و خدا کند نماند کسی به انتظار عزیزی

و خدا کند نماند کسی به انتظار عزیزی

 

چه زیباست به انتظار رویتان بودن در اوج جبر زمان
و چه زیباست که در انتهای تمام بیم ها و امیدهای عالم، چشم به آمدنت بدوزیم و دل به حضورت بسپاریم و مصداق آیه “انتظرو انا منتظرون” باشیم.
و چه زیباست دل های گره خورده و زبان های ندبه گو و قدم های خیز برداشته برای مهیا کردن ظهور و حضورتان …..
پدر و آقا و مقتدای ما
روزگاری صبر بر انتظارتان، دلمان را قرص و محکم به دولت تان می کرد، اما هر روز که از دوران این صبر می گذرد، کاممان تلخ تر از تلخ می شود به سبب نبودتان…نبود خودمان، نبود معرفتمان به آمدنت، نبود و نبود تنها 313 یاری دهنده ی فنا شده در وجودتان …
مولای ما
گویی در نبودت مرده ایم و همه ی آن صبر و انتظار و محنت را با خود بردیم به نیستی خود.
آری ما بی تو نیستیم… که هست ما به بود تو و به دست گره گشای تو گره خورده.
مولای من
برس به فریادمان که اینچنین در نبودت، هیچ را معنا کرده ایم و بی ولایتت همانند مادران فرزند گم شده، پریشان و سرگردانیم.
ای عزیزتر از جانمان
سال ها از عمرمان گذشت، بدون یادت و آنگاه چشم گشودیم و دیدیم که بی توییم و تمام مظلومان عالم در خون خود غلتیده بودند و تمام مادران فرزند تقدیم یار کرده، چشمشان را به جهانی که این ظلم را به آنها روا داشت بسته اند، به امید آنکه به دیدار هر دو، یار و فرزند، یکجا نایل شوند …
آن روز تنها داشته ی خود را در در طبق اخلاص گذاشتند و فرزندان خود را راهی میدان نبرد با مستکبران زمانه و شیاطین انسان نما کردند، تا عرصه ظهور را برای قدومت فراهم کنند، عاشقانه جان دادند به امید که روزی شاهد اهتزاز پرچم عدل و داد در جهان باشند.
و خداکند که نماند کسی به انتظار عزیزی
مرضیه ولی حصاری

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *