کد: B1029

کد:B-1011

 

« بسم الله الرحمن الرحیم »

دکتر دولتی غدیر
در سال پیش یک مقدمه در آنجا گفتم که فکر می کنم 13 رجب سال پیش بود یک مسئله ای که خیلی جدی اتفاق افتاده در این روزگار، این را در این دنیایی که ما در آن زندگی می کنیم . بعد از آنکه بین مومن و شیعه و مسلمان که مأمور بود بجای اینکه به ظواهر دنیا نگاه بکند باید به آخرت نگاه کند در دنیا آمده بود که امتحان پس بدهد و ببیند که چقدر حبّ دنیا و حبّ شهوات او را اسیر خودش می کند . آوردنش به دنیا که امتحانش کنند ، ایمان به پیامبر ، کتاب و امیرالمومنین و ائمه اطهار و قیامت و ببینند که نسبت به آنها چه طوری است؟ خوب در گذشتهء ایام تقریباً این طوری بود که هر کسی معصیت می کرد نوعاً این طوری بود ، که اولاً خبرش پخش نمی شد و هر کسی خودش می دانست . و می دانید که در دین اسلام تاکید شده که به هیچ عنوان معصیت کسی دیگر را بازگو نکنید . اصلاً‌ بازگو کردن معصیت، خودش در واقع یک خطای جدی است و آدم چوبش را می خورد و غیبت هم همین سیاق را می شود از آن کرد که چقدر حرام است و چقدر جدی جلویش را گرفته اند . تهمت ، سوء ظن و دستورهایی که هست . خب در گذشته هر کسی بیشتر از کلمه خودش خبر نداشت امروزه اصلاً این ممدوح نیست یعنی اگر کسی از دور و برش و از دنیای اطرافش و غیره بیشتر خبر نداشته باشد در واقع او مجهود است که هیچ چیز نمی داند باید پا به پای پیشرفت و تکنولوژی پیش رفت نباید عقب بمانی مواظب باش نکند که آخرین خبرها دیر به تو برسد، این اتفاق از آن موقع جدی شد که ایران یا هر کشور دیگری که ما در مورد این گزارش که شیعه یا متدینی یا هر روستایی و دیاری آن طور شد که یک ایرانی رفت خارج و یک دهاتی آمد به شهر و یک شهرستانی آمد تهران و تهرانی هم رفت خارج . رفتند و دیدند چه چیزی را دیدند ؟ تقریباً می شد گفت روستایی وقتی به شهر آمد دین بهتری نیافت بلکه سکوت و آرامش در روستا بیشتر بود . در اینجا چیزی نبود که چشمش را خیره کند بله حرص و طمع شاید وجود داشت . شهرستانی که آمد به تهران چه می دید جز دنیای مدرن و زیباتر ، پیشرفت تکنولوژی در جهان امروزه جز آن بستر زرین که فرض کنید خدمت می کند به بشریت که ما بحث آن را نمی کنیم، آن چه که مردمان می بینند نه آنکه در دانشگاه ها درسش را می خوانند، بله آن چه مردم می بینند محصول آنکه طرف مدرک رشته مهندسی مکانیک یا الکترونیک می گیرد آن می شود که یک تابلوی تبلیغاتی خوب بسازد که مردم و عوام الناس که می بینند در مقابل آن در واقع خود باخته بشوند و حالا آن چیز را که قرار است را حالا بخوند . خوب این توی کشور ما و توی شهر ما در بین خانواده های ما چه جوری وارد شد . قدیم اگر یادتان باشد تلویزیون وقتی آمد و حتی رادیوهایی که آن زمان وجود داشت آنتن داشت روی پشت بام هم خجالت می کشیدن آنتن را ببرند روی پشت بام ، مدتی گذشت تلویزیون آمد آنتن تلویزیون در آن زمان خیلی بدتر از آنتن ماهواره های الان در زمان ما بود چون تحریم کرده بودند در آن زمان تلویزیون را چگونه می فروختند؟ مبله، دوربرش با چوب و آنچنان جلایی و در می داشت و با اقساط بدون آنکه قیمت را بالا ببرند به روز به مردم می گفتند ببرید . خوب یک کسی آمد به خانه که در واقع مظاهر زیبا و فریبندهء دنیا را با خودش آورد . بعد خوب دیگه مجله و روزنامه رنگی و کتاب ، انواع کتابخانه و غیره که خوب این روز به روز شدنش نیز سریع می شود و ما اینجا نمی خواهیم این نتیجه را بگیریم که کسی که تلویزیون دارند یا آن کسانی که مجله دارند و درست می کنند آنها خطا کارند اصلاً بحث ما اینها نیست . بحث ما این است که ما تکلیفمان را با خودمان روشن کنیم ما نمی خواهیم اینجا کسی را برایش تعیین تکلیف کنیم که کار تو در قیامت چطور خواهد شد نه ! می خواهیم ببینیم چه خاکی باید بر سر خودمان بریزیم . خوب قبلاً اگر که قرار بود فریفتهء دنیا بشود ، نهایت می شد ، به شنیدن یک خبر . نهایت مدل فریفتگیش توی یک محدودهء مشخصی بود . تازه از آن طرف تمام عالم و طبیعت گزارش می کرد به این که نه، تو باید متوکل باشی روزیت را خدا می دهد . صیاد که صید می رفت ، کشاورز که برای کشاورزی می رفت ، بازاری به بازار می رفت اصلاً اینها یجوری بود که اگر در طبیعتش وارد می شدی این که روزی را باید خدا بدهد . اما الان اینطوری نیست الان ما یک بحث را داریم توی علم اقتصاد این که می گویم علم اقتصاد که بیا حساب کتاب کن چه جوری چی را بفروشیم چی را بخریم بالا و پایین همه اینها را حساب می کنند، اطمینان می دهند برای اینکه اگر نمی دانم چه شد با چه درصد بیمه و با چه حرکت هایی ما ضرر را کم کنیم و از این چیزهایی که به جرات می شود گفت در پوست و خون ما دارد نفوذ می کند و به این راحتی در نمی آید. یادمان می رود که درست است که باران از ابر می آید و ابر هم به وزش باد این ور و آن ور می رود و در اون بالای کره زمین باردار می شود و سنگین می شود و ریزش می کند درست است امّا ما نماز استسقاءِ داشتیم و اینکه خداوند خشکسالی را برای یک امتی می فرستد به جهت عذابشان داشتیم، الان هم داریم ، ولی توجه نیست . دقیقاً نظیر آن چیزهایی که در طبیعت ما خیال وَرِمان داشته که در واقع کشفیات علمی ارتقاعات خودمان ، طبیعت را چنان تحت اختیار و تسخیر خودمان دربیاوریم که تکان نخورد و اصلاً‌ به جرأت می گویم که جای پایی برای خدا در طبیعت نمی گذاریم عین همین هم توی اقتصاد و در همه چیز عمل می کنیم. یعنی دیگه معلوم نیست چه خبره طرف اگر جنسی تولید می کند اگر برای آن تبلیغ نکند عقب می ماند نمی پرسه که اگر تبلیغ بکنم شرعی است یا نه؟ اصلاً اینها را نمی داند . اگر جمله ای نسازد که به این جمله مردم فریفته نشوند اصلاً‌ عقب است ، کلاهش پس معرکه است . اگر رنگی را روی پوستهء جنسش مصرف نکند که گول زننده نباشد فاتحه اش را خوانده است . من نمی خواهم حکم شرعی بدهم نه اصلاً بحث چیز دیگری است می گویم ببینید زاویه ورود کجاست ؟ خوب این چیزهایی است که اصلاً زندگی روزانه من بر این استوار است هر کسی میاد . اَنقار کند شک کند به او می گویند مگر تو دیوانه هستی اصلاً دنیای امروز تو نمی دانی چه خبره؟ تو در عهد دَقیانوس زندگی می کنی حواست پرت است الان اصلاً این جوریها نیست این قسمتش ، آن عملش ، و آن زر و زیورش، هر جا را شما نگاه کنید می بینید زمینه ها به صورت رسمی و جدی زمینه هایی در این عالم فراهم شده که شیطان به راحتی بتواند تسلط خودش را، واسطه خودش را به راحتی اعمال بکند. مگه قبلاً چقدر می شد ارتباط با مردم برقرار کرد و حرف زد الان کاری ندارد با یک فیلم تلویزیونی این کار انجام می شود نه این که می خواهم بگویم در کشور ما انجام می شود، نه من آنچه که در ماهواره دارد اتفاق می افتد را می گویم . براحتی این کار انجام می شود یک نفر اگر بخواهد یک چیز زشتی را تعریف کند چقدر طول می کشید به یک تا ده نفر نشان بدهد؟ الان براحتی به تصویر کشیده شد و به راحتی به همه نشان داده می شود الان یک اتفاقهایی در زندگی ما می افتد که یادمان رفته مثلاً بحث سر حرمت حلیه و نوع و دسته حرام و حلال اینها نیست بحث در موسیقی است . الان یک فرصتی جوری فراهم بشود که موسیقی را نشنود، کمتر گوش کند و نباشد کمتر پیش می آید چون هر جا که می رویم براحتی هست تلفن را برمی داری و منتظر هستی صدای موسیقی می آید در خانه تلویزیون روشن می کنی. در ماشین و اتوبوس و هر فضایی که می رویم این اتفاق دائم می افتد حالا این مقدمه را گفتم و نمی خواهم به قول معروف خیلی منکَر و سوءِ اینجا را متذکر بشوم ولی آدم در خیابان راه می رود و می بیند چه خبره ؟ آخه وقتی آدم با آنهایی که خیلی بزرگترند و چیزهایی را تو عالم می بیند و برخورد می کنند می شینه و گفتگو می کند این مطلب را جدی به آدم تذکر می دهند که فلانی حواسَت باشه این روزگار و یعنی حتی زمانیش هم می گویند که تسلط شیطان زیاد شده ، شیطان داره حسابی فعالیت می کند یعنی تیرهای ترکشش را هم دارد مصرف می کند . خوب این چیزی است که شما دارید می بینید و کدامیک از ماها می توانیم بگویم مثلاً‌ در ده سال بعد نسل ما فرزندان ما مصون هستند از اون موقعی که تلویزیون را روشن کنند و آن مثل رادیو همه جا را می گیرد و صحنه زشتی را نشان بدهد و با تلویزیون بشود جاهای دیگر را ببینند کجا می توانند مصون بمانند؟ کامپیوتر وسیله علمی است واقعاً وسیله علمی است ؟ ببینید که چقدر از این طریق دارند به فساد و فحشا کشیده می شوند و ….. شما از اینجا بگیرید بروید جلو ببینید که دین اینجوری می شود که نستجیرُو بالله به لجن کشیده می شود ما این کار می کنیم ! قبلاً‌ این را گفتم در قدیم پیرزنی اقوام ما کمر خمیده و دولا بود و راه می رفت ایشان نمازش را در فقط در مسجد می خواند و وقتی حمام می رفتم صبح مردانه و بعدازظهر زنانه بود صبر می کرد که بخار حمام مردانه خارج شود و بیرون برود و سپس به حمام می رفت در ماشینها و تاکسی ما که وقتی مرد از ماشین پیاده می شد سوار نمی شد می گفت گرمای بدن مرد نامحرم روی صندلی است، اینها شوخی نیست جدی است مادربزرگ ما وقتی پای تلویزیون می نشست از مرد اخبارگو رو می گرفت ما بچه ها می خندیدیم ولی من نمی خواهم اصلاً قیاس کنم، اما یاد اون رفتار حضرت زهرا (س) که کوری نزد وی آمد حضرت زهرا (س) از او رو گرفتند، آن مرد کور بود این عفت و پاک دامنی را ببینید . اما حالا امروز ببیند کسی می تواند سر بلند کند اگر امروز به کسی بگوید فلانی به نامحرم نگاه نکن، قلب خیلی تاریک می شود، اصلاً‌ نمی فهمد چرا ؟ چون آنقدر دور و بَرش افتضاح است که این کانال وردی چشم را من چقدر کنترل کنم نمی گویم از دست من خارج است! چیز دیگه دارم می گم یک موقعی اگر چشم کسی به نامحرمی می افتاد، تاریکی دوروز، اصلاً اعصابش خراب بود دیگه اینکه اگر کسی غیبت را می شنید الان هم بعضی ها اینطوری هستند اعصابشان خورد است تا بروند و حلالیت به طلبند، اگه با سخنی دل کسی را بشکنند تا آن طرف دنیا می روند تا دلشون را به دست بیاورند و حلالیت به طلبند وقتی بدن آدم، آدم و فطرتی که خدا آفریده سالم تر و تمیز و پاک بود هر سیئه و بدی را به خودش لمس می کند . بچه کوچک که بدنیا می آید ما به او هر آشغالی می دهیم و او دیگه همه چیز می خورد و هیچ اثری نمی کند و در واقع هیچ عکس والعملی نشان نمی دهد انسان هم همین است لذا آشوبی است این جوانهایی که در این مملکت زندگی می کنند که قرار است اینها عهده دار رساندنْ نمی خواهم بگویم رسالت امیرالمؤمنین علی (ع) یا نمی خواهم بگویم شیعه و فرهنگ تشیع، اینها را نمی خواهم اصلاً بگویم یعنی چه ؟ این جوانها می خواهند عهده دار شوند و به فرزندانشان یاد بدهند قدیم اگر چهار تا آدم بودند به جهت داشتن پول و ثروت و مال داشتند تازه اگر حاجت داشتند می رفتند از روضه امام حسین حاجت می خواستند حالا دیگه این حرفها نیست، تو به جوانی که تو خونته چه می خواهی بگویی می دانی چند تا صحنه دیده ؟ می دانی چه چیزهایی شنیده ! می دانی دستش چه ها لمس کرده ! ببینید آقا ! اصلاً آدم قشنگ شیطان را روی زمین می بیند . انگار کنار همهء ما قرار دارد . این اینطرف داستان است . آن طرف را هم برایتان بگویم یعنی چه ؟ ما در زمان غیبت هستیم مسله را در اصول کافی بخوانید مسئله ما مثل کلمه ای است که صاحبش نیست ! اوضاع خیلی خراب است بچه یتیمی که صاحب ندارد صاحبش نیست . نمی تواند ! شیاطین پدرش را در می آورند . الان فرصت پیدا کردند شما به آیاتی که در قرآن درباره ما و شیطان است دقت کنید بخوانید من چند آیه را به مناسبت می گویم . اعوذ بالله من الشیطان رجیم »‌ أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یا بَنی‏ آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّیْطانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبین‏ » (یس(36) : 60) وَ أَنِ اعْبُدُونی‏ هذا صِراطٌ مُسْتَقیم‏» (همان:61) فرزند آدم مگر من عهد نکردم با شما شیطان را نپرستید او دشمن آشکار شماست » اِبایی ندارد که با شما دشمنی کند و بیاید شما را فریب بدهد ( و مرا بپرستید که این صراط مستقیم است »‌ إِنَّ الشَّیْطانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوٌّ مُبین‏ (یوسف(12) : 5)
چقدر در قرآن به این اشاره شده دقت کنید « عدوٌ مُبین »‌ خدا وکیلی یک لحظه مکث کنید و نگاه کنید ببینید که کدام از ما شیطان را دشمن خود می دانیم؟ خدایی نکرده ما با هم دشمنی می ورزیم با کسانیکه دور بر ما کار می کنند در خانوادهء ما هستند با زن و بچه مان با پدر و مادرمان با آن دشمنی می کنیم، آنها را دشمن می دانیم، اما شیطان را دشمن خود نمی دانیم! خدا دارد معرفی می کند می گوید که این دشمن تو است . اِنَّ الشیطان لکم عدوٌ فتخذوها عدواً، آیه قرآن است سوره فاطر، شیطان برای شما دشمن است شما او را دشمن بگیرید و با او دشمنی کنید در داستان حضرت آدم (ع) که قبلاً مفصل دربارهء آن گفتگو داشته ایم، شیطان اینطور می گوید قالَ فَبِما أَغْوَیْتَنی ‌ یک الایی دارد که ما شامل آن نیستیم همه را اغفال می کند « قالَ فَبِما أَغْوَیْتَنی‏ لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَکَ الْمُسْتَقیم‏ ثُمَّ لَآتِیَنَّهُمْ مِنْ بَیْنِ أَیْدیهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَیْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ وَ لا تَجِدُ أَکْثَرَهُمْ شاکِرین‏» (الأعراف(7) : 17،16) بیشتر و اکثرشان را می بینیم که شاکر نیستند که روایت آن را نمی خوانم به جلد دوم نورالثقلین مراجعه کنید مال اِعراف است در آنجا توضیح کامل داده است در مورد شیطان قبلاً گفته بودم که شیطان برای شما از آنچه که در زمین است زینت می دهد و جلوه می دهد واقعاً زینت می دهد و شما چشمت می گیرد، مثلاً لیسانس ، فوق لیسانس فلان جنس ، فلان شرکت، فلان کار همهء اینها و هر چیزی که دنیایی است زینت می دهد برای شما وقتی زینت بدهد چه می شود؟ خوب دلت می رود حواسِتْ نباشد دلت می رود .تُو داستان حضرت آدم عرض کردم که وقتی که شیطان رانده شد به خدا عرض کرد که ای خدا من این همه تو را به عبادت کردم و غیره انجام دادم به خدا گفت پاداش من چیست؟ چون عادت کرده بود « خدا فرمود هر چه می خواهی بگو » عرض می کند که خدایا به من فرصت بده تا زمانیکه قیامت برپا شود اما نه تا روز قیامت تا «‌ وقت مَعْلُوم » « یَوْمٍ مَعْلُوم »‌ تا روزی که معلوم شدید یعنی به شیطان فرصت داده شد به قول معروف نمی داند و او هست و فرزندانش هم هستند و بعد از خدا می خواهد که تسلط بدهد به آنها یا مانع سلطهء شیطان نشود و خدا آیه می فرماید که « وَ ما کانَ لَهُ عَلَیْهِمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلاَّ » (سبأ(34) : 21) سلطانِ ! تسلط شیطان در واقع نبود مگر برای اینکه لِمَ علم برای اینکه بدانیم من یُؤْمِنُ بالاخره مِمَنْ هو منها فی شک »‌ اصلاً تسلط شیطان را برای این گذاشته ایم تا معلوم شود که چه کسانی به آخرت ایمان دارند و چه کسانی شک دارند؟ اونیکه ایمان بیاورد به آخرت عَلی الظاهر این که از تسلط شیطان خبری نباشد . فکر می کنید نمی تواند شیطان مسلط شود؟ مثلاً نشسته اید مریضید و دیگه فاتحه ات خوانده و دیگه داری می میری، داری وصیت می نویسی اشک هم داره میاد آن موقع شیطان چه کار می خواهد بکند ؟! ایمان به آخرت ِ (هان) ! که آدم می رود به جایی که همه حساب کتاب ها روشن است این آیه را می خوانم که شبهه هایی به وجود می آید که چرا خدا شیطان را مسلط کرد البته گفتیم که تسلط او برای چه بوده بر ما انسانها ببینیم که تسلط او برای چی بوده است . إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذینَ آمَنُوا وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُون
(النحل(16) : 99)
شیطان سلطان نیست و تسلط ندارد به آنهایی که ایمان آورده اند و به ربّشان توکّل می کنند إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذینَ یَتَوَلَّوْنَهُ وَ الَّذینَ هُمْ بِهِ مُشْرِکُون‏ (همان:100) شیطان را برای خودشان گرفتند و به سرپرستی انتخاب کردند خوب اینها را شنیدید حالا چند عبارت هم برایتان بگویم « اِن شیاطین اکبر علی المومنین من از نابیغ علی لهو . » شیاطین بیشتر بر مومنین یعنی هر چه ایمان بیشتر دارند شیاطین دور آنها بیشتر هستند حتی بیشتر از زنبورهایی که روی و دور گوشت جمع می شوند . در قدیم که وقتی گوشت در جایی بود آنقدر زنبور روی آن می نشست که دیگر گوشت معلوم نبود شیطان این جوری می آید سراغ مومنین و انسان . حضرت فرمود : إِخبَرُ عدواً نفخ فی صدور خفیه » به پرهیزید از دشمنی که در سینه ها پنهانی می دَمَد پنهانی نفوذ می کند . و نفخ فی الاذان نجیعً و بی صورت نجوا در گوشیها می خواند یک خطبه ای است از امیرالمومنین (ع) خطبه 7 می رماید إتخذُو الشیطان لِاَمْرِهی مِلاکً و تخذهم لهو اشراکً ثوابَ و فرخ فی صدرهم و دَبَ و دَرَجَه …… علی لسانه . ترجمه را می خوانم می گوید حالا وقت چیه که حالا شیطان در آنها شیطان در آنها اینطوری نفوذ کرده است یعنی عده ای شیطان را بر گرفتند برای کارهایشان . ایشان در کارشان به شیطان اعتماد کردند! شیطان آنها را شریک و دام خود قرار داد پس در سینهء آنها تخم کرد و جوجه گذاشت و به تدریج و آهسته دقت بفرمائید که حصرت چه فرموده اند » کم کم با آنها قاطی شد تا آنها شیطانی شدند با چشمهای ایشان می دید و با زبانشان سخن می گفت پس آنها را به مرکب ضلالت و گمراهی سوار و گفتار تباه را در نظر آنان زینت داد . کارهایشان مانند کار کسی بود که شیطان او را در توانایی خود، شریک قرار داده و به زبان او سخن نادرست و باطل می گوید ببین آقا یک بحث جدی همین است دیگر، شما نشده تا به حال که به مجلسی یا روضه ای بروید و بنشینید و بگوئید که آقا فلانی چه حرفهایی زدند . عنایت کردند به من که آمدم و این حرفها را شنیدم . یعنی آن طرفی هم می گویند که جایی می رود که طرف زبان شیطان است اصلاً شیطان گفتارش از این جا درمی آورد وقتی می یایی بیرون تاریک است چرا نمی گوید که شیطان چقدر واسهء من حرف زد ببیند حضرت چه فرموده اند : «‌ مجالِسَتُ اهل الهوا »‌اصلاً نشستن با اهل هوی » هوی می دانید یعنی چه ؟ هوی الزاماً و همواره گناه نیست . نه هوی یعنی خواسته ، اهل هوی یعنی کسانی که به خواسته هایشان عمل می کنند . یعنی الله اکبر نماز را نمی شنوند! می گویند تنبلی می کند حالا نماز نمی خوانم و تا آخر وقت صبر می کنی . چون حال ندارم . بهش می گویند این کار را بکن می گوید نه نمی کنم . پُرروُیی می کند و کسی که بخواهد خودش محور باشد و بگوید من ! پررویی می کند . آقا از صبح تا شب ببین چقدر خودت هستی یا چند بار دیگه ما اصلاً کلاهمان پس معرکه است ما همش دیگرانیم و برای دیگران زندگی می کنیم . حالا این را رها کنید . چند بار خودت هستی ؟ چند بار اولیاءِ خدا ؟ نشستن با آنهایی که اصل هوی هستند میل و هر چه عشقشان کشید . میگه بریم ؟ بریم ! بنشینیم ؟ بنشینیم ! بمیریم ؟ بمیر! اصلاً بحث گناه نیست پس عشقی زندگی کرد نه . بخوابیم؟ بخوابیم خسته ایم ! اینها اصلاً گناه نیست اونها اینطور زندگی می کنند . خوب نشستن با اینها موجب فراموشی ایمان می شود و محل حضور شیطان است چون شیطان سوار چه کسی می شود ؟ دقت کنید سوار آن کسی که عبد نیست، چه کسی عبد نیست ؟ کسی که می گوید خودم درست می گویم ، عبد کیه ؟ عبد به میزانی که در عبودیتش کامل باشد آن است که آناً و آناً منتظر شنیدن امر مولا باشد و هر وقت شنید هر چه خستگی در تنش بشد و هر چه بود و نبود از خاصه و میل و تقاضا ، را فرو بریزد و فوری بلند شود برود آن کار را انجام بدهد. او می شود عبد . اگر این طور نباشد به او سخت می گذرد مثلاً از سرکار آمده ، امروز این مولای ما خیلی از ما کار کشیده ، همینکه می نشیند و دراز می کشد و پا به دیوار می گذارد که به او دوباره می گوید بلند شو برو فلان کار را انجام بده می گوید آخ ! بهش سخت می گذرد این اگر یک روز از زیر این بار بیاید بیرون چون تن پرور است، چون هوی پرست است یک روز می آید بیرون و کسی که اهل هوی است با یک تلنگر شوت می شود . (در این قسمت مقداری از نوار خالی است و در ادامه می گوید )
به این عبارت دقت کنید خیلی قشنگ است « من لم یقال ما قال و ما قیل فی » کسی که اصلاً برایش اهمیتی نداره ! چی می گه ! چی ها در موردش می گویند ! ای بابا چرا این جوری می کنی مردم دارند درباره تو این حرفها را می زنند . می گوید : بکن . اصلاً حالیش نیست همین امروزه این اتفاق دارد می افتد و اصلاً حالیش نیست شریک شیطان است « من لم یقال ان یراهُ الناس سُنّیً » براش مهم نیست مردم ببینند که او در حالت بدی است او هم شریک شیطان است و اون هم در کنار شیطان است. آخه امروز خیلی راحت به نظر می آید آنچنان می افتد . من دیروز از تجریش می آمد بچه ام دستش تو دستم بود و یک سوره حفظ کرده بود و برای من بلند بلند داشت می خواند همه نگاه می کردند این دیگه کیه ؟ اصلاً برعکس شده شما جرأت دارین تو خیابان راه بروی و آیه قرآن بخوانی و مثلاً وقت اذان که می شه مستحب است که اذان بگویم و با صدای بلند نه داد بزنیم . اذان بگوییم اصلاً رویت می شود؟ روت می شود از کنار امام زاده صالح رد می شوی حالا داخل حرم نمی خواهی بروی در جمعیت که در حال رفت و آمد هستند کنار وایستی و مؤدبانه سلام بدهی؟ هستیم یا نیستیم ؟ ما داریم در این قانون پس می رویم آقا! باز فراوانه مشتاق بندهء گناه کارش است این بنده بگه خدایا غلط کردم ما سر جنگ و ستیز با تو نداشتم خدایا ما یک غلطی کردیم بگذر . حالا اون کسی که اینطوری عمل می کند . چه می خواهی جواب بده . خوب اون جوری پررو می شود . بهش می گی این کار را نکن بد است ، می گه چی بده ؟ من الان می خواهم اینطوری باشم . بهش می گی برو خانه بشین . می گه آقا ما ظاهر و باطن مان یکی است ، خوب آخه بیچاره ، اگر تو بدی ظاهر و باطن یکی باشد این که حسن نیست! اگه باطنت بد است بگذار ظاهرت خوب باشد، عجیب است می گه که ما ریاء نیستیم . یعنی چه ؟ تو اهل اِفسادی تو داری اِفساد می کنی ، فساد می کنی، دیگران را هم داری به گناه می کشی . یعنی چه ؟ این حرفها را طوطی وار دارند به هم می زنند . اون وقت آن شازده است که می گه ملتی که دارند می رند فلان مجلس و یا فلان کار را می کنند آنها ریاء کارند! خوب باشند . خوب، عمل خوبی را انجام می دهند خدا به آن اجر نمی دهد، دیگر بابت تجری به گناه که خدا عقوبتشان نمی کند ببینند اینها چه طور ما را ذلیل می کنند . بچه ای باید خجالت بکشه یک کار زشت می کند، ببینید همین ها دارد اتفاق می افتد که تو صحنه های تلویزیون شما می بینید . آدم کشی گناه است ذکر اینکه یک نفر کسی را کشته است خوب نیست قصاوت می آورد و کار بد را ما داریم شایع می کنیم بچه بیچاره چند بار از این فیلم ها را از تلویزیون می بیند سر و کلهء آنها پر از این حرفها . آن وقت می خواهید چه بشود ؟ می خواهیم وقتی یک نسیم الهی می وزد می خواد دلت بلرزه و اشکت بریزد؟ آخه اینطور که نمی شود . دیگه جایی برای خدا نگذاشته ای ! « من لم یقال ما قال و ما قیلَ فی »‌ کسی بگه برای من مهم نیست مردم در مورد من چی میگن و مهم هم نباشد برایش چه می گویند . و من لم یقال اِنَّ یراءُ الناس مسًی . بگوید نه ما اهل ریا نیستیم و همین هستیم مردم بفهمند و فکر کنند ما بد هستیم خوب بگوید کارش خراب است من فکر می کنم تا همین جا کفایت می کند در باب اینکه آقا تسلط شیطان امروزه بر ما از امروز هم روشن تر دیده می شود . بساطش را حسابی پهن کرده است . یک سری شیطان درست کرده که کارشان این است که شما اگر در دنیا بگردین چه می بینید ؟ واقعاً چیزی که می بینید غیر از زبان شیطان، غیر از دست شیطان و پای شیطان و وسوسه شیطان چه می بینید غیر از این، چه می بینید آقا؟ گناه کردن یک مقام است گناه را اعتراف و فاش کردن و آشکار کردن یک مقام است، همان گناه را در ملاءِ عام انجام داد یک گناه است . شما می دانید زنا به علانیه شدنش در حضور چهار شاهد عادل است که حَّد بر می دارد . نه خودش فی نفسه . اون یک گناهِ‌آخه نمی دانم شما اگر اهل گناهید اونهایی که دارند فیلم می سازند نه مال ایران نیست شما گناه تان را بکنید . این چه مریضی ای است که فیلمی را بسازی و بعد پخش کنی! آخه به تو چه می دهند ؟! ببینید کسی قطعاً نمی تواند بگوید این کار لذت بخش است کدام غریزه اش می گوید این لذت بخش است این همان مرضی است که عرض کردم که اگر شیطان اینجا روی زمین دارد کاری می کند عُمّال و اَنصارش دارند کار می کنند . نداریم شیاطین و جن و انس ؟! لذا آقا دنیا عجیب شده . خدا وکیلی آدم لمس می کند . یکی از خُطّاب می گفتند که اینکه می گویند در مورد سُرمه می گویند در آخر زمان دین داشتن و سرمه کشیدن به چشم ما اینها است که مثَلَش را نمی گوییم بخاطر اینکه طرف در قدیم صبح که بیرون می رفت سرمه می کشید . من اصلاً نمی دانم این سرمه کی باب شد یکی از معلمان من مردی با تقوا بود او می گفت که در آن موقع کار را بیرون انجام نمی داد و فقط دانشگاه برای تدریس می آمد . می گفت وقتی به دانشگاه می آییم آنقدر عوض می شویم که لاتحدوا و لا تُحِّسا » آنوقت ما چه می کنیم تا سرجایمان بایستیم آقا این دروغ که می گویند مال شبهه دار زیاد شده . الان چقدر ما مردمان از بیرون غذا می خوریم . پاک و حلال قدیم چقدر بیرون غذا می خوردین . آخه گواهش هم این است دیگه که برود بیست سال پیش تهران را ببیند که چند تا اغذیه فروشی بود جمعیت را حساب کند حالا چند تا غذا فروشی است جمعیت را حساب کن آن وقت غذای آماده بود . نه حالا نجس ! پاک ! چوغِ‌مسلمین را می خوریم چاره ای نیست ولی اثرش را ببینیم . این اتفاق نه برای من و تو بلکه برای همه دارد می اُفتد ولی شدت و ضعف دارد . و شیطان عجیب چَترش را باز کرده است یک سری اعمالش را که قشنگ معلومه ظاهری، کار خوبی با دلالت به آیات و روایات آدم بخواند می فهمد. یک آقایی می گفت مواظب باش غافل نباشی غفلت نکنی . حالا باید التماس ات بکنند که لحظاتی ذکر داشته باشی و ذاکر باشی! خیلی عجیب است حالا ذکر را می گویی به تسبیح ام این دل صاحب مرده تکان نمی خوره . این دله که ذکر نمی گوید، سخت شده، دیگه قصی شده حالا باید یک کاری کنیم که این رقیق بشود حالا برویم آن طرف قضیه را ببیند آقایان چیزی که خیلی جدی است خداوند در عالم قرار داده، این باور در گذشته بیشتر منتهی به تناسب عمل و این مردم که کم می شود نیتها خراب می شود و اصلاً نام امیرالمؤمنین علی (ع) رو عشق ورزی به ولی الله است . امروز باید یک عده ای در جایی جمع شوند بگویند امیرالمومنین علی (ع) راجع به او صحبت کنند، قدیم این طور نبود که اصلاً‌ بستر زیرین حیات جامعه ما الفاظ یا علی ، مرتضی علی ، و مملکت مرتضی علی و اینها بود امروزه دیگه این خبرا نیست نمی گویم الان کم شده نه ! الان هم هستند منتها چه کسانی ؟ آنهایی که سنشان دارد می رود بالا ، خوب من دو تا نکته می خواهم بگویم یکی بقول معروف یک خاکی تو سر خودمون بریزیم و یکی بگویم که حواسمان باشه ما داریم در واقع می شویم واسطه نکبتی که به نسل بعد داره منتقل می شه . من و شما چقدر شنیده ایم از پدر و مادر و بزرگترمان از خطیب تو مسجد از سخنران از این طرف و آن طرف چقدر راجع به امیرالمؤمنین شنیده ایم خدا وکیلی چقدر دلمان از حضرت پر شده ، چقدر دلمان را فرا گرفته چقدر عشق حضرت دل ما را گرفته ؟! مقایسه کنید. من و شما برای بچه هایمان چقدر از این حرفها می زنیم، آقا اگر معلمی بچه شاگردات بچهء من الان 8 سالشه آقا بچهء من شیعه است یک روزی شیعه ها با هم زندگی میکردند ولی جرأت نمی کردند بگویند من شیعه هستم دو سه تایی دور هم جمع می شدند از حضرت علی می خواند و گریه می کردند تا کسی نبیند . حالا که دیگه از این خبرها نیست و الحمدالله ما در یک مملکتی زندگی می کنیم که الهی شکر الهی شکر …. بر مأذَنَش علی ولی الله است در همه جا این سخن است خدا وکیلی آدم می بیند که در 13 رجب می شود اصلاَ می دانید این چه نعمتی است . رادیو و تلویزیون با اینهمه مختصاتی که دارد صبح تا شب همین حرف را می زند خیلی نعمت است . حالا هم تو این شرایط هستیم نمی خواهی به بچه ات یاد بدهی ؟ سوال می کنم چه می خواهی یاد بدهی ؟! چی بلدی که یاد بدهی ؟! برو حفظ کن . می دانی که آدم باید همه چی مرئی باشد . آدم باید ذغال گداخته باشد تا بغل دست آدم یکی نشست گرمش بشود . آقایان انتقال عشق و محبّت امیرالمؤمنین (ع) به حرف نیست میشه با حرف طرف را تکانش داد، مریضش کرد، اما باید یک جوری بشی که وقتی آمد کنارت نشست ببیند تو داری ذوب می شوی برای علی (ع)، تو از وقتی که جوانی بود و الان که داری پیر میشی و پیر می شوی و مثل یک شمع داری آب می شوی و همش داری می گی علی علی علی …. ببین آقا کسی نمی تواند در اینکه دوست داشتن علی (ع) که چیز درستی است شک کند، چه طرف متدیّن باشد، چه بی دین، توی این نمی تواند شک کند . چون امیرالمومنین علی (ع) خوب است دوست داشتن خوبی هم خوب است . کسی منکر این نیست آقا چقدر شیعه را دارند خراب می کنند در دنیا طوری شده که دارند با شیعه مقابله می کنند و شبهه ایجاد می کنند عشق همه را به دلت داشته باش! یعنی می گن اینها خدا هستند؟ نه، کی گفت بابا اینها مثل بشر معمولی هستند آخه تو داری توی زندگیت به بچه و اقوامت هزار نوع کثافت کاری و عشق ورزی به هزار کس یاد می دهی ! یاد نمی دهی ؟!. خوب خوبای ما ! که تو مدارس خوب هستید پدر و مادر چی می گفتند به ماها آقای فلانی ! خیلی کارش درسته مواظب باش ، نکند او از دست تو ناراحت بشود اینجوری بزرگ کردن ما را یا نه ؟ چقدر توی گوش ما خواندند ، معلمه ، چقدر توی گوش ما چیزهایی دیگر را خواندند . دل است دیگر پر می شود. هر چه بشنود هر چه ببیند دل است ، این مجرای ورود است آقا دقت کنید . پس جایی که از دل حرف می زنید برمی گردد به خودت لذا اگر حرف زشت بزنی تف سر بالا است تو صورت خودتم می افتد . می آید به ما می گوید آقا تو علی را می خواهی دوست داشته باشی و گناه هم می کنی نمی شه که این دو تا با هم آخه ، کی گفته نمی شه ؟ تو باید نمی شه یا اینکه خدا باید بگه نمی شه ؟ خدایا تو گفتی این را ؟ تو گفتی حب علی جمع نمی شود با معصیت ؟ اگر تو این را گفتی خدا ! همه باید معصوم باشند . یا هیچ کس نباید حب باشد یعنی چه ؟ خوب این را که همه می دانیم چه کاره هستیم در این عالم ! همه می دانیم صبح تا شب را چگونه می گذرانیم . خدایا ما می پذیریم که شناخت امیرالمومنین (ع) کار ما نیست قبول داریم تو می شناسی و رسول و فاطمه زهرا (س) می شناسد که کُفو او است و ائمه معصومین .ما سگ کی باشیم ما را اصلاً آنجا راه نمی دهند نمی توانیم برویم ، آقا ، یک بشر معمولی خوب آیا دوست داشتن یک آدم خوب مشکلی دارد حَرَجی دارد در تو ؟ چرا نگرانی ؟ چرا جرأت نمی کنی بگی آقا من عاشق علی هستم ؟ چرا جرأت نمی کنی بگی آقا عشق علی مرا کُشت ؟ چرا یک تابلوی امیرالمومنین می بینی دلت می خواهد پر بِکشد ؟ چرا می ترسی ؟ بَدِه ! در خوبی امیرالمومنین کسی شک ندارد حالا من یک چیزی بگویم آقا مثلاً ما وقتی داریم راه می رویم صورتمان یک جایی دیگری را نگاه می کنه و حواسمان جایی دیگر است این راه رفتن دوام ندارد یا زمین می خوریم یا صورتمان به دیوار برخورد می کند . می گه دارم می روم به طرف آنها ، حواست کجاست ؟ دنیا ! حواسش کجاست رفیقش ! حواسش کجاست ؟ درسش ! حواسش کجاست ؟ مالش ! منالش ، مقامش ، پدرش مادرش و …. و چه غیر از این است ؟! آقا غیر از این است که یک انسان یک آدم ، غیر از این جور دیگه حرکت می کند اصلاً دلش می پره آنجایی که دلش را گذاشته ! اصلاً به طرفی ما رود که دوست دارد ، این حرکت طبیعی انسان بدون اینکه انرژی صرف کند . خوب برگردید خاطرات خود را در دوران راهنمایی و دبیرستان ببینید چه جوری بود ؟ آره یادم می آید . من که برام مثل روز روشن است . برای شما قطعاً پیش آمده کم یا زیاد . من یادم هست که در راهنمایی بودم من با داداش بزرگم و پسر عمه و داداش کوچکترش زمان بازی های جام و آسیایی بود ما در آن زمان عشق بازی و ورزش داشتیم برای خودمان بازی می گذاشتیم و سطل ماست آویزان می کردیم و سبد بسکتبال مان بود . یا تو خرابه بغل خانه با چوب حصیر تیراندازی و از این مسخره بازی ها ! یادم هست من یک دوره ای کشتی را دوست داشتم اسم کشتی گیرها رامی دانستم می گفتم من فلانی هستم برادرم می گفت من فلانی هستم گذشت یک مدت هم می خواستم فوتبالیست شوم یا کشتی گیر شوم مثلاً می خواستم آقای برزگر باشم خوب اگر من همین جوری می ماندم آخرش می شدم برزگر کشتی گیر ! خوب دلم آنجا بود . طرف می رود دانشگاه درس بخواند باباش غش کرده خودش هم خودش را کُشته یک ترم و دو ترم نمی خونه نمی خونه حواسش جایی دیگر است دنبال ورزش است دنبال ادبیات ، دنبال هنر است نه اصلاً‌ آدمی است راحت طلب است ، آخرش ول می کند یا آنقدر اطرافیان او را هل بدهند و ویتامینه کنند تا آخرش درسش را تمام بکند . این یعنی چه ؟ آخه این یعنی هر چه میل تو است همان طرف می روی . آخه دین چیز عجیبی گفته ، میلت به علی (ع) باشد تا پیش علی بروی . آخه از این ساده تر نسخه ای تو دنیا پیدا می کنی ؟ پیدا کنید شما ! می توانید به دیگران ارائه کنید . می گویند تو که بلد نیستی زبانت را درست کنی و تو آن موقع که شهوت تو را گرفته و می خواهی گناه کنی آن موقع بدبخت به تو سیطره پیدا کرده است چه جوری می خواهی خودت را نجات بدهی . از نظر تمایل می گویم تو زیر این بار داری له می شوی ، نمی شه که از زیرش فرار کنی می خواهی که اصلاً زیر بار این سلطه نَروی یک راه ساده می گویم ، حبّ علی را داشته باشید . اون من یک چیزی راجع به حب بگویم خوب دقت کنید . حب این نیست که وقتی به دیگران می رسه یک مفهومی درست می کنیم وقتی به علی (ع) می رسه مفهوم دیگری درست می کنیم آقا کسی که محب است من کاری به بحث عملش ندارم می خواهد معصیتِ عالم و آدم را هم بکند من کاری به آن ندارم کسی که محب است مثلاً دیدیم بعضی ها را کشته مردهء ابوالفضل (ع) هستند طرف یک روز داشت نماز می خواند تلویزیون روشن بود و توی آن گفتگو بود که امروز را روز پدر می نامیم چون امام علی (ع) پدر امام حسن (ع) و امام حسین (ع) و ابوالفضل (ع) است ، آقا سر نماز در رکوع گریه اش گرفت ، چی شد ، اصلاً آخه حساس به نام ابوالفضل است آقا عاشقی اینه دیگه . ببینید رسم عشق و عاشق در همهء ادیان و جامعه ما است . متأسفانه دارند یک دین برای ما درست می کنند که خالی از عشق است چون خدایی درست کردند وحشتناک و امامانی از این بابت که اصلاً‌ نمی شود به آنها نزدیک شد! اگر محب ما هستید بگو ببین اول نماز شب می خوانی یا نه؟ آقا درست ، اصلاً آنچه در جلو حرکت می کند میزان عشقت به علی است بقیه پشت آن می آید، ولایت مقامی بالاتر از محب بود، تو اول باید محب باشی تا بتوانی ولایت داشته باشی خوب در این داستانها که می نویسند مثل لیلی و مجنون ، ما خیلی بی عُرضه هستیم من نمی خواهم شکل معصیتی آن را توجیه کنم ، امروزه در جامعه هایی که فساد است یک دونه عشق نمی بینید . همه دروغ و مزخرف است در مدل معصیتش هم قبل از آنکه طرف به معصیت مبتلا بشود می شه عشق هم مفهوم داشته باشد ، کسی حالیش نیست اصلاً دلی وجود ندارد . نقل می کرد یک بزرگی از امام زمان صحبت می کرد جوانی نشسته بود عاشق می شود دو هفته بعد مُرد بیشتر دوام نیاورد از عشق حضرت دوام نیاورد . چه ادعایی می خواهید بکنید ؟. عده ای آمدند دم در خدمت ظهیر الاسلام . ظاهراً در زدند گفتند کیه ؟ عده ای از شیعیان شما ، در را باز نکردند . اما نه، شیعه بلکه محب شما هستیم، تازه در را برای آنها باز کردند . درست حرف بزنید محب یعنی چه ؟ شیعه یعنی چه ؟ آقا من امشب نمی خواهم بگم نماز شب بخوان، ذکر فلان بگو، ذکر مستحبی را بگو اینها را نمی خواهم بگم ، یک چیزی می خواهم بگم اینکه علی را دوست داشته باش . آخه این حرف چیزی هست که نمی شنوی ؟ آخه چیزی که برایش سرمایه گذاری نمی کنی ؟ آخه چی مگه خدایی در دوره ای برای دوچرخه خریدن بابامون خودمان را هلاک می کنیم بعد موتور بعد ماشین شد، بعد این کوفت و زهرمارها که همیشه هست پس فردا زن و بچه و در من بچه ها شغل ، شرکت و غیره آقا بیچاره دین چه دین ؟ دین رفت این کارها را بکنی کسی نمی گوید نکن هر کاری می خواهی بکن ! شیطان یک چیزی را می خواهد از پاشنه در آورد بقیه اش به طبع می آید می خواهد تو را از علی جدا کند ببیند که در هر صفحه آخر این کتاب از آقا شیخ عباس قمی نقل کرد . عباس قمی می گوید از کی تا روایت را بردهبه عصوم علی بن ابی طالب عن الرسول نبی عن جبریل عن میکائیل عن اسرافیل عن لوح و عن القم که فرمود اولین چیزی که خلق کردم قال یقول الله عزوجل « وَلَایَهُ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ حِصْنِی‏ فَمَنْ‏ دَخَلَ‏ حِصْنِی‏ أَمِنَ مِنْ عَذَابِی » (عیون أخبار الرضا علیه السلام ‏2 : 136) می خواهی بیایی به ولایت علی (ع) آقا کسی که بیاد اینجا به ولایت او اصلاً‌ شیطان عددی نیست این اتوبان که کشیده شده به سمت او محبت اولش است . آقا به خودتان دروغ نگوید . امشب همه در تنهایی به دلتان نگاه کنید. 1 – ببینید چقدر عاشق علی (ع) هستید 2 – ببینید چقدر عاشقی می کنید؟ فکر نکنید من دارم تخفیف می دهم ، اگر می شد من سفت تر از این هم می گفتم . آقا نمی گفتم آقا امشب شما را به هیچ عملی دعوت نمی کنم هیچ کارتان را اصلاح کنید ، آقا این دل صاحب مرده را درست کنید .
االهم انی اسئلک الاَمان یوم لا ینفعُ مالٌ و لا بنون اِلا مَن عسی الله به قلب سلیم خدایا ازت امان می طلبم روزی که نه مال نفعی دارد و نه زن و بچه مگر آن کسی که با علی سر و کار دارد . آقا یک فکری بحال این بکن تمام می شود ؟ خدا وکیلی اگر کسی قرار باشه چیزی را دوست داشته باشی و کُشته مُردش باشی کلافه اش باشی اسمش هر وقت آمد تنش بلرزه جز علی و فرزندانش کسی دیگر هم هست چه کسی بهتر . ببین وقت اسم حسین میاد چقدر دلت تکان می خورد از علی اصغر می گویند چقدر بند بند وجود می لرزه . آخه در این عالم خدا چه قرار داده و گذاشته ؟ تو چه می خواهی خدا گفته عاشق شو، تو چه می خواهی آقا دین اسلام خیلی دین ساده ای است زمان پیامبر حدیث مال اهل سنت است (ضبط نوار قطع می شود و مجدد می گوید)
شمای دکتر فلانی که در رشته فلان جامعه هستی مقوله ای بنویس در شناخت منافقین در آیات و روایت می گردد و پدر خودش را در می آورد و دو جلد دربارهء منافقین می نویسد . کُنّا نعرف المنافقین علی عهد رسول الله ما در زمان پیامبر منافقین را به بغض علی علی بن ابی طالب می شناختیم می گوید ما منافقین را از بغضشان نسبت به علی (ع) در دل داشتند می شناختیم از این راحت تر چه طور بگوید . از این راحت تر که یا علی حبک ایمان علی جان دوست داشتن تو ایمان است از این راحت تر چه بگویند چرا دین را سخت می کنید ؟ چرا دین را کریه و بدریخت می کنید ؟

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *