او با شماست هر جا که باشید 5

او با شماست هر جا که باشید 5

 

باسمه تعالی و بذکر ولیه

این دغدغه ای که من از کجا آمده ام، اینجا کجاست؟ من کیستم؟ این دغدغه همه انسان های عاقل است. عاقل هم که می گوئیم یعنی نه حتی یک انسان مکلفی که به اندازه کافی عقل دارد، نه! حتی بچه هایی که مشکل خاصی ندارند وقتی بطور طبیعی بزرگ می شوند و مکلف می شوند.
بچه های 4، 5 ساله بعضی وقتها از پدران و مادرانشان می پرسند. مامان من از کجا آمده ام، ما برای چه آمده ایم و این عمیق ترین دغدغه ای است که در همه انسان ها هست.
همین که چنین دغدغه و سؤالی به طور فطری و طبیعی در نفوس و قلوب همه انسان ها هست، نشانه این است که پس این شناخت، این معرفت، از حقیقتی که الان مورد سؤال انسان است، در هر صورت یک سابقه ای داشته است. انسان یک سابقه ای با این حقیقت دارد، نسبتی با این حقیقت دارد، که الان حتی در 4، 5 سالگی درانسان دغدغه است، در انسان سؤال است. خوب معلوم است که یک ارتباطی با این موضوع داشته که حالا دنبال آن است و حالا طالبش است.
مطلب دوم اینکه آن حقیقت اگر بزرگتر از ما بوده باشد، لذا ما نمی توانیم به آن تفوق داشته باشیم. ما نمی توانیم در رابطه با آن فعال عمل کنیم. لذا ما نمی توانیم آن را بشناسیم. بلکه اگر او بزرگتر از ما بود او بر ما تفوق خواهد داشت، او بر ما سیطره خواهد داشت، او بر ما غلبه خواهد داشت.
لذا در بعد معرفتی هم او باید خودش را به ما معرفی کند. ما نمی توانیم او را بشناسیم. آنچه را که ما بتوانیم بشناسیم، در عمل این اتفاق می افتد ما به او تفوق پیدا می کنیم، ما به او احاطه پیدامی کنیم، ما به او سیطره پیدا می کنم، ما می توانیم او را ملموس خودمان بکنیم.
ولی اگر چیزی بود که او اعظم از ما بود، باید رابطه بر عکس شود. اگر بخواهد معرفتی اتفاق بیفتد دیگر ما نمی توانیم به آن معرفت پیدا کنیم، او باید خودش را به ما معرفی کند. او باید به ما احاطه پیدا کند.
این دو مطلب در بحث آن معرفت حقیقت، که به دنبالش می رویم به طور جدی در مجموعه معرفت الهیه مطرح شده است وتا دلتان بخواهد سند و مدرک دارد که:
1- این خدای متعال هست که خودش را به انسان معرفی می کند و انسان فاقد این توانایی است که بتواند خدا را بشناسد.
2- اینکه قبل از آنکه ما به این دنیا پا گذاریم این اتفاق افتاده وخدای متعال در عوالم قبل از این عالم به ما خودش را معرفی کرده و این نیاز، این گشتن، این طلب، این دیدن و شناختن، همه و همه در واقع به تبع آن سابقه است. که در دروس آتی به بیان آن خواهیم پرداخت.
بعد ما به دلیل تعلقمان به این دنیا یادمان رفته واین دغدغه نشان همان نسبتی است که آنجا پیدا کردیم.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *