در یاد سفر قسمت بیست و دوم

در یاد سفر قسمت بیست و دوم

 

باسمه تعالی و بذکر ولیه

مطلبی که به مناسبت، من در تائید این مطلب برایم تداعی شد، این بود که در شرح حال بعضی از زهاد و بزرگان نقل شده که در گوشه ای از خانه خود قبر کنده بودند. موقع شب می‌رفتند در داخل آن و در قبرشان می خوابیدند و در واقع خودشان را مرده تلقی می‌کردند، به بررسی کارهای خودشان می‌پرداختند و اینکه شب اول قبر چه حالی به انسان دست می دهد. لذا دست به انابه و توبه بر می داشتند و خواستار بازگشت به دنیا می شدند تا گذشته خودشان را جبران کنند.
برای نمونه از علامه عسگری شنیدم که ایشان می فرمودند که من شاهد بودم و دیدم که شیخ آقا بزرگ تهرانی(صاحب الذریعه الی تصانیف الشیعه) گوشه کتابخانه اش قبری کنده بود و این چنین رفتار می کرد. در مورد ایشان بگویم که ما یک همچنین کتابشناسی تا زمان او در طول تاریخ شیعه نداشتیم. خدمتی که ایشان به عالم تشیع کرده در نوع خودش بی‌نظیر است، یک دوره کتابشناسی ایشان که فقط در جواب یک توهین جرجی زیدان به شیعه آمده. جرجی زیدان در تاریخ ادبیات عربش می نویسد که: اما شیعه فرقه کوچکی بودند که خودشان از بین رفتند و آثار علمی هم نداشتند.
ایشان در جواب این مطلب که می گویند شیعه چقدر آثار داشته، در جواب همین یک جمله، الذریعه الی تصانیف الشیعه را تالیف کرده که 24 یا 25 جلد بوده که چاپ شده. که وقتی می خواست آنرا چاپ کند کسی حاضر نشد به ایشان کمک کند. در نجف بود، خانه اش را فروخت و رفت یک چاپخانه خرید تا کتاب را چاپ کرد. آقای عسگری می‌فرمودند ایشان اصلا یک معلم اخلاق بود. و از جمله می‌فرمودند که ایشان گوشه کتابخانه اش قبری کنده بود و به این نحو رفتار می کرد.
من در حالات شیخ طوسی هم شنیدم، که در احوال بزرگان ما این مطلب بوده. لذا بعضی از این مستحباتی که شما می بینید در آداب و سنن شرعی ما از این قبیل است. اینکه قبرستان رفتن مستحب است به همین دلیل است. آدم برود ببیند. ببیند که عاقبت خودش هم همین است. همین کسی که دیروز باهاش بودند راه می رفتند، حرف می‌زدند. اکنون گرفتار قبر و عمل خود گشته.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *