او با شماست، قسمت چهل و سوم

پیامبر صلی الله علیه و آله

 

باسمه تعالی و بذکر ولیه

نکته ای خدمتتان عرض کنم که متاسفانه بعد از گذشت 1400 سال از اسلام، باز هم یک طرز فکر از دوره جاهلیت، تازه گشته و آن اینکه دلیل حجیّت و حقانیّت بعضی ها را که صاحب ادعایی هستند، این می گیرند که کار خارق العاده ای می توانند انجام دهند! مثلا از ذهن آدم خبر دارند. می‌توانند بگویند اسمت چیست، از کجا آمدی، چند تا بچه داری، خانه ات کجاست، چند تا مرغ در خانه دارید و…
حواستان باشد که گول این چیزها را نخورید! هرکسی حق بگوید، به صریح قرآن حق است. “له دعوه الحق” (سوره رعد/آیه14) چون حق می گوید، حق است.
خدای متعال خودش پیغمبر را فرستاد. “افضل انبیاء و المرسلین” (المناقب / جلد 1 / صفحه 244) آن هم نه هر پیغمبری! قرآن به او داده، علوم اولین و آخرین را به او داده که در همه ابعاد، نشانه و دلالت می کند بر صدق مدّعای این آدم. با این همه، خود خدای متعال می گوید، این پیامبر چون حق می گوید، حق است. نه بخاطر اینکه ریگهای بیابان در دستش حرف می زنند. نه به خاطر اینکه به درخت می گوید بیا جلو، می آید جلو. بلکه می فرماید من به تو عقل دادم، چشمت را باز کن. عقلت را بکار بیانداز. نگاه کن ببین که او چهمی فرماید؟ بفهم که حق است بعد قبولش کن.
خوب صحبت این بود که در این راهی که انسان به دلالت دلالت کننده ها به راه افتاده، راه را دیده، شناخته و دانسته است و حالا قدم در آن گذاشته است. در هر راهی، چاه های مخصوص به خودش هست. لذا هر راهی به یک راهبر عالم به چند و چون آن نیازمند است. تا رهروان را به سلامت به سر منزل مقصود برساند. دشمنان قسم خوردند که در راهیان راه خدا با وسوسه های درونی و بیرونی، شک و شبهه ایجاد کنند.
از طرفی دیگر اصلا برخورد و آمیزش با عقاید فاسد و مفسد الهی و بشری سبب اختلاف در عقاید می شود. سبب ناهماهنگی و ناسازگاری بین معتقدان می شود.
معرفت عالی ترین و اولین گمشده انسان است. انسان از هنگامی که پا به این دنیا گذارده است، فطرتا به دنبالش بوده. لذا هر کسی به هر دلیلی به اندازه وسع خود یا بنا بر مقتضیاتی که داشته یا فکر کرده درست است، دست و پا زده تا اینکه به این مقوله برسد.
لذا به جز انبیاء و اولیاء «علیهم السلام» همه متفکرین انسانی راجع به مقوله معرفت و حقیقت صحبت کردند. با توجه به اینکه این اولین و آخرین دغدغه انسان هم هست. اصلا قبل از اینکه کسی حرف بزند یا نزند خود انسان هم، با این مقوله در خودش کلنجار رفته است. لذا اضعف و مضاعف بیش از آنکه انبیاء و اولیا گفته باشند، متفکرین انسانی راجع به حقیقت و معرفت صحبت کردند. حالا انبیا هم آمدند صحبت کردند. خوب اینها در تلاقی با همدیگر، برای معتقدین مشکل ایجاد می کند. اینها واقعا نمی فهمند، چه به چه هست.
لذا بر همین اساس انسان همیشه نیازمند به کسی است که رافع اختلاف بوده باشد. دافع شک و شبهه بوده باشد. دو مقوله است. چون این دو تا با همدیگر، خودش در معتقدین اختلاف ایجاد می کند. دشمنان دین و دیانت که بی کار نمی نشینند. دائم حرف می زنند. اینها در معتقدین باعث شک و شبهه می شود.
نکته جالبی را به شما بگویم این است که دلیل ندارد آنها به عنوان مخالف حرف بزنند، نه. چه بسا آنها به عنوان یک محقق و متفکر صحبت می کنند. تازه آنها دایه مهربان تر از مادر هم می شوند. خیلی وقتها می گویند: حرفهایی را که شما می زنید، من می خواهم تحلیل کنم. در واقع آن خطرناکترین تیری است که از ترکش مخالفین دین در قرون اخیر پرتاب شده است. اصلا یعنی در قرن 18 و 19 به بعد مستشرقین، دزد چراغ بدست کالای دیانت الهی بودند، آنها با همین حربه به میدان آمدند. متفکرین نصرانی و یهودی و مارکسیسم با همین حربه به میدان آمدند.
یعنی نیامدند به اسلام و تشیع ردیه بنویسند. اینها به عنوان یک محقق آمدند جلو و لذا ظاهرا کتاب ها و مقالات تحقیقی نوشتند. بعد من معتقد نگاه می کنم، می بینم این ظاهرا دارد از من تعریف می کند. به قول بچه ها گاردم، جبهه ام را باز می کنم، می‌گویم این دشمن نیست. این دوست است و می نشینم به حرفهایش گوش می دهم. چون سوادم هم نمی کشد که بفهمم چه می گوید، حرفهایش را گوش می کنم، قبول می کنم و بعد خود به خود چیزی می شوم که او می خواهد و این دقیقا تزی بود که لنین گفت.
لنین در کتابش دارد که ما نمی توانیم اعتقاد را از دست معتقدین بگیریم. یعنی ما دین را از دست متدینین نمی توانم بگیریم. بلکه باید دین را برای آنها تحلیل مادی بکنیم. یعنی دین را به عنوان یک کار تحلیلی و تحقیقی، طرحش بکنیم. نه اینکه ردش بکنیم. بعد آنها می ایستند و گوش می کنند. چون ما ظاهرا داریم تحلیل می کنیم، تجلیل می کنیم، قبول می کنند. وقتی حرف های ما را قبول کردند، ماتریالیسم شدند، بدون اینکه بفهمند. عین همین تز را لویی ماسینون داشت که استاد هم هست.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *