کد: B-1036

کد:B-1011

 

به نام خدا

سخنرانی دکتر محمد اسدی گرمارودی پیرامون دلایل ارادت شیعه به علی(ع):

ولادت با سعادت مولی الموحدین المؤمنین(ع) را پیشگاه فرزند برومندش وجود مقدس امام عصر(عج)تبریک و تحنیت عرض نموده و به همه شما شاد باش میگوییم و امیدواریم خداوند همه ما را در زمره شیعان واقعی و حقیقی متمسکین به ولایت آن بزرگوار قرار بدهد اِنشاءِ…

دیشب به عرض رساندم،عرض ارادت به امیرالمؤمنین(ع)،سرسپردگی و دلباختگی واظهار ارادت نه به این معناست که امیرالمؤمنین(ع) انسانی هستند که از نظر علمی،اخلاقی، نسبت به دیگران چند پله بالاتر و انسان برجسته ای هستند که زیاد عبادت می کردند امتیازاتی دارند که در دوران خلافت ظاهرشان به مردم خیلی خدمت کردند و نشان دادند در چند روز زندگی از نظر کمالات انسانی نسبت به دیگران یک مقدار جلوتر هستند.

نه صحبت در این مقوله نیست،اینها گوشه ای از عظمت ایشان است.

که اگر بخواهیم بزرگی و عظمت ایشان را با توجه به منابع الهی مثل کتب آسمانی نه تنها قرآن بلکه کتب آسمانی و در گفتار معصومین اعم از پیامبر و سایر معصومین و انبیای گذشته و به میزان درک قاصر انسانها تحلیل عقلی بکنم.امیرالمؤمنین شخصی است که اگر عظمت و بزرگی او را به اقیانوسی تشبیه کنیم.این گونه فضایل و بزرگی و کرامات در این عرصه زمین که بروز کرده است یک قطره ای از این دریای عظمت.

همه اینها خلاصه میشود در یک عنوان و آن اینکه صاحب ولایت تامّه الهیه است یعنی ولی الله است اگر معنی ولی الله با توجه به آنچه در منابع شرعی آمده و مقداری که عقل می تواند تحلیل کند مشخص شود بزرگی و عظمت به اندازه فهم ما از این مفهوم الهی مشخص میگردد و اگر این حدیث قدسی که ذات مقدس الهی فرمودند: با توجه به مقام ولایت امیرالمؤمنین ترجمه و تفسیر کنیم تا حدودی مشخص میشود که سرسپردگی ما به امیرالمؤمنین در چه وادی و میدانی است.

خداوند صفاتش را به دو دسته تقسیم میکند:

1- صفات پروردگار درجنبه با فعل آن حضرت است که صفات فعل خداوند است.

2- صفات پروردگار با ذات حضرت است که صفت ذات است.

یعنی اگر ما میگوییم (یاحَیَّ) یکی از صفات و اسامی پروردگار (حَیَّ) است یاحَیّ

آیا این صفت مربوط به فعل خداست؟یا اگر به فرض خدا هیچ فعلی نداشته باشد و در این عالم فقط خدا باشد و خدا اگر به آن دید ما نگاه کنیم این صفت حَیَّ باز برای پروردگار قابل بیان است یا نه؟ بله چون حَیَّ است.

امایک سلسله از صفات پروردگارند تا فعلی از ذات اقدس اله سر نزد هر چند در مقام ذات اله (یعنی جامع جمیع صفات) و آن صفت را واجد است اما نسبت دادن و تحقق خارجیش قابل بیان نیست

خلاقیت یک خلاقیت.یعنی به معنای مبدأیی که قدرت ایجاد دارد.چه بیافریند چه نیافریند. چه خدا فعلی داشته باشد چه نداشته باشد این قادر علی الاطلاق است و قدرت بر خلاقیت دارد.

اما اگر میگوییم خالق بر شخص شما و من و پیامبر امیرالمؤمنین آیا این صفت از صفات پروردگار است پس بگویید ای خالق انبیاءِ وامیرالمؤمنین و انسانها و من.این صفت را کی به خدا نسبت میدهیم؟آنگاهی که گاه را البته من با توجه به این معنا که حتی زمان پدیده است و مخلوق پروردگار فوق زمان هم خدا مخلوق دارد.با توجه به این معانی یک مقدار مسامحه عرض میکنم و مطرح میکنم آنگاه و زمان که خدا پیامبر و علی و من وشما را آفرید این صفت را به خدا نسبت دادیم.خالق پیامبر و علی و من و شما.

اما قدرت خلاقیت حساب دیگری دارد.یکی از اسامی خدا ولی الله است،اِنَّهُ ولی الحمید.در زیارت مقدس آل یاسین توجه به صفت پروردگار زیاد شده از آن دید مقام ولایت پروردگار، آیا صفات پروردگار “خدا ولی است” به معنای قدرت ولایت را دارد یا معنی ولایت به قول اهل فن از آن معقولاتی است که طرف احتیاج دارد تا به او صفت را نسبت دهیم.مثلا می گویند در منطق بحث میکنید پدری فرزندی. آیا معنای پدر را به چه کسی میتوان اطلاق کرد؟لازمه اطلاق پدری به کسی است که قدرت فرزند داشتن داشته باشد و فرزند داشته باشد،که به او پدر بگویید.مقام ولایت و ولی یعنی چه؟ یعنی سرپرست و صاحب اختیار وتحت حمایت و عنان افراد در ید او بودن و تحت حمایت و سرپرستی خود آنها را سوق دادن اگر معنی ولی این است همانطور در صفت(ای خالق انبیا) یعنی قدرت خلاقیت لازمه ذات توست اما تحقق این صفت بعد از ایجاد پیغمبر به شما تعلق میگیرد.بعد از ایجاد پیامبر به شما تعلق میگیرد پس اگر میگوییم با ولی یعنی ای ذاتی که تجلی این صفت شما در رابطه بابندگان و عنان و اختیار بندگان بعد از خلقت را در دست گرفتن و اعلام این مطلب به بندگان ما سرپرست داریم شما ولی احتیاج دارید.اِنَّما ولی کم الله ولی شما خداست.

این یک مقدمه که این صفت ولایت و انتخاب این نام به ذات اقدس اله آیا بعد از خلقت، آفرینش انسان ها و در ارتباط با انسانها به ذات مقدس نسبت داد یا نه.جای تردید نیست ممکن است کمی پیچیده باشد اما با این بیان مختصر رد میشوم تا ادامه آن را عرض کنم که تجلی این صفت پروردگار به صورت کامل و دائم مقام ولی الله در عالم وجود (نه عرض) بلکه عالم وجود است. یک تجلی در عرض است این اعتقاد ماست و این اعتقاد را از قرآن و احادیث و روایات کتب غیر اسلامی و انبیاء و کتب گذشته استخراج کرده ایم دلایل عقلی هم برایش داریم که ولی الله واسطه فیض و تجلی مقام ولایت حضرت حق در ماست که یکایکش پهنای دنیای ماست.

ببینید اگر حقیقت اول مشخص شد که صفت ذات با صفت فعل راما فرق میگذاریم تجلی صفت فعل بعداز فعل خدا در رابطه با مخلوق به خالق نسبت داده میشود.

و این صفت ولایت با تجلی فعل آفرینشی و عنان به دست گرفتن مهم است.

قسمت دوم: خدا نظامی را در این عالم حاکم کرده است و سنتی را در دنیا جریان داده که خود در قرآن می فرماید: سُنَّهَ مَنْ قَدْ أَرْسَلْنا قَبْلَکَ مِنْ رُسُلِنا وَ لا تَجِدُ لِسُنَّتِنا تَحْویلا

(الإسراء(17) : 77)

سنتی را بر عالم حاکم کرده ایم که این سنت و نظام تبدیل و عوض شدنی نیست.

یعنی اگر شما در شأن گوناگون دنیا دقت کنید نظامی که خدا حاکم کرده خدا قانون گذاشته اگر بناست انسان ها در عالم مادی زنده باشند و ادامه موجودیتشان تضمین شود و بتوانند پیش بروند اکسیژن باید به آنها برسد.

شما بیایید آنچه قدرت دارید در عالم بسیج کنید آیا میتوانید این نظام را به هم بزنید؟نه.

یکی دیگر از نظامات پروردگار نظام معنوی حاکم بر عالم است نه این که نه این که نظام مادی است و این یک تجلی کوچک از عالم برتر معنوی است”صورتی در زیر داردآنچه در بالاست”

لذا در عالم معنوی خدا قانون گذاشته که نزول برکت از بالا به پایین و صعود افعال بندگان از پایین به بالا که در اثر صعود افعال عبادی(صعود عابد)به بالا از کانال معینی باید صورت بگیرد آن کانال مقام ولایت الهی در عالم وجود است.عنایت کنید ممکن است کمی پیچیده باشد.

من سعی میکنم در شب ولایت امیر المؤمنین(ع) که شب تجلی ولایت الله در عالم وجود است با توجه به چند روایت و منابع کتب قبل از اسلام ببینیم چه قدر میتوانیم این مطلب را ساده بیان کنیم و به اندازه فهم خودمان برسانیم.

عنایت کنید نظام پروردگار این است که از بالا به پایین و از پایین به بالا،مثلاً وحی چیست؟دستورالعمل های پروردگار و باید و نباید حضرت حق.آنچه لازمه رشد این بشر است در این عالم پس باید از بالا به پایین بیاید.لذا وحی از بالا به پایین می آید: یُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ یَعْرُجُ إِلَیْهِ فی‏ یَوْمٍ کانَ مِقْدارُهُ أَلْفَ سَنَهٍ مِمَّا تَعُدُّون‏ (السجده(32) : 5)

یک تعبیر این است ایه از بالا به پایین دوباره از پایین به بالا که برود در تفسیر آیه شریفه: انّا لله و انّا الیه راجعون. از بالا به پایین آمده که در تکمن و کیفیت وجودی ما از هستی ما یک جنبه روحی است.

وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی وَ ما أُوتیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَلیلا (الإسراء(17) : 85)

من ملک بودم و فردوس برین جایم بود آدم آورده در این دیر خراب آبادم

مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک چند روزی قفسی ساخته ام از بدنم

از آن عالم برتر آمده ام در عالن خاکی از بالا به پایین خدا واسطه گذاشته یا نه؟

گذاشته لذا صریح قرآن که ما قبول داریم و صریح روایات بر مبنای بینش روایتی که ما قبول داریم.تحلیلی عقلی عقلائی که به عدله عقلی متمسک میشوند که از نظر قرآنی وقتی از بالا به پایین می آید واسطه اش مقام نبوت است که از بالا به پایین میرساند می خواهد از پایین به بالا باید پله ها را طی کنی که به آنجا برسی.در سوره زخرف آیه 55و54و53و52 خداوند داستان فرعون و حضرت موسی را و برخی از مردم آن زمان و مردم بنی اسرائیل را بیان میکند از کتاب توحید مرحوم صدوق باب 26 صفحه 168 معانی الاخبار باب 14 صفحه 19 تفسیر امام صادق در ذیل این آیه عنایت کنید.

آمدند خدمت امام صادق (ع) یا بن رسول الله این آیات که بنی اسرائیل غرق شدند و فرعون میگوید تا به آنجا که میگوید:فَلَما اَسَفُنااِن تَقَمنا مِنهم.وقتی آنهارا تأثر وا داشتند. یعنی چه؟

خدا محل حوادث و تغییر نیست که اگر متأثر یا معذب یا آزرده و شاد میشویم این تغییر و تحول مربوط به انسان است. اما خدا که تغییر نمیکند.پس نارضایتی و غضب خدا چیست؟امام صادق می فرماید: خدا متاسف نمیشود مثل ما اما خدا آفریده اولیایی را و فرشتگانی را برای خودش.

لذا وقتی به ابی عبد الله میگویند میکشیمت راهت نمیدهیم تشنه ات میگذاریم در واقع اگر پیغمبر فرمودند دقت کنید چه میگویند:الله مگر خون دارد خونبهایش باشد رضای آنها رضای خدا و سختی آنها به منزله سختی خداست(خَلَقَ أَوْلِیَاءَ لِنَفْسِهِ یَأْسَفُونَ وَ یَرْضَوْنَ وَ هُمْ مَخْلُوقُونَ‏ مُدَبَّرُونَ فَجَعَلَ رِضَاهُمْ لِنَفْسِهِ رِضًى وَ سَخَطَهُمْ لِنَفْسِهِ سَخَطاً) (التوحید (للصدوق)، ص:169)

در ذیل این آیه تفاسیر زیادی اعم از شیعه و سنی مراجعه کرده همه میگویند خدا تغییر نمیکند ما را به تاسف وا داشتند یعنی پیامبرما را به تاسف وا داشتند.

اما در مقام توضیح و تبیین اگر رسول خداست چرا میگویند ما؟امام صادق میفرمایند برای اینکه آنها را قرار داده نشانه ها و دعوت ها و خوانندگان به سوی او یعنی آنها هیچ چیز را برای خودشان نمی خواهند فقط برای خدا میخواهند اگر راضی میشوند برای آنچه خدا می خوا هد راضی میشوند اگر خشمگین می شوند فقط برای خدا متاثر و خشمگین می شوند و نمیپسندند.یعنی آن را برای کمال انسان خواسته است پس آنها اَدِلّا هستند دلیل و راهنمایند پس(قد الک سارو کذلک) ولذا اینگونه شده اند.

امام صادق تفسیر از قرآن را میفرمایند بر(و من اهان لی ولی فقد و لقد بازرنی و دعائی الیها) اگر کسی ولی از اولیا مرا اهانت ادا کند وعده جنگ با من را داده(مگر کسی میتواند با خدا جنگ کند)

آیا خدا نیزه و شمشیر جنگ دارد؟جنگ با خدا یعنی چه؟

یعنی در مقابل آنچه خدا میگه باشه یا من می گم نباشه خدا میگه باشه من میگم نباشه

من از کجا در این عالم میدانم چه چیز باید باشد یا نباشد.

معیاری که برای این باید و نباید و درست و غلط وجود دارد چیست؟ معیار صحیح را ولی الله قرار داده.

هیچ عصری بدون ولی نباشد و اگر تجلی پروردگار خواموش نمیشود امساک فیض میشود باید تجلی داشته باشد آن ولی الگویی است که اگر متاثر شد من خدا متاثر و اگر راضی شد من راضی شدم بقیه بندگان من اگر میخواهند خدایی شوند باید نگاه کنند به ولی من، او الگو و تابلو و مجسمه تمام نمای خشم و رضای خداوند است در این عالم می خواهی ببینی خدا به چه چیز راضی میشود ببین ولی او راضی میشود یا نه.

لذا فرمود(مَنْ أَهَانَ لِی وَلِیّاً فَقَدْ أَرْصَدَ لِمُحَارَبَتِی‏) (الکافی 2 / 351)

داره به من اعلام جنگ میدهد خدا فرموده من یُطع الرسول فقط عطاء الله.

قرآن میگوید مطیع رسول مطیع خداست.

امام صادق آیه مشابه به شاهد آوردند

یعنی کسانی که دست به دست تو دادند و با تو بیعت کردند،با خدا دست دادند و بیعت کردند.

یعنی تو دست خدایی در این عالم دست تو مظهر پذیرش خدا در این عالم است. اگر بناست ما در این عالم این اعتقاد را داشته باشیم که شکل صحیح حرکت کمالی آن گونه است که خدا میپسندد و بندا بیایم الان مقام ولی الله نداشته باشم و می خواهم مقام رضایت خدا را بیان کنم آقا چه دلیلی دارد رضایت خدا را طبق رضایت شخصی خودم تفسیر و توجیه نکنم وتغییر ندهم بارها گفتم باز میگویم تفسیر2 سیوطی در دُرُّ المنثور سیوطی .ابوذر می آمد در کاخ عثمان آیه ابوذر میگفت عثمان تو طبق این آیه مستحق عذابی خلاف این آیه داری عمل میکنی عثمان میگوید نمیشه (واو) اول والذین را برداریم معنا عوض میشه یعنی آنکه خدا گفته باید،من کاری میکنم که نباید بشه کاری کنم که بشه خدا کسانی را ولی قرار داده (خَلَقَ اَولیاءِ لِنفسه) برای تجلی خودش در عالم که اولیاءبیایند امر بر مردم اتمام حجت بشود.

یک یا دو روایت از پیامبر در این زمینه که امیر المؤمنین(ع) مظهر تمام عیار خشم خدا و رضای خدا پذیرش عدم خدا پرستی در این عالم.

علی چه چیزی را میپسندد و چه چیزی را نمیپسندد. اوتجلی خدا در این عالم است.

کتاب مسند احمد روایت از رئیس حنابله برای اولین بار در دوره بحث کردن من است بعضی روایات را جرأت نمیکنم همه جا بیان کنم چون از خود روایت است که میفرماید برخی از روایات را همه جا بیان نکنید بعضی از اسرار ما را همه جا هویدا نکنید.

مسند احمد حنبل شب ولایت حضرت علی است نمیتوانم خودم را کنترل کنم این ابن ابی الحدید معتزلی شرح نهج البلاغه جلد9 صفحه 168 و مرحوم علامه مجلسی جلد بحار 35 صفحه 315 نقل کرده که پیامبر فرموده به خدایی که جان من در دست اوست اگر نبود طائفه ای در امت من راجب تو یا علی چیزهایی میگفتند همان گونه که انصار درباره عیسی بن مریم میگفتند عجب ولادتش شگفت انگیز بود.گفتند عیسی پسر خداست نه خود خدا علو کردند.

پیامبر میفرماید میترسم بگویم… اگر بگویم چیزی راجب تو یا علی که کسی از مسلمین را نبینی که خاک کف پای تو را هر جا که تو را ببینند سرمه توتیای چشم خود کنند و سرمه کنند.پیامبر میفرماید میترسم بگم به خدا…

ابن مسعود میگوید آمدم پیش پیامبر دعا کردم دیشب تا به صبح که خدا تمام حق را به من نشان بدهد به من بگو که حق چیست؟پرده را کنار زدم گفتند نگاه کن دیدم پشت آن علی در حال سجده میگوید خدایا به حق برترین بنده ات پیامبر خدا چنین و چنان کن(دعا میکرد) رفتم پیش علی(ع) گفتم آقا چنین شده ولی پیامبر به من پرده نشان داده و دعا کردم خدایا حق را به من نشان بده علی(ع) گفتند پرده را کنار بزن دیدم پیامبر خدا رد حال سجده که دعا میکردند خدایا به حق بهترین بنده ات علی چنین و چنان کن چیه قضیه یعنی آنها که از آن دید نگاه میکنند ما می گوییم علی سجده طولانی داشته خیلی بالاتر از این حرف هاست.

عبدالملک مروان در رکوع سوره بقره میخواند.

پیامبر میگه میترسم. امتم دور ور دارد نگفتی یا رسوالله نگفتی یا رسول الله شما ترسیدی نگفتی آنقدر بعد از شما به علی سخت گرفتند.در یک میز گرد فرهنگی نشستی داشتیم با آقا زاده آقای علامه امینی در سفر با ایشان یک سوال کرد چهار علامه آنقدر گریه می کردند وقتی فضائل حضرت علی را می گفتند در مجلس آقا علامه پرسیدند اگر طول عمری بخواهم برای چیست؟شاگردان هر کدام چیزی گفتند.عده ای الغدیر را تکمیل کنید یا به تحقیقات یا به چیزهای دیگر.

ایشان فرمودند طول عمر برای مظلومیت علی و آل علی گریه کنم. چیه قضیه چی بگم اجزا زبانم نمی گردد.شاید امشب فقط برای شما از منابع تاریخی دست اول اختصاص بدم آنقدر علی با این عظمت در پهنای عرض مظلوم واقع شده که فلانی در حضور جمع مرتب به سر علی زد،زبانم بریده باد می خواهم بدانید.آدم آتش میگیرد این علی که پیامبر میگه میترسم بگم.آنقدر بر عله او جو سازی کردند،شب عید ناراحتتون هم میکنم.

گفت کنار بستر زهرا نشسته بود فاطمه سرش را بالا آورد گفت راسته علی جان وقتی میری مردم سلامت نمیکنند؟گفت فاطمه جان نه تنها نه تنها سلام نمیکنند حتی جواب سلام من را هم نمیدهند.

اما یا رسول الله با این همه…

سلمانی بود میثم تمارهایی بودند ابوذر و مقداد،حجربن عدی ،عمار یاسرهایی بودند که باسر های بریده بربالای نخله ی خرما ناد علی سر دادند.

تا امروز ما از کتاب احمد حنبل این حدیث را دربیاوریم که پیامبر بگه علی میترسم بگم تو کی هستی!

ابن ابی حدید جلد9صفحه168حدیث را برای اولین بار پیامبر فرمودند.

هر کس دوست دارد و این طور می خواهد زندگی کند که من زندگی میکرد (ای وای مگه میشه)من میرم پزشکی میگه اگر میخواهی مثل من سالم و شاداب و ورزشکار باشی باید این کار را بکنی.حیاتی که پیغمبر دارد از آن حیات قابل تصور نیست.

حیاتی که قرآن میگوید بعضی ها خوب زندگی میکنند و خوب میمیرند و کسی میخواهد دعا میکنم خدا با حیات و مرگ زندگی خدا پسندانه.

حضرت زهرا در خطبه فدک که مردم را مخاطب قرار دادند وفریاد زدند آیه قرآن را که نکند بمیرید و مسلمان نباشید.

مگه میشه آدم مسلمان نمیره؟بله هواپیما7ساعت پرواز میکند دقیقه آخر مانده به مقصد سقوط می کند و دچار سانحه میشود،طلحه و زبیر عمری از علی دم زدند و لحظه آخر راهشون جدا شد و لغزیدند.

پیامبر می فرمایند:پس باید به ولایت علی (ع) چنگ بزنید ولایت در این عالم یعنی تجلی این صفت والای الهی ولایت الهی در این عالم در یک فرد به عنوان ولی الله.

نگاه به ولی الله…

پیامبر فرمودند:یک بهشتی به شما نشان میدهم امروز به شما،در مدینه به یک نفر اشاره کرد.گفتند این آدم بهشتی است،اصحاب گفتند این یهودی است.یکی از اصحاب گفت پیامبر حتما دلیلی دارد و او را زیر نظر گرفتند یهودی هر روز گوشه ای می ایستاد و حرکت میکرد،می ایستاد و حرکت میکرد. از او پرسیدند چرا این کار را میکنی؟گفت آخه اینجا آقایی است که من او را خیلی دوست دارم(علی(ع)) از این جا که هر روز رد میشود من می ایستم و او را نگاه میکنم.و در آخر هم شیعه شد با او رابطه قلبی داشت.پیامبر فرمودند که اگر می خواهی آنطور که من زندگی مردم زندگی کنی ببینید علی(ع) کیست.و نظر به علی کردند.

در روایات آمده مادر چهره عالم نظر کند عبادت منظور اینه که که رفتار آنها را ببینید و ادامه دهید.

بله نگاه به علی عبادت است یعنی چه؟

اگر نمیتونی دعا بخونی هر چه بیشتر نگاه کنی خیره تر میشوی من همین کار را تجربه کردم.

از اقشار مختلف می خواهد خداحافظی کند تا4تا سنگ هی برمی گردد 2قدم میرود زمین را میبوسد خداوند جاذبه ای گذاشته که چهره ملکوتی امیر المومنین عبادت است.

وکسانی که از لابه لای کاغذهایی در و.صف علی دیدند من نمیدانم خداوند چه جاذبه ای قرار داده.هر چه میخونید سیر نمیشید و هر چه حرف میزنه بحث کند سیر نمی شود.

لذا پیامبر میگه ذکر علی عبادت است رازش را خدا قرار داده است.میخواهید با خدا دعوا کنید؟مناقب خوارزمی از منابع اهل سنت:پیغمبر فرمود:صراط پل است یا راه ومسیری که به وسیله پل به مقصد میرسد(پل صراط را میگوید)در مسیر دنیا راهی که شمارا دچار بدبختی نکند صراط علی است.

در تاریخ چقدر اشتباهات کی باید بکن و نکن و باید و نباید هار ا پس باید بگوییم اگر خدایی هست خدا بگه. خدا انبیاءِ فرستاده چه کردند در نبود و حتی بودنشان .و حتی در بودنشان خدا میگه نظامی که قرار دادم فیض از بالا به پایین قرار دادم کسانی که از پایین به بالا می خواهند نباید از طرف من کوتاهی بشه لذا من همیشه ولی الله قرار میدهم خواست و خوشنودی من تجلی خواست و خشم و رضایت من ولی است پس علی صراط است.

خورشید مال امروزه دوره ماست مال دیروز یا اینکه خورشید مال همیشه است مقام ولایت مال فقط من یا شما نیست مال کائناته حالا نمونه هایی را میگویم البته فرازی را در شب21 رمضان گفتم رفقای دانشجو.2 رمضان هم در مسجد دانشگاه گفتم.

اگر برای خورشید شاعر قبل از اسلام مدح کرده تعجب می کنید؟خورشید ولایت و مقام ولی الله به چه صورت است.به عنوان نمونه سریع رد میشوم انجیل غزل الغزات چاپ لندن1800 میلادی باب 5 آیه1تا10.این قسمت در انجیل فعلی موجود نیست.

این قسمت راجع به پیامبر نوشته او (آخرین پیامبر میآید)میگوید او دوست من به زبان عبری گوناگون ایلیا(که زبان ما علی است در بسیاری از کتب فعلی مذاهب گوناگونی کلمه ایلیا آمده انجیل فعلی هم هست.مفسرین از کتب مذهبی مسیحیان آمده اند بگویند ایلیا یا ایلی الله است که به زبان عبری و ایرانی ایلیا ایلی اما زبان شناسان می گویندالعد به این جور در نمی آید من جمله آقای گالیدون یکی از کشیشان معروف مسیحی است کتابی دارد:

A notebook on old and news comment school of beybeel

در باره لغت beybee قدیمی لغات جدید و قدیم را بررسی کرده و توضیحی داره که متن انگلیسی را رد میشم.

میگه من به عنوان زبان شناس عِبری وعالم مسیحی باید اعتراف کنم که هیچگاه در زبان اِبری البته به صورت ایلی یا ایلیا نمی آید معنای دیگری دارد باید دنبالش رفت(نمیگه علی است)

در انجیل فعلی جمله ای است که حضرت مسیح من میرم نگران نباشید فارقیلیطا میآید در عربی فارقیلیطا(فارسی ترجمه شده به مژده دهنده و مژده بخش)

کتابی است به نامه آنت به نام آنیس الاَعَلام 7 جلد نویسنده اش یکی از برجستگان و علمای مسیحی،برگشته مسلمان شده 7 جلد نوشته معاصر ناصرالدین شاه بود.

در مورد مقدمه کتاب میگه در ارومیه به دنیا آمدم پدرم کشیش بود زیر نظر پاپ اعظم مراحل خاص دوره مسیحیت و منطقه خاص در ارومیه تعلیم دیدم.روزی استادم مریض شد درس که تمام شد من به منزل ایشان رفتم برای عیادت ایشان رسیدم.چرا نیامدید؟گفت مریض بودم گفت چه کردید؟گفتم:انجیل می خواندیم گفتم رسیدیم به کلمه فارقیلیطا. استاد گریه کرد،گفتم چی شد؟گفت چه معنی کردید؟گفتم هیچ در این کلمه ماندیم.گفت قول میدهی این راز را تا من زنده ام به کسی نگویی؟که من در خطر قرار میگیرم.گفتم بله.گفت:گفت برو موجودیی قفسه مخصوص،کتاب قاموس مقدس را بیاور.گفت باز کن کلمه فارقیلیطا را بیاور کی کلمه عبری است که به عربی میشود احمد مصطفی(ص) او دوست من پیامبر اسلام است.

اِخوان الله مشقی پیشوای مذهبی مسیحی در قاهره بوده وکلیسایی در آن منطقه برای مردم داشت مجله الهِرَمَ عربی قاهره نقل میکند که نسخه ای از زبور پیش این کشیش بود به ما نشان داد بعد این نسخه را مخفی کرد.این تنها چیزهایی است که باقی مانده.

از مجله نقل میکند فرازی از مناجات حضرت دادوود با خدای خود بیان میکند.

ترجمه اش:اطاعت از آن بزرگوار که علی نام دارد واجب است.و فرمانبرداری از او همه کارهای دین و دنیا را اصلاح می کند،آن شخصیت بزرگوار را حداز نیز میگویند(حیدر) او دستگیر و مددکار بی کسان(مشکل گشا) شیرشیران(اسد الله)باشد نیرو و قدرتش بسیار(ید الله) ودر کعابا خواهد بود ولادت وتولدش در کعبه است،بر همه واجب است که دامن آن بزگوار را بگیرند و همانند غلام حل به گوش اطاعتش کنند.می گوید من این نوشته را در کتاب انجیل دیدم که زبور اضافه شده بعد ها حذف کردم.مجله لست که در دهلی چاپ میشود شبیه این مجله با کیفیت دیگری در لندن چاپ می شود که من نسخه لندن آن به زبان انگلیسی قسمتی برای شما عرض میکنم.سال 1916 در جنگ جهانی اول عده ای از سربازان انگلیسی در چند کیلومتری بیت المقدس در دهکده کوچکی به نام آلفرا لوح نقره ای پیدا کردند.که با حروف طلایی چیز هایی رویش نوشته شده است آن را نزد فرماند خود(مینجرای گریندل)بردن او به بالا دست و به بالاتر رساندن تا به رئیس ارتش بریتانیا،لیفتونالت رسید و گلدستون که یکی از بزرگان و سران ارتش بیریتانی بود آنها به کمک نایت به باستان شناسان بریتانیا دادند و به کمک باستان شناسان فرانسه،انگلیس،آمریکا و آلمان و سایر کشور های اروپایی مطالعات مفصلی روی این لوح که در حوالی بیت المقدس بدست آمده مطالعه صورت گرفت.حاصل مطاله 3ژانویه1920 میلادی معلوم شد به اتفاق گفتند این به زبان عِبری و لوح مربوط به حضرت سلیمان بوده که زیرخاک بوده است.

در آن نوشته شده است:

اَحَد عیلی بها طول حاسم حاسین یا هاتا اَحمَد

ای احمد بفرما درس ای بطول تو رحمت فرما ای حسین خوشی بخش ای علی مرا مدد فرما ای حسن کرم فرما.

این سلیمان توکل به این پنج بزرگوار استغاثه و علی قدرت الله است. اعضا کمیته چون بر این مضمون این لوح و نوشته اطلاع پیدا کرده با دیده ی تعجب به هم نگاه کردند اُسخف اعظم انگلستان بورد بیسهوف1920میلادی گفت اینو مخفی کنید فقط چون به این عنوان که آثار باستانی باید در موزه مخفی و در اتاقی که هیچ کس آن را نبیند.

دو دانشمندی که در شناخت این لوح مطالعه میکردند و زبان شناس بودند به نام ویلیام و تایمز هر دو اعتراف کردند که حق با اسلام است و مسلمان شدند به نام های کرم حسین و فضل حسین گذاشتند و اینها قضیه را رو کردند و در مجله ای در لندن و هند چاپ شد.

مسلم کرانیکل لندن30 دسامبر1926 میلادی اصل قضیه را رو کرد. این نسخه مجله هم موجود است.

کتاب مذهبی هندو ها شریکس شن چی هندو ها عده زیادی خیلی هم در هند تعصب مذهبی دارند از نظر آن ها پیغمبر است آنها معتقداند 30قرن قبل از میلاد مسیح بوده کتاب مذهبی او کتاب مذهبی هندو ها به زبان سانسکیریت قدیمی این را می آورد.

فراض هایی از این کتاب ها را در زبان سانسکیریت قدیم به عنوان مناجات در معابد می خوانند. فراضی از آن رساله کنلوشن نبی چین و نپتن رامن صفحه72 نوشته انتشارات سامی استایلر دهلی 1932میلادی متن سانسکریت قدیم هم هست.

کتاب موجودات در معبد بروید و ببینید.

ترجمه آن: ای خدای بزرگ جهان و روح عظیم هستی تو را به ذات پاک خودت سوگند میدهم و به آن کسی که باعث ایجاد زمین و آسمان شده،حبیب تو و هم نام توست.

و به آن کسی که عزیز توست به نام آهلی به سانسکیریت ایلیا به ایرانی و علی عربی است.آهلی است و نزدیک سنگ سیاه(حجر الاسود)در بزرگ ترین پرستشگاه جهان جلوگر خواهد شد تجلی پرستشگاه (کعبه)(بیت الحرام)عرض حال مرا بشنوید و اَهرِمنان دروغگویان را نابود ساز و راستان را پیروز فرما ای خدای ایلیا ای ایلیا ای ایلیا،آهلی(توضیح میدهد که شما اگر می خواهید به سانسکریت قدیم مراجعه کنید درست معادل ایلیای ایرانی و علی عربی)ماهاتما بد پیامبر همو دو 623قبل از میلاد مسیح توجه نام اصلی او سالکی مینی گوتوم بوده که بعد خودشان را بدهِه نامید به زبن هندی آسان ضمیر روشن است.باطن را خدا نورانی کرد یعنی من ضمیر روشن شده.

لذا هندو او را به پیغمبری قبول کرد.درکتابی کدالان به عنوان کتاب مذهبی ماهاتما بدهبه در دست فرقه ای از هندو ها ست و آن ها هم مثل بلا تشویش ما احترام و مقدس می شمارند.

فرازی از این کتاب را برایتان میگویم ماهاتما بدهه میگه در عالم مناجات در رازو نیاز با خدا بودند حقیقتی برای من تجلی کرد.حالا ممکنه بعضی ها میگن مگه اینها حق بودند که تجلی حق داشتند؟ببینید بنت خرد را خبر نداریم شاید واقعا دسترسی به حق نداشته،یعنی حق را نمی شناخته623قبل از میلاد.

دموته آدام با باطن،صافی بوده،عبادت می کرده،خدا به باطنش تابانده یا نه از باب اینکه خداوند اجر زحمتش را ضایع نمیکند ریاضت کشید.

در عالم نماجات اینگونه به من تجلی کرد:روح بسیار بزرگی به من مبارکباد گفت،در عالم ارواح به من تبریک گفت که از آلودگی ها نجات پیدا کردی،چنین بشارتم داد که عبادت و بندگی تو پذیرفته و ثمر بخش است.خیلی جالب با روایات ما تطبیق کرده گفت برو به ذکر و نام من مشغول شو و تا هر چه می خواهی برایت میسر میشود.گفتم نام تو چیست؟گفت نام من عالیا است و ملاقات با من نزد دیوار شکافته شده در جای بسیار پاک و مقدس کعابا به صورت یک بچه خواهد بود.

آقا دست ولایت داره اعمال قدرت میکنه تجلی حق را در این جهان،تا فردا بعد از ظهور امام زمان(ع) کسی بهانه ای نداشته که نفهمیدم.کتاب موجود هندو ها را ببینید ماهاتما بدهه در میان هندو مثل پیغمبر در میان ما مسلمانان احترام دارد و کلی فرد مرید دارد623 قبل از میلاد بوده خودشون میگن قبل از میلاد بروید از یک محقق در هند بپرسید و بگویید به پیامبر آنها یک روح بزرگی آمد و گفت نام من عالیا است کی میتونه در کعبه به دنیا آمده باشد به صورت بچه باشد. یک شعاع کوچک خم تحت عنوان فاطیما که در تلویزیون ایران هم چیزایی به ما نشان دادند از درو دیوار یک چیزایی به دست ولایت داره نفوذ میکند اینها ساده نیست.

یک تکه دیگه براتون بگم،همین ماهاتما بدهه در فراز دیگری از کتابش می گه این قسمت از 1927میگه باز چاپ دهلی وقتی مشکلات بر من غلبه پیدا کند من اینجور مناجات می کنم روح بزرگ به من یاد داده:

ای مطلوب طالبان و ای عزیز عزیزان و ای عالیا ای پیروز شونده بر همه بیا و جلوه خود را نشان داد و مرا یاری فرما ای شیر خدا(اسدالله) دنیا می خواهند مرا بخورند تورا سوگند میدهم به آن کسی که تو دست به بازویش هستی (ید الله)بروید کتاب ماهاتمابدهه را بحث مناجات در شدائد را ببینید.

و به آن کسی که نیرو و قدرتش در توست مشکل مرا بگشا تو نامی داری که نام خداست بیا که نظر به چهره تو افکندن برابر1000عبادت است زیرا تو چهره خداوند متعال هستی،ای محبوب من تو همه چیز هستی و من در صورت عدم ارتباط با تو هیچ چیز نیستم.عجیبه؟تو همه چیز را میبینی و از حال ما و همه آگهی تو رنج و مشقت مرا میدانی و میتوانی آن را برطرف کنی ای عالیا.

ای دعا را در مشکلات میکنه.

ماهاتما شاگردی دارد که مثل ما که علی را برای پیامبر چگونه میدانیم آنها این شاگرد را این گونه میدانند. اسمش آننِتا هنگامی که ماهاتما می خواهد از دنیا برود میگوید به آننتا: آنت عزیز اندوهناک مباش اشک نریز من کراراً بهت گفتم که به واسطه مرگ دوست داشتنی های دنیا ترک گفتن و از همه چیز دنیا جدا شدن جز سرشت انسانها است.اگر من اکنون از این جهان میروم یک امر شگفت انگیز و حرف تازه نیست آنت سخنان را خوب در خاطر بسپار تنها من برای هدایت بشر به دنیا نیامده ام و خاتم سلسله نبوت نیستم زمانی خواهد آمد که شخص دیگری به نبوت مبعوث گردد و نور خدا باشد و از حکمت خدا برخوردار،و نیکبخت و خوش طالع بود اسرار هستی را میداند رهنما و مصلح بی همتا ی بشر و آموزگار انس و جن خواهد بود و او بسیار مهربان و برای همه رحمت باشد (رحمت اللعالمین) و به همین بام پاک مروف خواهد بود.

چون آننتا در باره ی آن پیامبر توضیح بیشتری خواست که کیه؟بیشتربرام بگو کسی است که پیامبری بدو ختم خواهد شد او را بر سراتاج 5پهلو است.(تفسیر در المنثور سیوطی ذیل آیه حضرت آدم که با خدا مناجات کرد و خدا توبه اش را پذیرفت وقتی آدم وارد بهشت شد دید آن جا نوری ساطع است پرسید این نور چیست؟جبرئیل گفت نزدیکتر بیا.دید یک سری است تاجی به سر دارد دو گوشواره به گوش و یک گردنبند به گردن،از این سر نور ساطع میشد این در کتاب سیوطی با مختصر تغییری.ماهاتما دار مکاشفه را بیان میکند آدم پرسید این سر کیست جبرئیل؟گفت زهرا سلام الله علیها گفت تاج سرش پدرش پیغمبر خداست.در فیلم بانوی تاج به سر تجلی که در عالم صورت گرفته با این تاج تجلی میکند گردنبندش شوهرش علی است و دو گوشواره حسن و حسینواین که د رروایات ماست .

ماهاتما 623قبل از میلاد میگه تاج 5 پهلو باشد که مانند خورشید و ماه بدرخشد و نام الماس بزرگ آن عالیا است که به زبان سانسکیریت قدیم ایلیا ی ایرانی و علی عربی است.

علی جان از در و دیوار تجلی تو هویدا است تو را به فاطمه زهرا قسم در این شب عیدی مارا روشنی قلبمان برای پذیرش این مقام ولایی ولایت تو که سوختن در مسیر تو و جانفشانی و حرکت و ادامه و مداومت در این راه پیشه گرفتن قرار بده و ما راتوفیق زیارت درک زمان حضور آن ولی الله اعظم که بقیه الله در عالم وجود است و تجلی علی در این عالم در این دوره وجود بقیهالله توفیقش را به مت عطا بفرما.

بعد مثل اینکه ماهاتما شروع کرد روضه خوانی هم بکنه.ماهاتما میگه به یاد داشته باش که آن انسان های پاک در ابتدا آفریده شده اند ولی هنوز به ظاهر شدنشان بسیار مانده است.این ها بحث هایی مفصل دارد.ستمکاران دردانه های وی را فرزندانش را بسی زان و آزار رساندند آیا ماهاتما همسرش را هم توجه کرده در این مکاشفه یا این توجه را نداشته و برای ریشه کن کردن آنها چیزی فرو گذار نکنند و دست به هر عمل ضد انسانی بزنند.ماهاتما برای بچه علی با شاگردش گریه می کنند و در نهج البلاغه خطبه 62 ا از ستم به فرزندان گفته.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *