندان فرزندانش را شایسته مى‌کند و او را در خانۀ کوچکش در میان خانه‌هاى گرداگرد او تا وقتى در میان‌شان است نگاه مى‌دارد.

اى ابوذر همانا پروردگار تو به جهت سه نفر به فرشتگان مباهات مى‌کند:مردى که به تنهایى صبح مى‌کند آن گاه اذان مى‌گوید و نماز مى‌گزارد پس پروردگارت مى‌فرماید:بندۀ مرا بنگرید که نماز مى‌گزارد و هیچ کس جز من او را نمى‌بیند. سپس هفتاد هزار فرشته فرود آمده پشت سرش نماز مى‌گزارند و برایش آمرزش مى‌خواهند تا فرداى آن روز و مردى که به شب زنده‌دارى برخاسته و به تنهایى نماز مى‌گزارد و در سجده به خواب مى‌رود که در این هنگام خداوند والا مى‌فرماید:به بنده‌ام بنگرید که روحش نزد من است و جسمش در اطاعت از من به سجده رفته است.و مردى در میدان جنگ که یارانش گریخته‌اند ولى او پایدارى کرده و جنگیده و کشته مى‌شود.

اى ابوذر هیچ مردى پیشانى‌اش را بر جایى از زمین نمى‌گذارد مگر این‌که در روز قیامت برایش گواهى مى‌دهد و هیچ منزلى نیست که گروهى در آن فرود آیند جز این‌که آن منزل یا بر ایشان صلوات مى‌فرستد یا لعنتشان مى‌کند.

اى ابوذر هیچ بامداد و شامگاهى نیست جز این‌که همه جاى زمین همدیگر را به سخن مى‌گیرند و مى‌گویند:اى همسایه آیا امروز یادکنندۀ خدا بر تو گذشته یا بنده‌اى که پیشانى‌اش را براى سجده به خداوند والا بر تو نهاده باشد؟ برخى مى‌گویند:نه و برخى مى‌گویند:آرى و چون زمینى بگوید:بله،به خود مى‌جنبد و شادمان مى‌شود از این‌که مى‌بیند بر همسایه‌اش برترى دارد.

اى ابوذر همانان وقتى خداوند شکوهمند زمین و درختانش را آفرید، هیچ درختى نبود که بهره‌اى براى فرزندان آدم نداشته باشد و پیوسته زمین و درختان چنین بودند تا زمانى که گناهکاران فرزندان آدم به سخن درآمدند و آن سخن دهشتبار را به زبان آوردند. آنان گفتند:خداوند فرزندى گرفته است و چون چنین گفتند زمین بر خود لرزید و منافع درختان از میان رفت.

اى ابوذر زمین چهل بامداد بر مؤمن هنگام مرگش گریه مى‌کند.اى ابوذر وقتى بنده‌اى در زمینى بى‌آب و علف وضو بگیرد یا تیمم بکند سپس اذان و اقامه بگوید و به نماز بایستد خداوند به فرشتگان فرمان مى‌دهد تا پشت سر او صف ببندند صفى که دو سویش دیده نشود تا با رکوعش به رکوع و با سجده‌اش به سجده بروند و بر دعایش آمین بگویند.

اى ابوذر هرکس اقامه بگوید و اذان نگوید جز دو فرشته‌اى که با اویند کسى با او نماز نمى‌گزارد.

اى ابوذر هر جوانى که دنیا و سرگرمى‌اش را به خاطر خدا ترک کند و جوانى‌اش را در فرمانبرى از خداوند به پیرى برساند ، خداوند پاداش هفتاد و دو صدّیق را به او مى‌دهد.

اى ابوذر ذکرگو در میان غافلان همچون جنگجو در میان گریختگان است.

أمالی شیخ طوسی / ترجمه حسن زاده ؛ ج 2 , ص 345

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *