باب الحسین 44

باب الحسین 44

 

امام زمان؛ سرور خونین ­دلان و عزاداران حسینی

از مطالبی که به تجربه اثبات شده، دیده شده و دیده می­ شود، این است که در روز عاشورا آن خاکی که مال مقتل بوده، شروع می­ کند به قرمز شدن.

آن­­ هایی که دیده ­اند نقل می ­کنند، بزرگی می فرمود: به مقدار کمی از آن، پیش کسی بود و آن را در یک شیشه­ ای نگه­داری می­ کرد، صبح روز عاشورا این تربت شروع می ­شد رنگش عوض ­شدن، به ظهر عاشورا که می­ رسید، کأنّه این یک تکّه خاک را در داخل خـون گذاشته و در آورده­ اند.

پس وقتی که خاک، خونین­ شدنش نشانه­ ی کربلایی بودنش است، چه مانعی دارد که گفته شود آن دلی کربلایی است که از مصیبت امام حسین علیه ­السَّلام و محبّت ایشان، خون شده باشد؟

اگر کسی دلش از محبّت و مصیبت امام حسین علیه ­السَّلام خون است، حسینی است و اگر خونین ­تر است، حسینی ­تر است. به این ترتیب، عجیب نیست که سرور این خونین ­دلان، آن عزیز غریبی است که هر صبح و شام برای ایشان خون گریه می­ کند.

امام عصر علیه­ السَّلام خطاب به جدّ مظلومشان حضرت سیّدالشّهدا صلوات­­ الله­ علیه عرضه می­ دارند:

«… فَلَأندُبَنَّکَ صَباحاً وَ مَساءً وَ لَأبکَینَّ عَلَیکَ بَدَلَ الدُّموعِ دَماً…» زیارت ناحیه­ ی مقدّسه. المزار الکبیر : 501

پس صبح و شام بر تو ندبه می­ کنم و به جای اشک بر تو خون می­ گریم.

دو خورشید روبه­ روی هم

دو خورشیـد روبه­ روی هم؛ عـرض معـرفت و محبّت امام زمان علیه ­السَّلام به ساحت مقدّسه­ ی امام حسین علیه ­السَّلام . تو خود حدیث مفصّل بخوان از این مجمل:

«اَلسَّلامُ عَلَیکَ سَلامَ العارِفِ بِحُرمَتِک، المُخلِصِ فی ولایَـتِک»

سلام بر تو، سلامِ آن کسی که به حُرمت تو آشنا و در ولایت تو مخلص و بی ­ریاست.

«المُتَقَرِّبِ إلَى اللهِ بِمَحَبَّـتِک، البَریءِ مِن أعدائِـک»

و به سبب محبّت و ولای تـو به خدا تقرّب جسته و از دشمنانت بیزار است.

«سَلامَ مَن قَلبُهُ بِمُصابِک مَقرُوحٌ ، وَ دَمعُهُ عِندَ ذِکرِکَ مَسفُوحٌ»

سلام کسی که قلبش از مصیبت تو جریحه ­دار و اشکش به هنگام یاد تو جاری است.

«سَلامَ المَفجُوعِ المحزونِ الوالِهِ المُستَکینِ»

سلام کسی که دردناک و غمگین و شیفته و فروتن است.

«سَلامَ مَن لَو کانَ مَعَکَ بِالطُّفُوفِ، لَوَقاکَ بِنَفسِهِ حَدَّ السُّیُوفِ»

سلام کسی که اگر با تو در کربلا می ­بود، با جانش در برابر تیزی شمشیرها از تو محافظت می ­نمود.

«وَ بَذَلَ حُشاشَتَهُ دُونَکَ لِلحُتُوفِ وَ جاهَدَ بَینَ یَدَیکَ»

و نیمه­ جانش را به خاطر تو به دست مرگ می ­سپرد و در رکاب تو جهاد می­ کرد.

«وَ نَصَـرَکَ عَلىٰ مَن بَغىٰ عَلَیکَ وَ فَداکَ بِرُوحِهِ وَ جَسَدِهِ وَ مالِهِ وَ وُلدِهِ»

و تو را بر علیه ستم­کاران یاری داده، جان و تن و مال و فرزندش را فدای تو می­ نمود.

«وَ رُوحُهُ لِرُوحِکَ فِداءٌ وَ أهلُهُ لِأهلِکَ وِقآءٌ»

و جانش فدای جان تو و خانواده ­اش سپر بلای اهل بیت تو می ­بود.

«فَلَئِن أخَّرَتنِى الدُّهورُ وَ عاقَنی عَن نَصرِکَ المَقدور»

اگرچه زمانه مرا به تأخیر انداخت و مقدّرات الاهی مرا از یاری تو باز داشت.

«وَ لَم أکُن لِمَن حارَبَکَ مُحارِباً وَ لِمَن نَصَبَ لَکَ العَداوَهَ مُناصِباً»

و نبودم تا با آنان­که با تو جنگیدند بجنگم و با کسانی که با تو دشمنی کردند خصومت نمایم.

«فَلَأندُبَنَّکَ صَباحاً وَ مَساءً ، وَ لأبکِیَنَّ عَلَیکَ بَدَلَ الدُّموعِ دَماً»

(در عوض) صبح و شام بر تو مویه می­ کنم و به جای اشک بر تو خون گریه می­ کنم.

«حَسرَهً عَلَیکَ وَ تَأسُّفاً عَلىٰ ما دَهاکَ وَ تَلَهُّفاً حَتّىٰ أموتَ بِلَوعَهِ المُصابِ وَ غُصَّهِ الإکتِیابِ» المزار الکبیر : 501

از روی حسرت و تأسّف و افسوس بر مصیبت­ هایی که بر تو وارد شد، تا جایی که از فرط اندوه مصیبت و غم و غصّه و شدّت حزن جان سپارم.

برگرفته از کتاب باب الحسین

اثر حسین درگاهی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *