چشم به راهیم هنوز

چشم به راهیم هنوز

باز کن پنجره را
که نسیمی ز دم روح خدا می آید
دیده بگشا و ببین نرگس مستان ز کجا می آید ؟
ناجی دین خدا
بهر مدد از بر ما می آید
******
چه بهاران سحری باشد و فرخنده شبی!
کز فرا سوی جهان
رهبر خوبان
به صد مهر و ثنا می آید
******
از بلندای افق
مرکبی می تازد
در پس دودی پراز آتش و جنگ
همه آرامش و احساس
می گیرد رنگ
به دل خسته ی مردان نبرد
همه باران صفا می بارد
گویی با این همه ناز
دست بوس شهدا می آید
******
همه دلها با او
ذکر لبها “یاهو ”
قوّت قلب دلیران است او
دست غیبش به تن زخم عزیزان است او
در میان غل و زنجیر اسارت
چه آزاد و رها می آید
******
حاصل جنگ اگر فجر و ظفر بود
ز اعجاز تو بود
همه دم آن “ید بیضا” ی تو هم بر سر بود
******
یا ابا صالح !
اگر عشق تو در سینه نبود
حفظ دین و وطن اندر دل مردان
که دیرینه نبود
به جبین نام تو آذین و به لب “ادرکنی”
به امیدی که :
“یک جمعه به میهمانی ما می آیی”
******
سالها …
ماه به ماه …
روز به روز…
جمعه به جمعه…
پی هم می آیند
همه آفاق
به طلوع گل خورشید ِرُخَت
چشم به راهند هنوز

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *