در یاد سفر قسمت سی و هشتم

در یاد سفر قسمت سی و هشتم

 

باسمه تعالی و بذکر ولیه

مرحوم حاج آقا جواد آقا ملکی تبریزی در رساله لقاء الله خود مطالبی را در باب موت آورده و عباراتی دارد که من ترجمه آن را خدمتتان عرض می کنم.
… و مرید باید در آغاز راه، فکرش درباره مرگ باشد، آن هم از صمیم قلب و نه فقط در ظاهر، که در این صورت اثرش ناچیز خواهد بود. آری، فکر مرگ برای ریشه کن کردن دوستی دنیا و اصلاح بسیاری از رذائل اخلاقی دارویی موثر است و در فضیلت یاد کردن مرگ و ترغیب به آن، اخبار زیادی روایت شده است.
از جمله روایت شده است که از رسول خدا‌ «‌صلی الله علیه و آله» سوال شد: آیا کسی به رتبه شهدای بدر (احد) می رسد؟ ایشان فرمودند: بلی! کسی که هر روز بیست بار مرگ را یاد کند. (مستدرک الوسائل، جلد2، صفحه 104)

اینک به جاست اجمالا به کیفیت فکر در مرگ اشاره شود. انسان باید به چند مطلب بیندیشد:

1- اول آنکه امکان زودتر فرا رسیدن مرگ وجود دارد. برای دریافت این واقعیت، کافی است که انسان عاقل حالات کسانی را که به مرگ ناگهانی در می گذرند به یاد آورد،‌ و اینکه آن افراد نیز پیش از مرگ احتمال نمی دادند که تا سال های دور مرگ به سراغشان بیاید، ولی چون اجل رسید، مهلت ها پایان گرفت.
چه بسیار افراد نیرومند و شادابی که هرگز احتمال مرگ نمی دادند و برای خود عمری دراز را تصور می کردند و زندگی خویش را بر اساس صد سال عمر طراحی می کردند، اما مرگشان در یک لحظه فرا رسید. حال که چنین امری ممکن است و روی هم داده است، چه چیزی ما را از آن در امان می‌دارد؟!

2- به شدت و سختی جان کندن و وحشت لحظه مرگ بیندیشد. بدین منظور کافی است درد هایی را که گهگاه بر اعضای بدن او وارد می شود، به یاد آورد؛ زیرا توجه کردن به همین دردها برای انسان اندیشمند نسبت به مرگ کفایت می کند. مرگی که در وصف آن گفته اند: برای بعضی از اشخاص مانند میله ای گداخته است که در پارچه ای پشمی و نمناک فرو کنند و سپس آن را بیرون بکشند و گاه گفته اند به شاخه ای پر تیغ می ماند که به درون بدن فرو رود و هر تیغ به رگی بچسبد، آنگاه مردی پر توان آن شاخه را از بدن در آورد و در نتیجه رگها و اعضای داخلی بدن را با خود بیرون بکشد. و گفته اند که مرگ از اره کردن بدن با اره و قطعه قطعه کردن آن با قیچی سخت تر است.
و گفته اند: شگفتا از انسان ! هر گاه در بزرگترین لذت ها غرق و در نیکو ترین مجالس لهو نشسته باشد و در همان حال منتظر ورود مامور حکومت باشد که خواهد آمد و به او پنج تازیانه خواهد زد، بی تردید نشاط او از بین می رود و عیش او تیره می شود، اما همین انسان در هر ساعتی بلکه با هر دمی انتظار آمدن فرشته مرگ و مشاهده سکرات موت را دارد ( و با این همه سرگرم خواسته های نفسانی خود است) ‌و این نیست مگر به خاطر نادانی و فریفتگی، زیرا این بیچاره از شدت سختی های جان کندن خبر ندارد و البته این امر را فقط کسی خوب می داند که با آن روبرو شده باشد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *