او با شماست هر جا که باشید27

او با شماست هر جا که باشید27

 

باسمه تعالی و بذکر ولیه

گفتیم تا انسان نتواند میلش را درست کند، هیچ چیزش را درست نخواهد کرد.

“انما الاعمال بالنیات” (مصباح الشریعه/صفحه53) معنی آن همین است و این حدیث عجیب است و کلید عجیبی است، برای کمالات و مقامات و درست شدن. لذا دانستن مباحث اخلاقی، هنر نیست. شما از مردم عادی بپرسید، این سیئات اخلاقی را بگویید چه چیزهایی است؟ برای شما می شمارد. کلاس اخلاق و رفتار نمی‌خواهد که اینها را یاد بگیرید.

مشکل این است که من باید چه بکنم که دلم نخواهد، اینکار را بکنم، ولی خوب می دانم غیبت بد است، کینه بد است، جفا بد است، خلف وعده بد است. ولی به وقتش معمولا بد عمل می کنم. این را چکار بکنم؟ چه بسا حتی مشکل های عمیق تر ما، در رفتار ما نیست، در دل ماست، در باطن ماست.

فرمود: “نیت مؤمن خیر من العمل و نیت کافر شر من العمل” (کافی/جلد2/صفحه82) نیت مومن بهتر از عملش است و نیت کافر بدتر از عملش است. نیت خیر بهتر از خود عمل خیر است. علت هم دارد. آدم وقتی نیت عمل خیر کند، دلش می خواهد این را پاک و پاکیزه، با همه جزئیات و با همه دقت، با همه عمق و طول وعرض آن بجا بیاورد. آنوقت می آید عمل بکند، چه اتفاقی می افتد؟ در واقعیات بیرونی اینقدر امکانات ندارد. در اجرا آنقدری که بتواند با آن ظرافت و با آن قدر دقت و با آن تمامیت انجام بدهد، فهمش را ندارد. باز می آید انجام بدهد، خوشش می آید که دارد کار خوب انجام می دهد.

همین طور بگیرید و بروید جلو. مثل گلوله برف، که از این دست به آن دست بدهید. یک مقدار این دست نگه داری، یک مقدار آن دستت، دائم از آن آب می‌شود. در نیت خیر این شکلی است.

در نیت شر بر عکس است. یعنی آنجا هم همین منطق است. باز آن آدم غیر مومنی که می خواهد کار خلاف کند و می‌خواهد عمل شر انجام دهد، آنچه که می خواهد انجام دهد در بیرون، باز امکانات بیرونی اش بدلیل اینکه دنیا، دنیای محدودیت هاست، به او اجازه نمی دهد آنچه که ته دلش است، واقعا انجام دهد.

در مورد نیت اصلا این شکلی است. شما دیدید وقتی آدم افطار نکرده، وقتی روزه است، می گوید: اذان که بگویند، بعد چه می خورم. چه دلی از عزا در می‌آورم. ولی موقع خوردنش را ببینید، نمی تواند. تمام کارها همین است.

مسئله این است که اساس نیت است. اگر شما نیت را بتوانید تصحیح کنید، می توانید عملتان را تصحیح کنید. اگر بتوانید میلتان را تصحیح کنید، می توانید رفتارتان را تصحیح کنید. و لازمه این که میل انسان تصحیح بشود، باید یک اتفاق معرفتی در انسان بیفتد.

خدای متعال راهش را نشان داده و به شدتی که عبودیت انسان بیشتر شد، تقرب انسان به خدا و فضل خدا بیشتر می شود. وقتی انسان به خدای متعال بیشتر نزدیک شد، آن را باز بیشتر می شناسد. بیشتر از آنکه قبلا می شناخت. آنوقت همین معرفت بیشتر، اقتضاء عبودیت بیشتر را می کند. باز عبودیت بیشتر، تقرب بیشتر، باز معرفت بیشتر. همین طور این دور می زند و بالا می رود. نه اینکه دور بزند و دور خودش بگردد، اینگونه نیست و تمامی ندارد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *