یادگار

 

یادگار«بسم الله الرحمن الرحیم» کد:1305

«صلی الله علیک یا فاطمه الزهرا»

مجموعه نمایشگاهی « قطره ای از دریای معرفت فاطمی »

یادگار (شعر فاطمیه)

زهرا گذشت و خاطره هایش هنوز هست

شهری که بود شاهد غم های فاطمه

از گلشن امید، به تاراج حادثات

یاد مصیبتش نشد از سینه ها برون

در هر دلی که داشت تجلی؛ به جای ماند

در خانه ای که فاطمه نه سال رنج دید

در آستانه­ ی در آن روضه بهشت

راز و نیاز فاطمه را تا دهد گواه

چون آرزوی خفته در آغوش سرد خاک

گر سر زند به کلبه ی احزان او کسی

سودی نخواست از فدک اما به یادگار

تا انتقام مادر خود را کشد ز خصم

گر نیستیم قابل دیدار او «شفق»[1] ل

در مسجد مدینه صدایش هنوز هست

پر از صدای گریه؛ فضایش؛ هنوز هست

گل رفته است و عطر وفایش هنوز هست

آن داغ بر دل همه؛ جایش ؛ هنوز هست

در هر سری که بود هوایش؛ هنوز هست

آثار غم به صحن و سرایش ؛ هنوز هست

بانگ و نوای واأبتایش هنوز هست

محراب هست و موج دعایش،‌ هنوز هست

محسن به جا نماند و عزایش، هنوز هست

پی می برد که شور و نوایش، هنوز هست

آن خطبه ی بلیغ و رسایش، هنوز هست

مهدی  که- باد جان به فدایش- هنوز هست

ما را به سینه شوق لقایش هنوز هست

ا

[1] محمد جواد غفور زاده (شفق)

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *