او با شماست هرجا که باشید32

او باشماست

در ادامه مطلب پیشین درباره حج، نکته ای که عرض نکردم این است، حج هر کسی بنا به کلاسی که دارد متفاوت است. انسان در هر کلاسی که باشد، آنچه را که باید بفهمد، حج تفهیمش می کند و آنچه را که می فهمد، وجدانیش می کند. لذا انسان آنجا گمشده هایش را می یابد و چون انسان ثابت نیست، دائما در تغییر است، لذا شما هر سال که حج بروید، حج امسالتان متفاوت از حج سال قبل است. حج پارسالتان مال کلاس سال قبلتان است و حج امسالتان مال کلاس امسالتان است.
از ابتدا تا انتها انسان نمی شود جایی باشد که بگوید من معلم نمی خواهم. نه، آدم در هر کلاسی که باشد، معلم می خواهد. “فوق کل ذی علم علیم” (سوره یوسف/ آیه 76 ) و چون حج این شکلی با انسان عمل می کند، پس شما نمی توانید بگویید من یک بار رفتم کافی است. ده بار رفتم کافی است، نه!
برای همین شما در ادعیه لیالی قدر، متعدد می بینید این مطلب را که ائمه «علیهم‌السلام» فرمودند: “اللهم ارزقنی حج بیت الحرام فی عامی هذا و فی کل عام” (الاقبال/ صفحه 24 )
این شبهه، شبهه درستی نیست. حالا نمی خواهم بگویم شبهه شیطانی است، که بگوید من حج نمی روم به جایش پولش را می دهم به فقرا! آن یک حساب دیگری دارد و این یک حساب دیگری دارد. آن یک حواله دیگری دارد این یک حواله دیگر.
لذا بهترین و اصلی ترین کاری که در واقع در ایام و لیالی رمضان می توان انجام داد، این نیست که آدم ادعیه و قرآن و نماز بجا آورد، البته که اینها فوق العاده است و اثر می کند. اصل این است که انسان حواسش جمع باشد که کجاست، چه کسی است. همین مقدار که انسان حواسش جمع باشد، می فهمد آدم با خداست. این یک اصل است و آنهای دیگر در واقع برای تشدید این حالت است، تعمیق این حالت است.
لذا اگر بنا باشد انسان آن کار را بکند و حواسش به این نباشد، نه! از مسیر اصلی خارج شده است. لذا صرف بیدار ماندن، موضوعیت دارد در این ایام و لیالی. این که آدم بیدار بماند و بنشیند و حواسش جمع باشد که رحمت خدا بیش از پیش شامل حال بنده هایش شده است. این رحمت بیشتر شامل حال بنده هایی است که می فهمند و حواسشان هست.
گفت: ای خوش آن جلوه که ناگاه کند ناگهان بر دل آگاه کند
دارند عطا می کنند، خوب به همه می دهند، آن کس که حواسش باشد که دارند می دهند! خوب او بیشتر می تواند جذب کند. شاید بتوانم این شکلی بگویم، آن کسی که حواسش هست چه دارد اتفاق می افتد، آنچه را به سر و رویش می ریزند، جذب می کند. ولی آن کسی که حواسش نیست، آنچه که به سر و رویش می ریزند، سُر می‌خورد و می ریزد به زمین. ممکن است نمی به آن برسد ولی خیسش نمی کند. ولی هر کسی حواسش بود، مطمئنا خیس می شود و به شدتی که حواسش بود، خیس تر می شود. لذا به اندک تاملی انسان می تواند، واقعا وصل به کُر شود، نه فقط خیس شود، طهارت پیدا کند.
طهارت چیزی به جز حقیقت فاطمه «سلام الله علیها» نیست.
آنچه که باید در انسان اتفاق بیفتد، برای هر کس دیگری اتفاق افتاده، در این ظرف و فضا افتاده است. “یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه” (سوره آل عمران/ آیه 164) اول پاک می کنند بعد به آدم نورانیت علم می دهند. و تلاوت قرآن از کارهایی که برای انسان انجام می دهد، اولا همین کار است. تطهیر انسان از آلودگی ها.
شما تالی و تلاوت کننده خدا را در آیات می بینید که اولا خود رسول الله است. “یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمکم الکتاب و الحکمه” (همان مدرک) بعد می رسید به زمان خود ما می بینید که تالی کتاب خدا در واقع خود نفس نفیس وجود مقدس ولی عصر «علیه السلام» است. در زیارت آل یس داریم “یا تالی کتاب الله و ترجمانه” این هم همین مقدار اشاره کردم، دیگر حالا آنهایی که تلاوت قرآن می کنند، خودشان می دانند که به این ترتیب، با این توضیحات، حالا باید چه کار کنند.

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *