کلوپ7

متن سخنرانی 1 (کلوپ)

«بسم الله الرحمن الرحیم»

نمایشگاه بزرگ با زلال غدیر(متن سخنرانی )

« الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیرالمؤمنین و الائمه المعصومین– علیهم السلام- »

ای برتر از خیال و قیاس و گمان و وهم از هر چه گفته اند ، شنیدیم و خوانده ایم

مجلس تمام گشت ، به آخر رسید عمر ما هم چنان در اول وصف تو مانده ایم

در سال دهم هجرت، از طرف پروردگار به پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله و سلم – دستور داده شد تا دو مسئله اساسی اسلام را به طور مفصل به مردم ابلاغ کند:

1 – آموزش حج

2 – معرفی ولایت و خلافت امیرالمؤمنین و اولاد ایشان – علیهم السلام –

اعلان عمومی برای مراسم حج داده شد و جمعیتی بیش از یکصد و بیست هزار نفر از هر سو عازم مکه شدند. پیامبر – صلی الله علیه و آله و سلم – و جمعیت همراه با احرام از میقات به سوی مکه حرکت کردند و پس از ده روز در پنجم ذی الحجه وارد این شهر شدند.

امیرالمؤمنین – علیه السلام – نیز که از طرف آن حضرت به یمن و نجران رفته بودند، به همراه دوازده هزار نفر از اهل یمن با احرام وارد مکه شدند.

با رسیدن ایام حج، پیامبر – صلی الله علیه و آله و سلم – به عرفات و مشعر و منی رفتند و اعمال حج را با تمام واجبات و مستحباتش به مردم آموختند. در منی پیامبر– صلی الله علیه و آله و سلم – دو مرتبه سخنرانی کردند و زمینه را برای اعلان ولایت امیرالمؤمنین – علیه السلام – آماده کردند.

پس از بازگشت به مکه، جبرئیل از طرف خداوند لقب « امیرالمؤمنین » را به عنوان اختصاص آن به حضرت علی _علیه السلام _ آورد و بزرگان اصحاب خدمت امیرالمؤمنین حاضر شدند و با خطاب « السلام علیک یا امیرالمؤمنین » به آن حضرت سلام کردند.

بلافاصله پس از اتمام حج، بلال منادی پیامبر – صلی الله علیه و آله و سلم – از طرف آن حضرت اعلام کرد:

« فردا کسی جز معلولان باقی نماند و همه باید حرکت کنند تا در وقت معینی در غدیر خُم حاضر شوند.»

پس از این اعلان مردم با تعجب از حرکت فوری پیامبر – صلی الله علیه و آله و سلم – برای خروج از مکه آماده شدند.

صبح آن روز که پیامبر – صلی الله علیه و آله و سلم – از مکه حرکت کردند با جمعیتی بیش از یکصد هزار نفر به همراه آن حضرت به سوی غدیر خم آمدند. با رسیدن به منطقه غدیر، حضرت مسیر حرکت را به سمت راست جاده تغییر دادند و فرمودند تا منادی ندا کند:

« همه مردم متوقف شوند و آنان که پیش رفته اند بازگردند و آنان که پشت سر هستند توقف کنند، تا همه در محل از پیش تعیین شده جمع شوند. »

با این دستور همه مرکبها از حرکت ایستادند و همه مردم در منطقه غدیر پیاده شدند و هر یک برای خود جایی پیدا کردند و خیمه ها را برپا کردند و مستقر شدند. پیامبر – صلی الله علیه و آله و سلم – به سلمان و ابوذر و مقداد و عمار دستور آماده سازی محوطه بین چند درخت کهن سال را دادند. آنان پس از کندن خارهای زیر درختان و جمع آوری سنگهای ناهموار، آن جا را جارو زده و آب پاشی کردند. در فاصله بین دو درخت روی شاخه ها پارچه هایی انداختند تا سایبانی از آفتاب باشد، و آن محل برای برنامه سه روزه ای که حضرت در نظر داشتند کاملاً مساعد شود. از روی هم چیدن سنگها و مرکب شترها منبری به بلندی قامت حضرت درست کردند و آن را بین دو طرف جمعیت قرار دادند تا صدای حضرت به همه افراد برسد.

انتظار مردم به پایان رسید و با آماده شدن صفها نماز را به جماعت خواندند. بعد از آن مردم ناظر بودند که پیامبر – صلی الله علیه و آله و سلم – بر فراز منبر ایستادند و به امیرالمؤمنین – علیه السلام – دستور دادند بالای منبر بیاید. آن حضرت نیز بالای منبر رفته و یک پله پائین تر در طرف راست پیامبر– صلی الله علیه و آله و سلم – ایستادند.

سخنرانی پیامبر – صلی الله علیه و آله و سلم – در حدود یک ساعت به طول انجامید و در یازده بخش قابل ترسیم است:

1 – در ابتدا به حمد و ثنای الهی پرداخت.

2 – در بخش دوم، فرمان « اَلْیَوْمَ اَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ » را ابلاغ نمودند و فرمودند: جبرئیل 3 مرتبه بر من نازل شد و از طرف خداوند مرا مأمور کرده که در این محل اجتماع بپا خیزم و بر هر سفید و سیاهی اعلام کنم که علی بن ابیطالب برادر و وصی و جانشین بر امتم و امام بعد از من است، نسبت او به من همانند نسبت هارون به موسی است جز این که پیامبری بعد از من نیست و او صاحب اختیار شما بعد از خدا و رسولش است.

3 – سپس در مورد دوازده امام تا آخر دنیا.

4- به امیرالمؤمنین – علیه السلام – که در کنار ایشان ایستاده بودند فرمودند: که نزدیک تر بیا و پیامبر – صلی الله علیه و آله و سلم – از پشت دو بازوی او را گرفتند؛ در این هنگام امیرالمؤمنین– علیه السلام – دست خود را باز کردند تا دستهای هر دو به سوی آسمان قرار گرفت سپس پیامبر– صلی الله علیه و آله و سلم – امیرالمؤمنین – علیه السلام – را که یک پله پائین تر قرار داشت از جا بلند کرد تا حدی که پاهای او محازی زانوی پیامبر – صلی الله علیه و آله و سلم – قرار گرفت و مردم سفیدی زیر بغل ایشان را دیدند که تا آن روز دیده نشده بود، در این حال فرمودند:

« مَنْ کُنْتُ مَولاه فَهذا علیٌ مَولاه ، اللَّهُمَ والِ مَنْ والاه وَ عادِ مَنْ عاداه وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَ وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَه »

« هر کس من صاحب اختیار اویم علی – علیه السلام – صاحب اختیار اوست. خدایا دوست بدار هر کس علی – علیه السلام – را دوست بدارد و دشمن بدار هر که او را دشمن بدارد و یاری کن هر کس او را یاری کند و خوار کن هر کس او را خوار کند. »

5 – سپس در مورد کامل شدن دین خدا.

6 – لعن کردن مخالفین، مقاصدین و معاندین.

7 – ولایت و محبت اهل بیت – علیهم السلام –

8 – در مورد ولایت بقیه الله و اوصاف شئون حضرت صحبت کردند.

با پایان یافتن خطابه، مردم به سوی پیامبر – صلی الله علیه و آله و سلم – و امیرالمؤمنین – علیه السلام – هجوم آوردند و با ایشان به عنوان بیعت دست می دادند و تبریک و تهنیت می گفتند. پیامبر – صلی الله علیه و آله و سلم – دستور دادند تا دو خیمه برپا شود در یکی خود جلوس کردند و در دیگری امیرالمؤمنین – علیه السلام – و مردم دسته دسته در خیمه ها حضور یافتند و این مقام والا را تبریک و تهنیت می گفتند این برنامه تا سه روز ادامه داشت.

مسئله جالب در این بیعت آن بود که کسانی در غدیر پیش از همه با امیرالمؤمنین – علیه السلام – بیعت نمودند و خود را از دیگران جلو انداختند که زودتر از همه بیعت خود را شکستند و پیمان خود را زیر پا گذاشتند. آنان عبارت بودند از:

ابوبکر، عمر، عثمان، طلحه و زبیر که پس از رحلت پیامبر یکی پس از دیگری رو در روی جانشین پیامبر– صلی الله علیه و آله و سلم – ایستادند. جالب این است که عمر و ابوبکر قبل از بیعت به صورت اعتراض گفتند: ولایت علی – علیه السلام – را از جانب خود می گویی یا دستور الهی است؟پیامبر– صلی الله علیه و آله و سلم – فرمودند: «از طرف خدا و رسولش».

ظرف آبی آوردند، امیرالمؤمنین – علیه السلام – دست خود را در ظرف آب نهاده و زنان در سوی دیگر پرده، با قرار دادن دست خود در ظرف آب، با آن حضرت بیعت کردند.

پیامبر – صلی الله علیه و آله و سلم – عمامه خود را که سحاب نام داشت به عنوان تاج افتخار برسر امیرالمؤمنین – علیه السلام – گذاشت و انتهای عمامه را از پشت بر دوش آن حضرت قرار دادند.

حارث فهری نزد حضرت آمد و معترضانه پرسید: «آیا این ولایت که امروز اعلام کردی از جانب خدا بود؟» پیامبر – صلی الله علیه و آله و سلم – فرمودند: « آری از جانب خدا بود. »

در این جا حارث خطاب به خداوند گفت: « اگر آن چه محمد– صلی الله علیه و آله و سلم- می گوید حق و از جانب توست سنگی از آسمان بر ما ببار یا عذاب دردناکی بر ما بفرست.» که سخن حارث تمام شد و به راه افتاد، خداوند سنگی از آسمان بر او فرستاد که از مغزش وارد و از دُبُرش خارج گردید و همان جا او را هلاک کرد.

با این معجزه بار دیگر بر همگان مسلّم شد که غدیر از منبع وحی سرچشمه گرفته و فرمان الهی و منکرین آن مستحق عذاب اند.

پس از سه روز، مراسم غدیر پایان یافت و آن روزها به عنوان« ایام الولایه » در ذهن ها نقش بست.

بحارالانوار : ج 37 ، ص 111 و 209

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *