در یاد سفر قسمت چهل و دوم

در یاد سفر قسمت چهل و دوم

 

باسمه تعالی و بذکر ولیه

 

عرض کردیم که بحث عدل در مورد خدای متعال اصلا منتفی است. بدلیل اینکه خدای متعال نیازی به ظلم ندارد.

به تعبیر این ادعیه که در شب و روز جمعه و عرفه وارد شده است و“ انما یحتاج الی الظلم الضعیف و قد تعالیت یا الهی عن ذلک علوا کبیرا ” (مفاتیح الجنان) این است و جز این نیست که صاحب ضعف یعنی انسان، ضعیف است که نیازمند ظلم است و بدرستی که تو ای خدا برتر از آنی، به بلندی مرتبت و بزرگی.

خدای متعال اصلا نیازی ندارد ظلم کند. این، یک معنی اش این است که اصلا بحث ظلم در مورد خدای متعال منتفی است. جا ندارد که در مورد خدای متعال صحبت شود. چه احتیاجی دارد خدای متعال که ظلم کند، کم دارد مثلا؟ مضافا بر اینکه آنچه که هست مال خدای متعال است.

ظلم یعنی شما حق را به حق دار ندهی. خوب اصلا کسی در مقابل خدای متعال حقی ندارد. هر چی هست مال خداست. اگر کسی صواب(راه درست) کند خوب وظیفه اش را انجام داده است به صواب که عقلا و عدلا پاداشی تعلق نمی گیرد. لذا اگر خدای متعال به صواب کسی پاداشی داد. ‌تحسینی کرد، خوب به فضلش عمل کرده، لطف کرده‌، زیادی بهش داده، اگر نمی داد طوری نبود. او وظیفه اش را انجام داده است.

بله! اگر کسی خلاف کند و وظیفه اش را انجام ندهد روی میزان عدل و عقل باید عقاب شود. با توجه به این که در این جا مظلوم خدای متعال است، وقتی انسان ظلم می‌کند به خدا ظلم می کند و روی میزان عدل و عقل، اگر انسان بداند که شدت ظلم چقدر است، باید آن میزان ظلم را در عظمت مظلوم ضرب کند. از اینجا در می آید که این ظلم چقدر عظمت دارد.

پس اگر سر سوزنی به خدای متعال ظلم شود، این سر سوزن باید ضرب در عظمت بی نهایت در بی نهایت خدای متعال بشود. حالا ببینید چی از آب درمی‌آید. لذا روی میزان عقل و عدل، در مقابل آن ظلم، این انسان چقدر باید عقاب شود؟

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *