گل یاس و نرگس

گل یاس و نرگس

 

گل نرگس که مى بینم

با عمیق ترین نفسهایم مى بویمش

تا سینه ام پر شود از عِطرش

گویى از جهان دیگرى است

گویى از باغهاى بهشتى آمده

حیف که عمرش کوتاه است…

اما نرگسى مى شناسم

که عمرش چون عمر نوح است

و عِطرش جهان شمول

در سردترین سرماى زمستان مى روید

و در تاریک ترین سیاهى زمین

وقتى بشکفد جهان گرم مى شود و روشن

همان یک گلى است که با آن بهار مى شود!

تمام گلها در برابرش سر تعظیم فرو مى آورند

و در برابر جمالش رنگ مى بازند

تمام گل ها مگر یک گل!

یک گل است که او با تمام شکوهش

در برابر آن پر و بال تواضع مى گسترد

گلى که مدتهاست چشم به راه شکفتن آن نرگس است

یک شاخه گل پَرپَر

یک یاسِ کبود…

https://t.me/Safir_e_Mehrabani

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *