او با شماست هر جا که باشید 11

او با شماست هر جا که باشید 11

 

بسمه تعالی و بذکر ولیه
خدای متعال در وجدان انسان، چند چیز را مشخصا برای او فهم می‌کند. یا بهتر است اینگونه بگوییم که انسان در انفعال خودش، در وجدان خدای متعال چند چیز را می فهمد. نه به طور ذهنی، بلکه واقعا آنچه را که وجدان می کند، آن حقیقتی را که می‌یابد، چند مشخصه دارد:
اول اینکه در یافتن آن، انسان و ذهنش هیچ دخالتی ندارد. او هر چه باشد خودش، خودش را معرفی کرده است.
دوم اینکه او واجد هیچ کیفیت و ماهیتی نیست تا بشود گفت که او چیست. یعنی اگر ما بخواهیم بگوییم او چیست، ذهن ما به او راه پیدا نمی کند. لذا زبان ما هم در وصف او عاجز است. فقط می توانیم بگوییم هست، ولی نمی توانیم بگوییم چیست!
یعنی اگر انسان بخواهد به او توجه ذهنی کند، گیج می شود، حیرت پیدا می کند. چون انسان او را یافته که هست ولی نمی تواند به او تسلط پیدا کند. نمی تواند بفهمد که چیست. لذا گیجی و حیرت به او دست می دهد.
مطلب بعد این است که خدای متعال به هر جلوه ای که تجلی پیدا کند، عظیم است. خداوند به همه تجلیاتش عظیم است. عظمت خدای متعال منحصر به اسماء جلالیه او نیست. مثل قهر و غلبه و سیطره و از این قبیل، نه!
خدای متعال به همه اسماءش، چه جلالیه چه جمالیه، عظیم است و انسان در مواجه با عظیم، لاجرم خاضع می شود. لاجرم خشیت و خوف به او دست می دهد. لاجرم حالت ذلت به او دست می دهد. و در همه این حالات انسان از هم می پاشد. لذا خودش را ذلیل او می یابد. با این همه خودش را محب او می یابد. حب او را آغشته به دلش می یابد.
لذا با فهم این خشیت و جلت، خوف و تضرع به او دست می دهد. با این همه آنچنان او را دوست دارد که می خواهد خودش را در معرض او واقع کند تا جایی که حتی بمیرد. در معرض حضور او، عظمت او. چون آدم احساس می کند که طاقت و توان ایستادگی ندارد.
باز نکته ای که در این مواجه انسان بدون کلمه می فهمد، آن است که این حقیقت، بسیار حقیقت آشنایی با انسان است. کجا، چه شکلی، نمی فهمد ولی کاملا او را آشنا می یابد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *