نمایشگاه بزرگ با زلال غدیر8

متن سخنرانی 1 (کلوپ)

« الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیرالمؤمنین و الائمه المعصومین– علیهم السلام- »

در سال دهم هجری در مدینه اعلام گردید که رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – عازم سفر حج می باشد تا در این سفر حج را قولاً و عملاً به مسلمانان بیاموزند، این خبر باعث شادی و خوشحالی مسلمانان شد، چون مسلمانان سالیان درازی بود که منتظر چنین روزی بودند؛ که عزت و عظمت و قدرت اسلام را مشاهده کنند و یک فریضه دینی را نیز از پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله و سلم – بیاموزند.

این اولین و آخرین سفر حج رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – بعد از هجرت به مدینه منوره بود. جمعیت زیادی از مردم مدینه و از مسلمانان سایر مناطق عازم حج شدند، به طوری که مورخان اسلامی این جمعیت را بالغ بر 120 هزار نفر ثبت نمودند. پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله و سلم- با جمعیت انبوهی که ذکر شد، پنج روز مانده به آخر ذی القعده از مدینه خارج شدند و به سوی مکه حرکت نمودند، پس از 10 روز به مکه رسیدند، بعد از انجام مراسم حج در روز 18 ذی الحجه به وادی غدیر خم ‌‌‌‌[غدیر در لغت به معنی آبگیر یا برکه می باشد و خُم اسم منطقه است ] رسیدند.

پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله و سلم – با توجه به دستور خدای متعال : « یا اَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَآ اُنْزِلَ اِلَیْکَ مِنْ رَّبِکَ … »(1)

«ای رسول خدا آن فرمان و دستوری که از سوی خداوند بر تو نازل گردیده به مردم ابلاغ بنما که اگر چنین نکنی رسالت خدا را ابلاغ ننموده ای و خداوند تو را از خطرات مردم محافظت می نماید و خداوند گروه کافران را هدایت نمی کند.»

از این بیان که خداوند می فرماید: چنان چه این مطلب را به مردم نرسانی رسالت خداوند را ابلاغ نکرده ای، اهمیت و حساسیت موضوع مشخص می شود. بنابراین لازم بود قبل از این که قبایل مختلف متفرق شوند پیام الهی به گوش همه برسد تا جای هیچ بهانه ای نباشد. لذا پیامبر – صلی الله علیه و آله و سلم – دستور توقف دادند. هم چنین آنها که جلوتر رفته بودند بازگشتند و صبر کردند آنهایی که عقب مانده بودند به قافله برسند، دستور توقف در گرمای طاقت فرسا و در وسط بیابان برای مردم سؤال برانگیز بود. پس از تجمع کامل افراد و اقامه نماز پیامبر – صلی الله علیه و آله و سلم – دستور دادند، زیر چند درخت بزرگ را جاروب کرده و برای این که در آینده دور یا نزدیک کسی مدعی نشود که از زیادی جمعیت حضرت را ندیدم و سخن ایشان را نشنیدم که چه فرموده و درباره چه چیزی امر به اجتماع نموده بنابراین پیامبر – صلی الله علیه و آله و سلم – دستور دادند، از جهاز شتران منبری برپا نمایند و پس از آماده شدن منبر پیامبر- صلی الله علیه و آله و سلم – بالای منبر رفته و حضرت علی – علیه السلام – را نیز با خود بالا بردند.

پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله و سلم – خطبه با فصاحت و بلاغت خود را به گونه ای صریح و روشن و آشکار و دور از هر گونه ابهام و با کمال صلابت و جدیت در برابر آن جمعیت بزرگ و اجتماع بی نظیر ایراد فرمودند.

خطبه غدیر را می توان به چند بخش دسته بندی کرد:

پس از ستایش پروردگار فرمودند: ای مردم چیزی نمانده که من دعوت حق را لبیک بگویم و از میان شما بروم و فرمودند: من دو چیز گرانقدر در میان شما می گذارم ، یکی کتاب خدا و دیگری عترت و اهل بیتم. حال پس از من چگونه با این دو یادگار رفتار می کنید. ای مردم بر قرآن و عترت من پیشی نگیرید و در عمل به آنها کوتاهی نکنید که هلاک می شوید.

آنگاه در مقابل دیدگان جمعیت دست حضرت علی – علیه السلام- را به عنوان اولین امام از اهل بیت – علیهم السلام – بلند کردند و پرسیدند:

سزاوارتر بر مؤمنان از خود آنها کیست ؟ حاجیان فریاد برآوردند ، خدا و پیامبرش. آنگاه پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله و سلم – با صدایی رسا فرمودند: خدا مولا و صاحب اختیار من و من مولا و صاحب اختیار مؤمنانم؛ هر کس را من مولایم ، علی مولای اوست. خداوندا کسانی که علی را دوست دارند دوست بدار و آنان که دشمنش می دارند دشمن بدار.

در خطبه غدیر خُم، پیامبر- صلی الله علیه و آله و سلم – نه تنها حضرت علی- علیه السلام – را به عنوان امام و ولی بلافصل خود معرفی نمودند بلکه تمامی ائمه – علیهم السلام – را به نام معرفی نمودند و خط مشی کلی اسلام تا قیام قیامت را مشخص نمودند. و مردم را از مخالفت با این دستور برحذر داشتند. و اعلام نمودند که خدای متعال راضی شدند به این که دین اسلام، دین شما می باشد؛ یعنی اسلام بدون امامت امیرالمؤمنین معنی و مفهوم ندارد .و لازم بود بعد از اعلام جانشینی امیرالمؤمنین– علیه السلام – از مردم به صورت زبانی و عملی بیعت گرفته شود و پس از گرفتن بیعت شفاهی، پیامبر – صلی الله علیه و آله و سلم – دستور دادند ، خیمه برپا کنند یکی برای خود و دیگری حضرت علی – علیه السلام -.

گفت با اصحاب پیغمبر تمام این کلام خوش ادا و با نظام

با شما ای مردمان با وفا … نیستم اولی تر از نفس شما ؟

جمله گفتند از طریق مهتری تو به ما از نفس ما اولی تری

گفت : هر کس را منم مولای او پس علی مولای او باشد نکو

حیدر از فرمان رب کائنات شد ولی بر مؤمنین و مؤمنات

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *