میعادگاه عشق

میعادگاه عشق

مسافران یک به یک به میعادگاه عشق نزدیک می شوند و آنگاه فرمانی از سوی قادر متعال نازل می گردد و پیامبر رحمت بر تمامی اهل زمین مژده می دهد. الیوم اکملت لکم دینکم

 

و دستان مهربان پیامبر دستان با صلابت علی را برفراز آسمان بلند می کند و نوری عظیم این کره خاکی را فرا می گیرد.

 

مژده باد بر اهل زمین، مژده باد بر اهل آسمانها،علی این یکه تاز مردانگی و عدالت، علی این مظهر شجاعت و صلابت بر تخت امیری مؤمنان خواهد نشست. او زمین را از عدل پر خواهد کرد و عشق را در دلهای مؤمنان جای خواهد داد.

 

او بعد از پیامبر رحمت و رأفت یگانه حاکم بزرگ در قلب مسلمین خواهد بود و پیامبر این گونه فرمود: هر کس که من مولای اویم پس علی مولای اوست

 

و اینگونه بود که خاکیان با نور پیمان بستند و دستان خود را به سوی او بلند کردند و در روزی که خداوند آن را عزیز داشته و ملائک در آسمانها به جشن و سرور پرداختند علی اول امام شیعیان امیرمؤمنان جانشین پیامبر شد، در سرزمینی که غدیر نام داشت.

 

و غدیر در روزی که بوسه بر قدمهای پیامبر و علی(ع) می زد شاهد بزرگترین و عظیم ترین حادثه تاریخ بود و اینگونه شد که غدیر میعادگاه عشق نام گرفت و علی(ع) به سوی مسلمین دست بیعت بلند کرد.

 

اما، اما چه ناجوانمردانه مردانیکه در وفاداری به عهد، خود را شهره دنیا می دانستند نزدیک به هفتاد روز بعد پیمان شکستند. آنان چشمهایشان را بستند و علی را ندیده، خدایا مگر می توان علی را ندید. مگر می توان در کنار خورشید زندگی کرد و آن را انکار نمود. بارالها چگونه واقعیتی بزرگ همچون غدیر را انکار کردند و علی این طلایه دار پرچم اسلام را خانه نشین نمودند.

 

دوباره تاریخ تکرار می شود. این رسم روزگار است و غدیری دیگر در راه است و آنانی که به خیال خویش علی را خانه نشین نمودند به تاریکی تاریخ پیوستند. و ما مانده ایم، ما هستیم و علی زمان خویش، ما هستیم و مردی از تبار علی

 

اینک بعد از سالیان دراز از فرسنگها فاصله هنوز هم نوایی می آید. خوب گوش دهید، هنوز هم می توان صدای شادی ملائک را شنید. هنوز هم می توان ندای جبرئیل را که در تمام گستره آسمانها بلند است شیند. هنوز هم نوای مهرانگیز پیامبرکه علی را جانشین خود معرفی کرد به گوش می رسد.

 

خوب بنگرید، چشمهایتان را باز کنید: هنوز هم می توان دستان مهربان علی را که برای بیعت به سوی آسمان بلند شده ببینیم و لبخند او را وقتی می خواهد ما را به سر منزل مقصود برساند.

 

اگر دلهایمان را روانه کنیم او را خواهیم یافت، اویی که اگر چه نمی بنیمش ولی حضورش را در تک تک لحظات زندگی خویش با همه وجود احساس می کنیم. او امام غایبمان مردی از سلاله نور و از قبیله آفتاب مردی از تبار علی او را بنگرید، بر فراز نور ایستاده و منتظر است. بیائید به سویش رویم نه به سویش پرواز کنیم. بیائید به او ثابت کنیم که تنها نیست ما آری همه ما با او هستیم، دوستش داریم و تنهایش نمی گذاریم. بیائید دست بیعت به سویش بگیریم و با او بیعت ببندیم.

 

بیعتی که اگر 70 روز نه چه می گویم بیعتی که اگر سالها از آن گذشت فراموشش نکنیم و ثابت کنیم که ما مانند گذشتگان حقیقت خورشید را انکار نمی کنیم.

 

خورشیدی که هر روز برای طلوع همیشگی اش دعا می کنیم «اللهم عجل لولیک الفرج»

 

دستهایتان را بلند کنید. می خواهم وجود خویش را از هر چه ظلمت است برهانیم و همچون کبوتران تازه آزاد شده درسقف آسمان به پرواز در آئیم. قلبهایتان را به درگاه مقدمش روانه کنید و نجوای عشق سر دهید. می خواهیم با ملائک همراه شویم و همراه آنان بر دستان مبارک و منتظر اماممان بوسه زنیم. می خواهم با نور پیمان مقدس ببندیم پیمان عظیم و همیشگی

 

خجسته باد بر شما این پیمان مقدس

 

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *