وجه تسمیه و علت شهادت بی بی دو عالم (مجلس چهارم)

22

 

«بسم الله الرحمن الرحیم» کد:1407

«صلی الله علیک یا فاطمه الزهرا»

مجموعه نمایشگاهی « قطره ای از دریای معرفت فاطمی »

وجه تسمیه و علت شهادت بی بی دو عالم(مجلس چهارم) (متن سخنرانی)

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها بعدد ما احاط به علمک و العن اعدائهم اجمعین بعدد ما احاط به علمک اللهم العن الجبت و الطاغوت و النعثل برحمتک یا ارحم الراحمین.

اللهم کن لولیک الحجه ابن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعه و فی کل الساعه ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا.

عرض تسلیت داریم به مناسبت ایام شهادت بی بی دو عالم حضرت زهرا«سلام الله علیها» خدمت وجود مقدس امام عصر «علیه السلام» همچنین امیدواریم که این مجالس عزاداری باب معرفتی باشد به ساحت مقدس آن حضرت.

ایشان صدیقه کبری هستند و به معرفتشان پیامبران و امتهای پیشین قرار و استمرار یافته اند. وجود مقدس حضرت محمد مصطفی «صلی الله علیه وآله » می فرمایند. ” وهی الصدیقه الکبری وعلی معرفتها دارت القرون الاولی”[1]

یعنی نبوت هیچ پیامبری به کمال نرسید مگر اینکه به فضل و دوستی او اقرار کرد. مقصود از قرون نخستین دوران زندگی تمام پیامبران و اوصیاء و امتهای آنان از حضرت آدم تا حضرت خاتم الانبیاء «صلوات الله علیهم اجمعین » است. انشاءالله خدای متعال به واسطه این مجالس باب معرفت آن حضرت را برای ما باز بفرماید؛ صلوات .

در مجالس گذشته خدمتتان عرض شد که امام صادق «علیه السلام » در حدیثی نه اسم برای آن حضرت بیان فرمودند. فاطمه؛ زهرا؛ صدیقه ؛ مبارکه ؛ طاهره ؛ زکیه ؛ محدثه راضیه و مرضیه .

در این مجلس راجع به دو اسم راضیه و مرضیه توضیح کوتاهی خدمتتان عرض می شود. راضیه و مرضیه در واقع دو مقام از مقامهایی است که حضرت زهرا «سلام الله علیها » در پیشگاه خدای متعال دارند.

راضیه اسم فاعل است. به معنای راضی بودن و راضی شدن و مرضیه اسم مفعول است. یعنی کسی که از او راضی هستند و مورد رضایت واقع شده است. مقدم بودن راضیه بر مرضیه یکی به این معناست که اگر ما در زندگی از خدای متعال برای آنچه که مقدر کرده است و برایمان قرار داده است راضی باشیم و با احساس رضایت و شکر زندگی کنیم؛ شکری که شیرینی آن تمام وجود و زندگیمان را فرا بگیرد؛ می توانیم آنگونه شویم که خدای متعال از ما راضی شود.

راضیه بودن حضرت زهرا«سلام الله علیها» به این معناست که ایشان از تلخیهای دنیا، رنج، زحمت، مصائب و دشواریهای آن، که برایش مقدر شده بود، راضی و خشنود بود. روزی پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله وسلم » به خانه حضرت زهرا وارد شد؛ در حالی که دستاس می کرد و عبایی از جهاز شتر بر دوش انداخته بود؛ چشم حضرت که به او افتاد فرمود: ای فاطمه : شتاب کن و تلخی دنیا را برای نعمتهای فردای آخرت بچش! آنگاه خداوند این آیه را نازل فرمود:”ولسوف یعطیک ربک فترضی “[2]

اطلاق نام راضیه بر آن حضرت به خاطر رضایت او از خدا ورسولش بوده است. در آن هنگام که نزد حضرت رسول رفته وخادمه ای از ایشان طلبیدند وبه پیامبر فرمودند: تحمل سختیهای کار منزل از طاقتم فزون شده است. پس پیامبر «صلی الله علیه واله وسلم» به او تسبیحات حضرت زهرا را آموزش داد و او را به ثواب آن بشارت داد. فاطمه «سلام الله علیها» سه بار فرمود: از خدا و رسولش راضی هستم و به منزل برگشت و گفت : از پدرم خیر دنیا را خواستم؛ حضرت خیر آخرت را به من داد.

همچنین ممکن است اطلاق نام راضیه بر آن حضرت به خاطر رضایت آن حضرت از خداوند نسبت به قرب و منزلت و طهارت طینت و دیگر مراتب والای دنیوی و برزخی و اخروی و جاه ومقام و نعمتها و شرف و افتخاری که نصیبش می فرماید؛ و یا به خاطر رضایت او از خداوند باشد در اینکه شفاعت بزرگ را به دست او سپرده و از قاتلان فرزندش در دنیا و آخرت انتقام می گیرد.

حضرت فاطمه، مرضیه است؛ بدان جهت که تمام کارهایش نزد خدا و رسول پسندیده است. بنابراین آیه شریف” رضی الله عنهم ورضوا عنه” آیه ای است که در شان او نازل شده و فرمایش خداوند که فرمود: “ارجعی الی ربک راضیه مرضیه” از شخصیت والای او سخن گفته است.[3]

باز در حدیثی دیگر داریم که سلمان می گوید: فاطمه نشسته بود و در پیش رویش آسیابی بود که جو را دستاس می کرد. چوب محور آسیاب خونی شده بود و حسین «علیه السلام » در گوشه ای از خانه چهره اش از گرسنگی دگرگون گردیده بود. گفتم : ای دختر رسول خدا خسته شده اید؛ بس است. دیگر شما کار نکنید. فضه هم که اینجاست و می تواند به شما کمک کند.پاسخ داد: پیامبر اکرم مرا سفارش کرد که یک روز کارها بر عهده او باشد و یک روز بر عهده من. دیروز کارها بر عهده او بود و امروز نوبت من است.

پس حضرت زهرا«سلام الله علیها» در مقامی هستند که هم از خدای متعال و رسولش راضی می باشند و هم خدا ورسولش از ایشان راضی اند. مقامی که در سیر و سلوک الهی بالاترین مقام است که این مقام ؛ مقام رضاست.

اما محور دوم بحث که علت شهادت حضرت زهرا«سلام الله علیها» ست. در این مجلس به یکی از ظلمهای بزرگی که به آن حضرت رفت اشاره می کنیم . این ظلم مسئله غصب فدک بوسیله غاصبین حکومت و ولایت امیرالمومنین «علیه السلام» بود. غاصبین ؛ امیرالمومنین «علیه السلام» و حضرت زهرا «سلام الله علیها» را با غصب فدک مورد تهاجم قرار دادند.فدک تنها یک باغ آباد نبود .بلکه فدک نام پرونده همه امکانات مالی غصب شده اهل بیت «علیهم السلام » بود. لازم می بینم توضیحاتی در این باب خدمتتان عرض کنم .

فدک سرزمینی آباد در سراشیبی خیبر بود که چشمه پر آب و قلعه ای داشت و نخلستانهایش از خیبر بیشتر بود. ساکنان آن، عده ای از یهود بودند که با اهل خیبر در ارتباط بودند و رئیس آنان مردی به نام یوشع بن نون بود. نام این سرزمین هم به اسم فدک بن هام، برمی گردد و او اول کسی است که در آنجا سکونت یافته است. این باغها در شمال مدینه واقع شده بود و هم اکنون نیز باقی است.

ارتباط فدک با اسلام از آنجا آغاز شد که پس از فتح خیبر در سال هفتم هجرت وحدود چهار سال قبل از رحلت پیامبر جبرئیل نازل شد و دستور فتح فدک توسط شخص پیامبر و امیرالمومنین را آورد. آن دو بزرگوار اسلحه لازم را برداشتند و اسبهای خود را آماده کردند و در تاریکی شب حرکت کردند تا به سرزمین فدک رسیدند و کنار قلعه آن آمدند. پیامبر فرمود: یا علی تو بر دوش من بالا می روی یا من بر دوش تو بالا روم؟ امیرالمومنین عرض کرد یا رسول الله من شما را بر دوش خود می گیرم. حضرت فرمود: یا علی، ولی من تو را بر دوش می گیرم چرا که من طاقت تو را دارم، ولی تو طاقت مرا نداری. امیرالمومنین بر کتف پیامبر قرار گرفت وسپس حضرت برخاست و او را با خود بلند کرد و با معجزه الهی امیرالمومنین از دیوار قلعه فدک بالا رفت در حالی که شمشیر پیامبر همراهش بود. آنگاه بر فراز دیوار رو به اهل قلعه اذان گفت و صدای تکبیر بلند نمود. مردم قلعه فدک غافلگیر شده بودند و گمان می کردند سربازان مسلمین بر فراز قلعه هستند؛ فرار کنان رو بسوی درب قلعه نهادند و آن را باز کردند و از آن خارج شدند تا در زمینهای بیرون قلعه پراکنده شوند.

پیامبر که بیرون قلعه منتظر بود در مقابل آنان قرار گرفت و امیرالمومنین هم از دیوار قلعه پایین آمد و با آنان درگیر شدند و هیجده نفراز بزرگان آنان را کشتند وبقیه تسلیم شدند. پیامبر خود و فرزندان آنان را اسیر نمود وغنائم را همراه آنان به مدینه آورد. آنان ازپیامبر درخواست کردند خودشان را آزاد کند و اموال را به تناسب نصف با آنان مصالحه کند. حضرت هم امیرالمومنین رافرستاد و باضمانت حفظ خونشان با آنان مصالحه کرد که طبق بعضی روایات قرار بر این شد؛ هر کس از اهل فدک مسلمان شود خمس اموال او را بگیرد و هر کس بر دین خود باقی ماند همه اموالش را بگیرد.

بنا بر بعضی روایات اجمالا آمده است که پس از فتح خیبر مردم فدک ترسیدند و خود نزد پیامبر آمدند و از حضرت خواستند تا با حفظ جانشان آن طور که می خواهد با آنان مصالحه کند و حضرت هم طبق آنچه ذکر شد با آنان رفتار کرد. بنابر هردو روایت که قابل جمع هم هستند سرزمین فدک بدون لشکر کشی مسلمین وبدون کوچکترین دخالت آنان فتح شد.

طبق آیه صریح قرآن سرزمینهایی که بدون لشکر کشی مسلمین فتح شود حتی اگر اهل آنجا خودشان بعنوان تسلیم نزد پیامبر بیایند این مناطق و غنائم و اسرای آن ملک خاص حضرت است و مسلمانان هیچ حقی در آن نخواهند داشت و حضرت بعنوان اموال شخصی خود هر تصمیمی بخواهد می تواند درباره آنها بگیرد.

پس از فتح فدک آیه ” و آت ذا القربی حقه ” [4] نازل شد یعنی حق خویشان را به آنان بده.پیامبر از جبرئیل پرسید منظور چه کسانی هستند و این حق کدام است؟ جبرییل از طرف خداوند عرضه داشت: فدک را به فاطمه عطا کن. پیامبر حضرت زهرا را فرا خواند وفرمود خداوند فدک را برای پدرت فتح کرد و چون لشکر اسلام آنجا را فتح نکردند؛ مخصوص من است و تعلقی به مسلمین ندارد و هر تصمیمی بخواهم درباره آن می گیرم. دستور خداوند نیز بر عطای آن به تو نازل شده است. از سوی دیگر مهریه مادرت خدیجه بر عهده پدرت مانده است و پدرت در قبال مهریه مادرت و به دستور خداوند فدک را به تو عطا می کند. آن را برای خودت و فرزندانت بردار و مالک آن باش.

حضرت زهرا عرض کرد: تا شما زنده هستید من نمی خواهم تصرفی در آن داشته باشم. شما بر جان و مال من صاحب اختیار هستید. پیامبر فرمود: ترس آن دارم که نا اهلان تصرف نکردن تو در زمان حیاتم را بهانه ای قرار دهند و بعد از من آن را از تو منع کنند. عرض کرد: آنگونه که صلاح می دانید عمل کنید.

پیامبر ورقه ای خواست و امیرالمومنین را فرا خواند و فرمود : سند فدک بعنوان بخشوده و اعطایی پیامبر بنویس و ثبت کن. امیرالمومنین آن را نوشت و خود حضرت با ام ایمن بر آن شهادت دادند.پیامبر در آنجا فرمود: ام ایمن زنی از اهل بهشت است. حضرت زهرا این نوشته را تحویل گرفت. سپس پیامبر مردم را در منزل حضرت زهرا جمع نمود و به آنان خبر داد که فدک از آن فاطمه است و در همان جا از در آمد آن بعنوان اعطایی فاطمه بین مردم تقسیم کرد.

در آمد فدک را سالانه از هفتاد هزار سکه طلا تا صد وبیست هزار سکه نوشته اند . هر ساله حضرت به اندازه قوت خود برمی داشت و بقیه را بین فقرا تقسیم می کرد و تا هنگام رحلت پیامبر این شیوه ادامه داشت. چشمان بسیاری از نیازمندان منتظر سر رسیدن در آمد فدک بود تا از بخشش فاطمه سلام الله علیها زندگی خود را سامانی بخشند.

پس از رحلت پیامبر ماموران خلافت غاصب به دستور خاص خلیفه به فدک رفتند و نماینده حضرت زهرا را از آنجا اخراج کردند و ملک آن را غصب نمودند و در آمد آن را بطور کامل برای مخارج حکومت غاصبانه خود صرف کردند و به سابقه مفصل امر الهی و عمل پیامبر در مورد فدک و سندی که تنظیم شده بود و شاهدانی که گواهی دادند و آنچه پیامبر در حضور مردم فرموده بود؛ کوچکترین توجهی نکردند.

این تصویری بود از مراحل فتح فدک و اخراج آن از دست یهودیان و انتقال آن به پیامبر و اعطای فدک توسط آن حضرت؛ به فاطمه و آنچه طی چهار سال مالکیت و تصرف حضرت زهرا بعنوان دوران شیرین فدک طی شد تا آنگاه که دوران غصب آن فرا رسید وشیرینی گذشته را به کام فاطمه «سلام الله علیها» و شیعیانش تلخ کردند.

غصب سرزمینی بنام فدک از حالت عادی تغییر شکل یافت و به یک مسئله اعتقادی تبدیل شد که در آن علی و فاطمه «سلام الله علیهما» به بیدار کردن مردم پرداختند و بسیاری از آنچه باید در روزهای غصب خلافت می فرمودند در سایه غصب فدک بیان کردند.

پس از فدک اولین اقدامی که حضرت زهرا «سلام الله علیها» انجام داد آن بود که سند فدک را آورد و به ابوبکر نشان داد متن سند بعنوان اعطایی پیامبر به دخترش فاطمه بود. ابتدا حضرت زهرا به همراه امیرالمومنین «علیهما السلام» به مجلسی که ابوبکر و عمر به همراه عده ای بطور خصوصی در آن بودند آمده و رسماً اعتراض خود را اعلام کردند. حضرت خطاب به ابوبکر فرمود: چرا نماینده مرا از فدک اخراج نمودی در حالی که پیامبر به امر خداوند آن را برای من قرار داد. آیا می خواهی زمینی را از من بگیری که پیامبر از بین غنائمی که مسلمین در راه آن جنگ نکرده اند به من بخشید؟ آیا پیامبر نفرموده است: فرزندان هر پییامبر باید بعد رحلت او مورد توجه باشند؟ تو خوب می دانی که تنها یادگار پیامبر برای فرزندانش همین است؟

در اینجا حدیث جعلی عایشه به وسیله ابوبکر نقل شد. ابوبکر گفت: عایشه و عمر شهادت می دهند که پیامبر فرموده است:” النبی لایورث” یعنی پیامبر ارث نمی گذارد. حضرت زهرا «سلام الله علیها» ‌فرمود: این اولین شهادت ناحقی است که به آن شهادت می دهند. من درباره فدک در اسلام شاهدانی دارم. فدک را پیامبر به من بخشیده است و من شاهد می آورم. ابوبکر گفت: دلیل خود را بیاور. حضرت زهرا «سلام الله علیها» فرمود: آیا در زمان حیات پیامبر فدک تحت تصرف من نبود و من محصول آن را مصرف نمی کردم؟ گفت: آری. فرمود: پس چرا درباره چیزی که در دست من است؛ از من شاهد می خواهی.ابوبکر گفت چون غنیمت مسلمین است . اگر دلیل نیاوری امضا نخواهم کرد. حضرت در حالی که مردم هم می شنیدند فرمود: آیا می خواهید دستور و کار پیامبر را رد کنید و درباره ما حکمی کنید که درباره سایر مسلمین نمی کنید. ای حاضرین بشنوید که مرتکب چه عملی می شوند؟ ای ابوبکر و عمر ! اگر من اموال مسلمین را که در دستشان و تحت تصرفشان است ادعا کنم ؛ از من دلیل می خواهید یا از مسلمین ؟

عمر با حال غضب گفت: این غنیمت مسلمین و زمین آنان است که در دست فاطمه است و محصول آن را مصرف می کند. اگر بر ادعای خود دلیل آورد که پیامبر از بین مسلمین فدک را فقط به او بخشیده است درحالی که غنمیت وحق مسلمانان بوده در این باره نظر خواهیم داد.

حضرت فرمود: همین مرا بس است ! ای مردم شما را قسم می دهم که آیا از پیامبر شنیدید که فرمود: دخترم سیده زنان اهل بهشت است؟ گفتند : آری به خدا قسم این را از پیامبر شنیدیم. فرمود : آیا سیده زنان اهل بهشت ادعای باطل می نماید و آنچه مالکش نیست تصرف می کند؟ ایشان عصمت خود را دلیل آوردند.

خدایا غاصبان با صدیقه کبری با پاره جگر رسول خدا؛ با همتا و کفو امیرالمومنین حیدر کرار چه کردند؟ آن ذات مقدسی که آیه تطهیر:” انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا” درموردش نازل شد؛ کار را به جایی رساندند که عصمت خود را دلیل می آورد. حضرت زهرا «سلام الله علیها» و امیرالمومنین اقدامات دیگری در جهت احقاق حق خود در مساله فدک انجام دادند. انشاء الله بقیه مطالب را درجلسه آتی خدمتتان عرض می کنم. در ضمن این اقدامات ابوبکر نوشته ای در جهت باز پس دادن فدک به حضرت زهرا«سلام الله علیها» داد. یار و همراهش، حضرت را در راه دید. گفت: این نوشته همراه تو چیست؟ فرمود: نوشته باز پس گیری فدک است. با خشونت گفت: آن را به من بده. حضرت ابا کردند و آن را ندادند. در اینجا به ساحت مقدس آن حضرت جسارتی کرد که صفحه تاریخ را سیاه کرد و سوز جانکاه آن برای همیشه دل محبانش را می سوزاند. با قساوت تمام با پا به حضرت زد و سیلی به صورت مبارک آن حضرت زد به طوری که در اثر آن گوشواره حضرت شکست و خدا می داند چه حالی به یادگار پیامبر دست داد و با آن حال چه طور خود را به خانه رسانید! بعد از آن نوشته را به زور از دست حضرت گرفت؛ آب دهان بر آن انداخت؛ نوشته ها را پاک کرد و آن را پاره نمود .

خدایا به سوز دل امام عصر «علیه السلام» در این لحظات و در غم مصیبت مادر بزرگوارشان الساعه الساعه امر فرجشان اصلاح بفرما.

[1] بحار /ج43/ص105

[2] ( ضحی/93 )(سیوطی /الدرالمنثور /ج 8 /ص 543 )

[3] ( مائده /119 ) ؛ (فجر/28 )

[4] روم /28

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *