باب الحسین قسمت 58

یا حسین

 

امام باقر علیه السَّلام در مورد پدرشان امام سجّاد علیه السَّلام فرمودند:
«و لقَد بَکیٰ عَلیٰ أبیهِ الحُسَین علیه السَّلام عِشرینَ سنَه؛ و ما وُضعَ بَینَ یَدَیهِ طعامٌ إلّا بَکیٰ، حتّیٰ قالَ لَهُ مَولی له: یَاابنَ رَسولِ الله! اما آن لِحُزنِکَ أن یَنقَضی؟! فقالَ لَهُ: وَیحَک! إنَّ یَعقوبَ النَّبیّ علیه السَّلام کانَ لَهُ إثناعَشـرَ إبناً فغَیَّبَ اللهُ عَنهُ واحداً مِنهُم فابیضَّت عَیناهُ مِن کَثرَهِ بُکائِه علیه و احدَودبَ ظَهرَه الغَمَّ و کانَ ابنُه حَیّاً فی الدُّنیا و أنا نَظَرتُ إلیٰ أبی و أخی و عَمّی و سَبعَهَ عَشَر مِن أهلِ بَیتی مَقتولینَ حَولی، فکیفَ یَـنقَضی حُزنی؟!» تفسیر نورالثّقلین 2 : 452
حقـیقتاً آن حضرت بر پـدرش امام حسین علیه السَّلام بیست سال گریست، هیچ گاه طعام نزد او گذاشته نشد مگر آن که گریست تا این که غلام ایشان عرض کرد: ای فرزند رسول خدا! آیا وقت آن نرسیده که اندوه شما پایان یابد؟ پس فرمودند: وای بر تو! یعقوب پیامبر علیهما السَّلام دوازده پسر داشت، خدا یکی از آنان را از او پنهان داشت، پس دو چشمش سفید شد از بسیاری گریه ای که بر او کرد و اندوه پشتش را خمیده ساخت و حال آن که پسرش در دنیا زنده بود؛ امّا من دیدم که پدرم و برادرم و عمویم و هفده نفر از خاندانم در اطرافم کشته شدند، پس چگونه اندوهم به پایان رسد؟!
علیٰ أیّ حال به بهانه های مختلف می شود ایشان را یاد کرد و این دوام توجّه، انسان را مأنوس می کند با وجود مبارک آن حضرت.
امیرالمؤمنین صلوات الله علیه فرمودند:
«الذِّکرُ مِفتاحُ الأُنس.» شرح غررالحکم 1 : 106
یادکردن ، کلید اُنس گرفتن است.
و اُنس داشتن با ایشان در واقع انسان را در قالب زائر همیشگی ایشان قرار می¬دهد و از برکات عجیب و غریب زیارت ایشان بهره مند می کند.

 

یافتن امام حسین علیه السّلام در هر خیر و حُسن

خلقت خدای متعال، جلوه ی محبّت خدای متعال است نسبت به حبیبش. گسترش خلقت، گسترش محبّت خدای متعال است نسبت به حبیبش و اَحبّائش. حالا، آنی که حسینی شد؛ یعنی معرفت به امام حسین علیه السَّلام پیدا کرد؛ یعنی چشم دلش به ایشان باز شد، آن وقت هر حُسنی را، هر خیری را، هر حلاوتی را وجود مبارک امام حسین علیه السَّلام وجدان می کند.
در واقع خدای متعال حبیبش را خلق کرده، سپس «خَلَقَ مِنهُ کُلَّ خَیرٍ» بحارالأنوار 15 : 24، از ریاض الجنان ، هر خیری را از آن خلق کرده است؛ لذا کسی که معرفت امام حسین علیه السَّلام را داشت و ولایت ایشان نصیبش شد، نسبت به هر خیری، نعمتی، حلالی، حلاوتی چشمش باز می شود که وجود مبارک امـام حسین علیه السَّلام است. چـرا؟
او دارد در ولایـت امـام حسین علیه السَّلام زندگی می کند، کسی که در ولایت ولیّ اللّه زندگی کرد، هر خیری را در آن ولایت، در آن عالَم، جلوه ای از وجود مبارک آن ولیّ اللّه وجدان و پیدا می کند.
لذا یکی از نشانه های حسینی شدن و داشتن معرفت ایشان و ولایت ایشان این است که: «ما مِن خَیر»؛ هر خیری که او با آن برخورد کند، «ما مِن حُسن»؛ هر حُسنی که بـا آن مواجه شـود، وجدان می کند، می یابد که این جلوه ای از وجود مبارک امام حسین علیه السَّلام است، وجود مبارک امام حسین علیه السَّلام آن جا تشریف دارند و حضور دارند.

با «او»، در «او» و برای او بودن از طریق حسینی شدن

با «او» بودن معنایی است و در «او» معنایی دیگر؛ «مَعَکُم مَعَکُم لا مَعَ غَیرکُم» زیارت جامعه ی کبیره. مفاتیح الجنان. غیر از «فیکم و لَکُم» است.
(هُوَ مَعَکُم…) الحدید (57) : 4 غیر از (فأینَما تُوَلّوا فثَمَّ وَجهُ الله) البقره (2) : 115 است و هر دوی این ها غیر از (و اعلَموا أنَّ فیکم رسولَ الله) الحجرات (49) : 7. است؛ پُر از ایشان بودن غیر از محو ایشان بودن است؛ علم الیقین نسبت به حضرتش غیر از حقّ الیقین نسبت به معظّمٌ له است و همه ی این ها در محضر مبارک امام حسین علیه السَّلام به دلیل سیلان محبّت و آتش فشان آن به آسانی و سادگی شدنی است؛ با نمازی که با حضرتش برگزار شود و یا با حاضرکردن ایشان به محبّت در دعا و یا عزاداری و کنارکشیدن خود در هر حال؛«هر حال خوش که دست دهد مغتنم شمار».

برگرفته از کتاب باب الحسین
اثر حسین درگاهی

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *