گل بی خار

گل بی خار

 

انوار و اشعه های مهر و محبتت
مانند نسیم صبگاهی دست نوازش بر سر مظلومان میکشد.
صاحبا… بی تو، غنچه ها، امیدی برای شکوفایی ندارند
و بدون رایحه ی معطّرت شبنمی از گلبرگهای لطیف، سرازیر نمی شود
اگر لالایی تو و نوای ملکوتی تو نبود هیچ یتیمی سر بر بالین خویش نمی نهاد
سالیان درازی است که به انتظار گل بی خار وجودت نشسته ایم
و سر بر زانوان قدسیان نهاده ایم
می خواهم ستاره های آسمان را برایت گلچین کنم و با آنها در و دیوار راهت را بیارایم.
دوست دارم تا با برگهای زرّین و طلایی رنگ، خاکِ راهت را فرش کنم.
ای مکمّل قرآن، ای مهدی.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *