حقیقت امر به معروف و نهی از منکر

حقیقت امر به معروف و نهی از منکر

 

محمد بن سائب کلبى می گوید وقتى امام صادق علیه السلام به عراق آمد ساکن شهر حیره شد. ابو حنیفه خدمت امام علیه السلام رسید و مسائلى را پرسید از جمله سؤالهایش این بود که پرسید : فدایت شوم امر به معروف چیست؟ حضرت فرمودند: یا ابا حنیفه معروف در نزد آسمانیان همان معروف در نزد زمینیان است و آن امیر المؤمنین على بن ابى طالب علیه السلام است. پرسید فدایت شوم منکر چیست؟ فرمودند : آن دو نفرى که به او ستم روا داشتند و مقامش را غصب نمودند و مردم را بر دوش حضرت حمل کردند( بر علیه او شوراندند) . ابو حنیفه گفت مگر نهى از منکر این نیست که شخص را ببینى مشغول گناهى است او را نهى نمائى؟ حضرت صادق علیه السلام فرمود: این(حقیقت) امر به معروف و نهى از منکر نیست، این فقط کار خوبى است که از پیش فرستاده ای… ابو حنیفه گفت آقا بفرمائید تفسیر این آیه را((ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ‏)) فرمودند : به نظر تو نعیم چیست؟ گفت امنیت و صحت بدن و خوراک حاضر. فرمودند : اگر خدا نگه دارد تو را یا به پا دارد تو را در روز قیامت تا از هر لقمه‏اى که خورده‏اى و هر شربت آبى که نوشیده‏اى حساب بکشد باید مدت بسیار زیادى بایستى. گفت پس نعیم چیست فدایت بشوم. فرمودند : نعیم ما هستیم که خداوند مردم را به واسطه ما نجات بخشیده از گمراهى و از کورى به بینش رسانده و از نادانى به علم. ابوحنیفه پرسید : چرا قرآن همیشه تازه است؟ فرمود: زیرا قرآن اختصاص به یک زمان ندارد تا گذشت زمان او را کهنه نماید اگر چنین بود قرآن نابود مى‏شد قبل از فناى عالم. بحار الأنوار (ط – بیروت) ؛ ج‏10 ؛ ص208

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *