باب الحسین 17

باب الحسین 17

 

همه­ ی واقعه­ ی کربلا ؛ معرفت ­آموز و عبرت­ انگیز

واقعه­ ی کربلا، همـه ­جایش عبـرت ­آمـوز است، همـه ­جـایش معرفت ­آموز است.

یعنی لحظه ­لحظه اتّفاقاتی که افتاده، اگر مرحمت کنند و چشم آدم را باز کنند، بفهمانند به آدم ـ به زور نمی شود فهمید باید مرحمت کنندـ تمامی ندارد. من یکی از آن­ها را به شما عرض می­ کنم:

همه­ ی شما بارها و بارها شنیده ­اید، ولی ببینید آیا اصلاً کسی به این نکته توجّه کرده است؟ آن هم این است: شما که الحمد للّه ربّ العالمین، مشرّف بودید به کربلا، در پایین پای حضرت ـ که شهدا آن­جدفن اند زیارتنامه ی کوتاهی دارد که می ایستادید و می­خواندید، حالا از روی مفاتیح یا همانی را که آن­جا بود. اوّل زیارت­نامه چه بود؟

«اَلسَّلامُ علیکُم یا أولیاءَ الله و أحِبّائَه.»1

ولیّ ولیّ خدا، ولیّ اللّه است. این­که شما به شهدای کربلا أولیاءالله می­گویید، قصّه­ اش این است: ولیّ ولیّ خدا، ولیّ اللّه است. دوستِ دوست، دوست است. یکی از آن اولیاء اللّه جناب حُرّبن ­یزید ریاحی است؛ همان حرّ که از فرماندهان لشکر دشمن بود، از اولیاءاللّه شد. چه­ قدر طول کشید؟! حُرّ در مدّت کوتاهی از اولیاء اللّه شد.

درِ خانه­ ی سیّدالشّهدا، حُـرّی کـه جلوی سیّدالشّهدا را گرفته، شد از اولیاء اللّه. این است که من قبول نمی­ کنم کسی بگوید من یک عمر خـادم سیّدالشّهدا هستم و بـه هـیچ­ جـا نرسیـده ­ام! دردی که هست این است که سنّ و سالی از ما گذشتـه، درِ خانـه­ ی سیّدالشّهدا به دنیا آمده ­ایم؛ ولی چرا به جایی نرسیده ­ایم؟! جایی که یک ساعته می ­شود ولیّ الله شد، یعنی چه که سالیان سال بگذرد و برای آدم هیچ اتّفاقی نیفتد؟! کجای کارمان عیب می­ کند؟

مقام ممتاز و جاودانه­ ی امام حسین علیه ­السّلام

شفاعت الاهیّه­ ی امام حسین علیه ­السَّلام که از آثار و برکات عملکرد ایشان در قربان­ شدن و قربانی کردن برای خدای متعال است، رسیدن به مرتبه ­ای از شفاعت خدای متعال و خدایی شدن است که در جمع «لا فَرقَ بَینَکَ و بَینَها إلّا أنَّهُم عِبادُکَ و خَلقُک»2 اَخصّ از دیگران می ­شود وگرنه چه امتیازی، که این امر تحصیل حاصل بوده است.

و حقیقت باطن جنّت الاهی شدن که در انتهای سوره­ ی فجر (و ادخُلی جَنَّتی) و دعای مریدینِ امام سجّاد علیه­ السَّلام (یا نَعیمی و جنَّتی)3 از آن یاد شده همین است. والد ائمّه­ ی معصومین بعد از خود بودن؛ یعنی: اصل حقیقه الحقایق بعد از خود و به­ طور خاص، حقیقت «حیّ لایموت» حاضر در عالَم بون:

«أشهَدُ أنَّکَ قُتِلتَ و لَم تَمُت بَل برَجاءِ حَیاتِکَ حُیِیَت قلوبُ شیعَتِکَ و بِضیاءِ نورِکَ اهتَدی الطّالبونَ إلیک.»4

شهادت می­ دهم که تو کشته شدی ولی نمرده ­ای بلکه به امید زنده بودن توست که قلب­ های شیعیانت زنده است و به روشنی نور توست که جویندگان به سوی تو هدایت می­ شوند.

و راز سر به مُهر جاودانگی حضرتش در عالَم که عقول در فهم آن علیل است، این است.

برگرفته از کتاب باب الحسین

اثر حسین درگاهی

1- مفاتیح الجنان، زیارت­نامه­ ی شهدای کربلا، در زیارت مطلقه ­ی امام حسین علیه ­السّلام

2- مفاتیح الجنان، زیارت رجبیّه؛ صادره از ناحیه­ ی مقدّسه­ ی امام عصرعلیه­ السّلام

3- همان: مناجات خمس عشره

4- همان: زیارت امام حسین علیه ­السّلام در نیمه­ ی شعبان

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *