تخصص گرایی

تخصص

 

دندون‌درد شدیدی داشتم، درد امانم رو بریده بود.مسکن هم فایده‌ای نداشت.
همین‌طور که از درد به خودم می‌پیچیدم، وارد مطب شدم.
دکتر با دقت تمام عکس ها رو بالا و پایین می‌کنه و دوباره به دندونام یه نگاه می‌اندازه…
_کار من نیست! باید بری پیش دکتر اکبری، ایشون تخصصش درمان ریشه است. ریشه که درمان شد برگرد پیش خودم.
البته برای ایمپلنت این یکی هم باید بری پیش دکتر موسوی.
_دکتر نمیشه حداقل تا یه جایی خودتون حلش کنین؟
گفتم که کار من نیست! بهتره تا دیر نشده بری سراغشون.

زندگی همه‌ی ما این‌گونه می‌گذرد.

اگر بیمار شویم، هر طور که ممکن است به پزشک متخصص رجوع می کنیم. جالب است اگر دچار کمر درد و معده درد شویم، برای هر کدام به پزشک متخصص خودش مراجعه می‌کنیم. اگر بشنویم که برای شبکیه چشم باید به یک متخصص رجوع کرد و برای قرنیه به متخصصی دیگر، تعجب نمی‌کنیم.
اگر می‌خواهیم خانه بسازیم، در جستجوی گروه متخصص در زمینه مهندسی هستیم.
اگر در حل مشکلات زندگی نیازمند مشاوره باشیم، به متخصصین حوزه روانشناسی مراجعه می‌کنیم و نظر جراحان مغز را در این موضوع صائب و دقیق نمی‌دانیم.
برای پیگیری پرونده‌های حقوقی حتماً به یک وکیل مراجعه می‌کنیم.
و…
این، سبک زندگی همه‌ی عقلای عالم است که در هر حوزه‌ای به متخصص آن رجوع می‌کنند و زمانی‌که به تخصص او مطمئن شوند، به توصیه‌هایش عمل می‌کنند!
حال خودتان را زمانی که به یک پزشک فوق تخصص رجوع می‌کنید تصور کنید. اگر پزشک شما در رشته خودش تخصص لازم را داشته باشد و مورد اعتماد شما نیز باشد، حتماً به دستورات و سفارش‌های او عمل می‌کنید.
اصولاً هیچ عاقلی به خودش اجازه نمی‌دهد وقتی در مقابل یک متخصص قرار می‌گیرد، در تصمیمات او دخالت کند یا حرف و نظر خودش را بر نظر متخصص ترجیح دهد.
این روش همه‌ی عقلای عالَم است، بسیار هم نیکو و پسندیده است!
حال نظرتان را به حوزه تخصصی دیگری جلب می‌کنیم.
حوزه‌ای که پشتوانه‌ی آن به متونی(نقل‌ها) بر می‌گردد که در طول حدود ۲٠٠ سال با دقت بی‌نظیری جمع آوری شده است.
این «نقل‌ها» که از آن به «روایات» تعبیر می کنیم، در موضوعات متعدد و در شرایط مختلفی صادر شده و از طریق افراد متفاوتی به دست متخصصان این علم رسیده است.
لازم است متخصص این حوزه بر شرایط حاکم بر فضای نقل(مثلاً اینکه این نقل در حضور چه کسانی مطرح شده) مسلط باشد، افراد نقل کننده روایت یا اصطلاحاً راویان را بشناسد(علم رجال)، توانایی تشخیص دلالت ها و مفاهیم هر روایت را داشته باشد(علم درایه). بتواند با کمک گرفتن از «علم اصول» که ادلّه _از جمله عقل، قرآن و روایات و… _ را در کنار هم جمع می‌کند، به جمع بندی نهایی در هر موضوعی برسد.
بنابراین به دلیل گستره‌ی معنایی، موضوعی و زمانی حدیث، و همچنین لزوم جمع بندی آن با ادله دیگر، دقّتی دوچندان لازم است تا یک حکم از سوی متخصص این حوزه صادر شود.
پس زمانی که متخصصِ این حوزه در مورد موضوعی نظر می دهد یا اصطلاحاً «فقیه» حکم می‌کند، دست‌کم به «تعدد روایاتِ» مشتمل بر این موضوع، در «منابع مختلف» توجه داشته، به «شرایط صدورِ» روایات این موضوع مسلط بوده، «احوال راویان» که روایاتِ این موضوع را نقل کرده اند به خوبی شناخته، به «ادلّه دیگر» رجوع کرده در نهایت با کمک «علم اصول» تمام ادلّه موجود در مورد این موضوع را جمع‌بندی و نتیجه نهایی را در قالب یک «حکم» صادر کرده است.
حال همانطور که گفته شد، رجوع به متخصص در هر حوزه‌ای نه تنها کاری بیهوده نیست، بلکه دقیقاً عمل به سیره‌ی عقلای عالم است و حوزه‌ی فقه و به زبان ساده‌تر، احکام شرع هم از این قاعده مستثنا نیست.
اگر پزشکی کار هرکسی نیست و اظهار نظر در این حوزه تخصص می‌خواهد؛ فقه هم به مراتب همین است‼
اگر در حوزه پزشکی به متخصص رجوع نکردیم و دچار آسیب شدیم، عقلا ما را تخطئه می‌ کنند که چرا به متخصص رجوع نکردی و سر خود عمل کردی؟!
بدیهی است
در حوزه دین هم اگر تخصص لازم را نداشتیم و درست تشخیص ندادیم و به خطا رفتیم، جا دارد از سوی صاحب دین مورد سؤال قرار بگیریم که چرا به متخصص رجوع نکردی و سر خود عمل کردی؟!
به بیان دیگر بهتر است بگوییم در حوزه‌ی دین، سرخود عمل کردن و از ناحیه‌ی خویش نظر دادن، کاری ناپسند است، چنانکه در دنیای پزشکی، مهندسی و …علوم دیگر نیز همین طور است.

@haghayeghe_nagofte

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *