باب الحسین قسمت 54

دعا

 

سخن گفتن با امام علیه السّلام به زبان خودمان

یک نکته ی فوق العاده ای را بیان کنم که اگر می خواهید بدانید این کار یعنی چه، خودتان انجامش بدهید و مواظب باشید شیطان از دستتان درنیاورد.این را بعضی از بزرگان به بعضی ها پنهانی یاد می دادند. به من هم بزرگی که خدای متعال او را سلامت بدارد، شاید حدود سی و پنج سال پیش، این را یاد داد. به میزانی هم که خودم توفیق داشتم، بهره بردم.
شما می دانیدکه در دعا و زیارت که زیارت هم خودش نوعی دعاست به میزانی که آدم حضور قلب داشته باشد، اخلاص داشته باشد، حرف هایی که می زند حرف های دلش بوده باشد، به آن مقدار دعا مستجاب است.
پیامبر اکرم صلَّی الله¬علیه وآله فرمودند:
«الدُّعاءُ مَعَ حُضورِ القَلبِ لا یُرَدُّ.» مدینه البلاغه 2 : 500.
دعا، با حضور قلب رد نمی شود.
به همین دلیل است که آن بزرگانی که واقعاً بزرگ بودند و این راه را رفته بودند و خوب هم رفته بودند نه به همه توصیه می کردند که یک وقت هایی در بیست و چهار ساعت، در خلوت خودتان، به زبان خودتان دعا کنید.
در دعاکردن، وقتی دعا از دل آدم بوده باشد، دل آدم متکلّم می شود؛ دل آدم که متکلّم شد، دل زنده می شود و اگر دل ما زنده بشود، آن چه که از معارف الاهیّه در آن به اذن خدای متعال لحاظ شده است، کم کم خارج می شود، از دل به زبان جاری می شود؛ سرچشمه های حکمت از دل به زبان آدم جاری می شود.
این کار را در زیارت هم می شود انجام داد، تجربه اش کنید؛ یک بار که می خواهید بروید زیارت، یا نه، نشسته اید روی سجّاده ی خودتان، می خواهید هر کدام از ائمّه علیهم السَّلام را، وجـود مبارک امام حسین علیه السَّلام را زیارت کنید، وجود مقدّس امام زمان علیه السَّلام را زیارت کنید؛ این طور که من عرض می کنم انجام دهید:
اگر بیایند به شما بگویند که: آقا! خانم! امام علیه السَّلام به شما گفته اند که بیایید برای زیارت ایشان؛ ایشان خودشان شما را دعوت کرده باشند به خیمه ی خودشان، به منزل خودشان که بروید آن جا ایشان را زیارت کنید، آیا شما بخواهید بروید آن جا، با خودتان مفاتیح می برید؟ کتاب دعا می برید؟ زیارت نامه می خوانید؟ یا نه؛ با ادب تمام، در حالی که از یک طرف قند در دل آدم آب می شود و از طرف دیگر، عظمت مواجهه با وجود مبارک امام علیه السَّلام ، هیبت آن حضور، تصوّر آن محضر عظیم، دل آدم را می لرزاند، به زبان خودتان آن چه بلدید با همان ادبی که از پدر و مادر آموختید عرض سلام می کنید، عرض ادب می کنید، به هر زبانی که فکر می کنید بلیغ تر است، قربان صدقه می روید، عذرخواهی می کنید؛ سعی می کنید بیش از آن که حرف بزنید، نگاه کنید، توجّه کنید، بعد خودتان را در آن موقف نگه بدارید؛ اجازه داده باشند درددل می کنید، حرف هایتان را می زنید.
این اتّـفاق ممکن است کـه دیگر پیش نیاید؛ لذا: آن که در عمق دلتان است، منتهای آرزویتان است برای باطنتان، قیامتتان، آخرتتان، آینده تان، همان را می خواهید. همان را به زبانتان جاری کنید. انجام دهید، إن شاء اللّه این را تجربه خواهید کرد که زیارت مقبول یعنی چه.
هر عملی که ما انجام بدهیم، نتیجه ی آن  که یکی اش هم کیفیّت آن است بازخوردش در موطن نفس ما خودش را نشان می دهد. شما این کار را انجام بدهید، بروید تا آن جا که احساس می کنید که دیگر تمام شد و شما را مرخص کردند. چه روی سجّاده تان این کار را بکنید، چه نه، وقتی مشرّف می شوید به حرم های مطهّر. عمیقاً سیرتان می کنند و وقتی را هم که باید برگردید، به شما می فهمانند.

برگرفته از کتاب باب الحسین
اثر حسین درگاهی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *