منتظِر و هم منتظَر

منتظِر و هم منتظَر

 

راه را ازسر گرفتیم

گویی منزل دورتر از آن بود که می‌پنداشتیم

عده‌ای درماندند وعده‌ای پیشتاختند …

آنها که راه را نیمه رها کردند مقصد را منکرشدند

و آنها که پیش می‌رفتند به سوسویى از نور دل قوی داشتند …

و ما چه دور بودیم و چه دور هستیم هنوز …

روزی قدمی برمی‌داریم و روزی پاپس می‌کشیم،

گویی که نمی‌بینیمت که درمنزل مقصود دست بر سرنهاده‌ای و چشم بر راه داری تا شاید کسی از راه سر برسد و انتظار را خاتمه بخشد …

سلام بر او که هم منتظِر است و هم منتظَر

نویسنده: نشانی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *