در یاد سفر قسمت چهل و یکم

در یاد سفر قسمت چهل و یکم

 

بسمه تعالی و بذکرولیه

اگر خاطرتان باشد،‌ گفتم که اگر انسان بخواهد نتایج ذکر الموت را فقط در یک عنوان خلاصه کند و نوع نتایج آن در واقع تفسیر جزئیات همان یک عنوان بوده باشد، آن یک عنوان عبارت خواهد بود از“ استعداد للموت” یعنی آماده کردن و آماده شدن برای مردن.
یعنی آنچه که از زهد نسبت به دنیا، اعراض از دنیا، عدم رویکرد به گناهان، مبادرت و پایبندی به واجبات، دیدن حقیقت زندگی و فهمیدن آن و خلاصه همه اینها یعنی اینکه درست عمل کردن و مسیر صحیح را پیمودن در جهت رسیدن به آن مقصدی که در خلقت لحاظ شده، به ذکر الموت انجام می شود.
حقیقت این است که اینها در انسان تحقق پیدا می کند. فهم این حقیقت در دل انسان پیدا می شود که من مقصر، در پیشگاه صاحب و خالق و مالکم،‌ مقصر خودم هستم. انسان با همه وجودش این مطلب را می یابد که اگر کوتاهی کرده، باعث و بانی این کوتاهی خودش است. واقعا من تقصیر کردم، من گناه کردم، من وظیفه بندگی را به جا نیاوردم. و چون من مقصرم، ‌من کوتاهی کردم و هیچ کسی بجز من هم در این کار مدخلیت نداشته، لذا به دست و پا می افتم، لذا به تضرّع می‌افتم، ‌لذا از در توبه در می آیم. لذا حالت شرمندگی به من دست می دهد.
معنی اعتقاد به عدل به عنوان اصلی از اصول اعتقادی همین است. یعنی اینکه در گناهان خودمان، کس دیگری را عموما و خدای متعال را خصوصا دخالت ندهیم. ما خدای متعال را متهم نکنیم به اینکه او باعث و شریک گناهان ماست. لذا این بحث اصلا عدل است، عدلی که ما معتقدیم بمعنی عدل الهی است و بحث عدل در مورد خدای متعال اصلا منتفی است. بدلیل اینکه خدای متعال نیازی به ظلم ندارد.
در مورد این موضوع مباحثی به اختصار بیان خواهد شد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *